آنان خود را پيروان يحياي تعميدگر ميدانند و با اين حال كتاب مقدسشان، «گِنزا ربا» را معتقدند كه بر «آدم گورا قدمايي» (حضرت آدم) نازل شده است و آن را «صحف آدم» مينامند. در كنار آبهاي جاري مراسم به جا ميآورند و تعميد اصليترين برنامهي دينيشان است و همان طور كه چحيلي ميگويد: «اصلا همهي رسوم و مناسك مندايي بدون آب، يعني هيچ.»
اينكه آنان همان «صابئين» هستند كه در قرآن در كنار يهود و نصاري نامشان آمده براي خود مندائيان كه خود را «صابئين مندائي» مينامند، مسلم است و در ميان مفسران قرآن نيز بيطرفدار نيست و مندائيان از اين دلخورند كه چرا در برخي تفاسير و ترجمهها صابئين را ستارهپرست دانستهاند و آن را حاصل يك سوء تفاهم از سر ناآگاهي ميدانند.
در هر حال، همهي اين سخنان مايهي گفتوگوها و سخنرانيهايي بود كه عصر سهشنبه در مؤسسه گفتوگوي اديان، با موضوع «آداب و متون مندايي» برگزار شد. دكتر مسعود فروزنده، محقق و منداييشناس و سالم چحيلي، رئيس انجمن مندائيان ايران، ميهمانان اين جلسه بودند.
دكتر فروزنده كه در سخنرانياش به بيان و توضيح متون مندايي پرداخت، قدمت ادبيات و متن مندايي را 1800 سال دانست و گفت: زبان و خط مندايي شعبهاي از زبان و خط آرامي شرقي است كه زماني در همه بينالنهرين باستان رايج بوده است. «گنزا ربا» به معناي «گنج عظيم»، كتاب مقدس مندائيان است و مندائيان معتقدند كه اين كتاب را «هيبل زيوا» (جبرئيل) از سوي «حيي» به «آدم گورا قدمايي» انشا و نازل كرده است.
فروزنده گفت: شرح و تفسير متون مندايي و از جمله همين كتاب، كار بسيار دشواري است و حتي مفسران نيز گاهي از درك معناي واقعي آن عاجزند زيرا در بسياري از موارد، عبارات متناقض و بسيار مبهم و راز آلودي وجود دارد.
او ضمن سخنانش اشاره كرد به اينكه متون مندايي هيچ گاه چاپ نشده است و مندائيان علاقهاي به نشر متون خود نداشتهاند و همين موضوع موجب بياطلاعي دولتهاي حاكم اشكاني و ساساني و اموي و عباسي و نيز محققان مسيحي قرون وسطا از عمق عقايد آنان شده است اما در دو سده معاصر محققان اروپايي مانند نلدكه و ليدز بارسكي به ترجمه متون مندايي همت گماشه و آنان را به جهانيان معرفي كردهاند.
مندائيان به غير از «گنزا ربا»، كتابهاي ديگري مانند «ادراشا يحيي» به معناي تعاليم يحيي و «قلستا» به معناي مجموعه قوانين ازدواج و شامل سرودههايي در ستايش عالم نوراني و «انياني» به معناي نماز و «سيدر اد نشماتا» به معناي كتاب روان آدمي و «اسفر ملواشي» به معناي ديني يا نجومي دارند. و علاوه بر اينها متون ديگري با نام «ديوانها»، «قماها» و «زرزتاها» از متون مقدسشان به شمار ميرود.
اين محقق منداييشناس، درباره اينكه چرا عدهاي تصور ميكنند كه مندائيان ستارهپرست هستند، گفت: مندائيان قبلهي خود را شمال آسماني (هيون / بهشت) ميدانند و به آن طرف نماز ميخوانند. آنها به خاطر اينكه شمال آسماني را پيدا كنند، از ستاره قطبي كمك ميگيرند و رو به آن ستاره ميايستند. و همين بوده كه ناظران خارجي و ناآشنا به آداب اين دين را واداشته تا گمان كنند مندائيان ستاره قطبي را ميپرستند.
سالم چحيلي، رئيس انجمن مندائيان ايران، ديگر سخنران اين نشست بود كه به شرح و تفسير آداب و مناسك مندايي پرداخت و با نمايش تصاويري از مراحل ساختن «اشخنتا» يا همان معبد مقدس مندائيان، مراحل ساختن اين معبد را كه در زبان محل به آن «مندي» ميگويند، تشريح كرد.
مندائيان در پنج روز اول سال كه به آن پنجه مقدس ميگويند و مصادف با اولين ايام نوروز است اين معبد را از چوب و ني و شاخه نخل برپا ميكنند و پس از تعميد در حوض اين معبد، همهي آن را آبپاشي ميكنند و در آن به نماز ميايستند. ايام پروانايا يا پروانايي (همان عيد پنجه مقدس) جزو روزهاي 12 ماه به حساب نميآيد و به گفته چحيلي هيچ روزي نميتواند اين پنج روز مقدس را باطل بكند و بر آن كارگر نيست. شب و روز، در اين ايام، مساوي است و حتي شب هم ميتوان مراسم ديني بجا آورد.
چحيلي به اهميت آب جاري در آداب مندايي اشاره كرد و گفت: آب جاري آبي است كه از زمين بجوشد مانند آب چشمه يا قنات يا حتي آبشاري كه از بلندي سرازير شود و اصولاً همه مناسك ديني مندائي با آب گره خورده است و اين آب علاوه بر جاري بودن بايد شيرين هم باشد. بنابراين اگر آبي به اندازه درياچهي اروميه هم باشد و شيرين هم باشد، چون جاري نيست، ارزشي براي ما ندارد و تعميد در آن بيارزش است.
رئيس انجمن مندائيان در پاسخ به اين سؤال كه دين مندائي چه برنامهاي براي اجتماع دارد تعاليم اجتماعياش چيست گفت: خوشبختانه يك مندايي و يك روحاني مندايي، سادهترين لباس را ميپوشد، عصايي از زيتون به دست ميگيرد و اگر داشته باشد، دمپايي چوبي ميپوشد و هيچ تجملي ندارد.
سالم چحيلي گفت: اگر آيهها را بررسي كنيم ميبينم كه همه جاي آن نهي از منكر و امر به معروف و تشويق افراد به نيكوكاري و كمك به ايتام و مستضعفان و بيوه زنان است و توصيه ميشود اين كارها را بدون جار زدن انجام بدهيد و اگر با دست راست ميدهيد، دست چپتان از بيخبر باشد.
سؤال ديگر شركتكنندگان اين بود كه آيا اين دين، «دعوت» دارد و ميتواند كسي از بيرون جامعه مندائيان را به درون خود بپذيرد. چحيلي گفت: يك صائبي حتماً بايد پدر و مادرش صابئي باشند و در نتجيه نه كسي ميتواند وارد به اين دين بشود و نه خارج بشود. او با اشاره به اينكه اگر كسي از اين دين خارج بشود از جامعه مندائي طرد ميشود گفت: دين ما ديني بدون قضاء و قضاوت است و قضاوت را مخصوص آخرت ميدانيم. ما تابع قوانين هستيم ولي اينكه ما خودمان قوانيني را مطرح كنيم و مثلا كسي را سنگسار يا اعدام كنيم، وجود ندارد.
اين جلسه كه سي و دومين نشست از سلسله نشستهاي گفتوگوي ديني و دينپژوهي بود، دومين نشست مؤسسه گفتوگوي اديان، درباره دين صابئين مندايي بود و در آن جمعي از علاقهمندان به مباحث ديني و حجت الاسلام والمسلمين سيد محمدعلي ابطحي، رئيس مؤسسه گفتوگوي اديان حضور داشتند.