|
آسایشگاه سالمندان پیران، سرای سالمندان یهود فقط پذیرای سالخوردگان یهودی نیست. روی یکی از تختها پیرزنی ارمنی در حال درست کردن گلهای پارچهای است.
آسایشگاه پیران سال ۱۳۴۱ تاسیس شده است و الان ۲۰ سالی هست که آقای گاد نعیم، هماهنگکننده مراکز اقلیت، مدیر این آسایشگاه و رئیس هیات اعضای سرای سالمندان یهودی است.
در اتاق فیزیوتراپی یکی از پیرمردهای در حال درمان، گلی را که دست بچهها گرفته بو میکند و میگوید: خوش آمدی که خوشم آمد ز آمدنت/ هزار جان گرامی فدای هر قدمت/ اگر از آمدنت خبر داشتم/ سر راهت گل سوسن و سنبل میکاشتم.
اتاقها عموما سه تخته هستند. ما اتاقهاي بخش 2 اين مجموعه را كه مربوط به سالمندان معلول است نميبينيم. اما همين بخش اولي هم پيرزنها و پيرمردهايي را در خود جا داده كه ياراي حركت ندارند. پرستارها زير بغل بعضيها را ميگيرند و مينشانندشان و بعضيهاي ديگر اصلا از جا تكان نميخورند و وقتي وارد اتاق ميشويم فقط با نگاه دنبالمان ميكنند.
در خانه سالمندان پيران 60 نفر نگهداري ميشوند و به گفتهي مهران ساسانيفر كه مسوول شيفت بعد از ظهر آسايشگاه و مسوول حسابداري آن است، «اين آسايشگاه دائما بازسازي و تعمير شده تا در شان و مقام سالمند باشد چون احترام به والدين از فرامين حضرت موسي در ده فرمان است».
بعضي از پيرمردها را براي حركت درماني به محوطه آوردهاند. پيرمردي كه داشت فيزيوتراپي ميشد، حالا روي يكي از نيمكتهاي حياط خروسي را در بغلش نگه داشته و بچهها را كه ميبيند، ميگويد: ببينيد اين حيوون هم عاطفه داره اگه يك روز بغلش نكنم خيلي غصه ميخوره.
آسايشگاه چيلويان وابسته به ارامنه كاتوليك سال 1344 تاسيس شده است. بيشتر حال و هواي خوابگاه دارد تا بيمارستان. اينجا خبري از سنگهاي سفيد و يكدست كف و ديوارهاي آسايشگاه پيران نيست. اتاقها همه يك تخته است. گرچه فوقالعاده كوچك. به قول يكي از بچهها، اينجا فقط همه پيرند. البته دو نابينا و يك نفر هم كه آلزايمر دارد بين 25 سالمند اين آسايشگاه وجود دارد.
ملينا خالتيان، مسوول دفتر خليفهگري ارامنه كاتوليك ميگويد: چون پرستار نداريم، معمولا بيمار قبول نميكنيم. اگرچه دكتر هر هفته به اينجا سر ميزند.
ارامنه كاتوليك فقط يك سراي سالمندان در تهران دارند. خالتيان ميگويد: شايد حداكثر 70 خانواده كاتوليك در ايران باشند كه آنها هم عموما فرزندانشان مهاجرت كردهاند و اين سالمنداني كه اينجا هستند عموما از بازمانده همان خانوادهها هستند.
راهروها باريك و كم نور است ولي اتاقها با همهي كوچكي خوب تزئين شده. انقدري در اتاقها جا هست كه يك تخت در گوشهاش جا دادهاند. يك يخچال گوشه ديگر كه روي آن عموعا تلويزيوني هست و وسط اتاق يك ميز كوچك گرد با دو صندلي قرار دارد.
هنريك هاكوپيان، مدير داخلي آسايشگاه ميگويد: حداقل ماهي يكبار مراسم مذهبي در اينجا با حضور كشيش يا اسقف انجمن كاتوليك ارامنه برگزار ميشود و سالي يكبار هم كل سالمندان و خانوادههايشان براي سال نو اينجا دور هم جمع ميشوند.
آسايشگاه سالمندان چيلويان خصوصي است و زير نظر هيات امناي وابسته به خليفهگري ارامنه كاتوليك و تحت نظر بهزيستي استان تهران اداره ميشود.
خالتيان، مسوول دفتر خليفهگري ارامنه كاتوليك ميگويد: چون اينجا جاي خيلي كمي داريم فقط ارامنه را پذيرش ميكنيم.
خالتيان ميگويد: البته چون گاهي مخارج بيشتر است، بار مالي با انجمن است و انجمن هزينهها را تامين ميكند.
آسايشگاه سالمندان زرتشتي سال 86 افتتاح شده و ساختمان جديدتري دارد. فضا بيشتر است و بعضي از سالمندانش در راهروها نشستهاند. گلهاي تازه و زيبايي روي ميزها هست كه به گفته مدير آسايشگاه هر روز صبح خريداري ميشود.
آنطور كه ميگويند، اينجا كمكهاي مردمي حرف اول را ميزند، اگرچه شهريه هم مطابق تعرفههاي بهزيستي دريافت ميشود.
طبقه اول خانمها هستند. طبقه دوم آقايان و طبقه سوم سالمنداني كه توان حركت ندارند.
اينجا 10 نفر مرد و 15 نفر زن زندگي ميكنند كه بعضيها وابسته هستند.
آذرين دخت بليوان، صاحب امتياز و مدير مسئول سراي سالمندان زرتشتي ميگويد: وابستهها كساني هستند كه آلزايمر دارند. بعضي وابسته به تختاند كه يعني كاري نميتوانند بكنند اما خدا نكند كسي وابسته به پرسنل شود كه كار خيلي سخت ميشود.
اينجا هم فقط اقليتهاي زرتشتي زندگي ميكنند. طبقه اول در سالن اجتماعات، جامي كه در آن چراغي روشن است قرار دارد و كتاب اوستایی کنار آن است.
بليوان ميگويد: صبحها اينجا همه با هم اوستا ميخوانند و گاهي فيلم تولد يا عروسي بچه يا نوه يكي از سالمندان را با هم نگاه ميكنند. وقتي كسي آلزايمر دارد نشانههاي قديمي در يادش میماند و اين جام هم با نور درونش شايد بتواند كمكي به اين سالمندان بكند و در عين حال نور آن، آرامبخش باشد.
آسايشگاه سالمندان شفا، آسايشگاه مسلمانان است. 70 نفر ظرفيت دارد و در حال حاضر 67 نفر در آن اقامت دارند. اتاقها سه يا چهار تختهاند. بعضي از پيرزنها با روسري روي تخت خوابيدهاند. يكيشان چشمش را باز ميكند و گل را كه دست بچهها ميبينيد، با خوشحالي ميگويد: «روز مادر شده برام گل آورديد؟»
عبدالحسين ناصرزاده، يكي از اعضاي هيات رييسه آسايشگاه ميگويد: سالمندان آسايشگاههاي خصوص اكثرا خانوادههاي متمولي دارند. مثلا اون خانوم از يكي از خانواده هاي اصيل و بزرگ شيرازي است كه فرزندانش خارج از كشور هستند.
پيرزن روي صندلي كنار راهرو نشسته. ميخندد و ميگويد: منو از خارج آوردن گفتن بشين اينجا! من از خانواده ... شيراز هستم. پدرم شاعر بود. بعد رو ميكند به من و ميگويد: دانم كه به دل دوست نداري ما را/ اما قربان همين محبت زباني.
در يكي از اتاقها خانم نسبتا جواني روي يكي از تختها نشسته. ناصرزاده ميگويد: اماس دارد. از شوهرش جدا شده. خارج زندگي ميكرده و حالا با خرج خودش اينجا مانده. بچههايش هم مدام به او سر ميزنند.
يكي از پيرزنها را كه روي يكي از تختها دراز كشيده نشان ميدهد و ميگويد: اين خانوم هم قبلا در سفارت ايران در آمريكا كار ميكرده و بعد مردي را در گوشه راهرو نشان ميدهد كه قبلا رييس بانك ملي بوده و الان با حقوق خودش اينجا زندگي ميكند.
ناصرزاده خودش در بهزيستي هم هست و تاكيد ميكند كه هزينههاي آسايشگاه خصوصي بالاست و فقط چند نفري آن هم به دلايل خاص در اينجا مجاني نگهداري ميشوند.
روي ديوار جلوي در منشور حفظ حقوق سالمندان نصب شده. مواردي چون «آزادي انجام فعاليتهاي مذهبي و در نظر گرفتن مراكزي خاص براي اداي اين مراسم»، «حفظ و تكريم سالمندان با هر دين و مذهب و رعايت و حفظ اصول مذهبي مورد قبول فرد سالمند« در اين منشور آمده.
|