همه نوشته‌های موسسه گفتگوی ادیان

IID_logo

نقش دین در جامعه ایران و ژاپن

موسسه گفت‌وگوی ادیان و بنیاد صلح ساساگاوا برگزار کردند:
کنفرانس نقش دین در جامعه ایران و ژاپن

صبح امروز کنفرانس “نقش دین در جامعه ایران و ژاپن” که توسط مؤسسه گفت‌وگوی ادیان و بنیاد صلح ساساکاوا ژاپن برنامه‌ریزی شده بود، آغاز به کار کرد.

سید محمدعلی ابطحی، رئیس موسسه گفت‌وگوی ادیان در مراسم آغاز به کار این کنفرانس گفت: شاید یکی از آرام‌ترین بخش‌های دنیا، آسیا باشد. از زمانی که ایران به وجود آمده ما مجموعه‌ای متدین بوده‌ایم، بخصوص آیین زرتشت که با بی‌ادعایی در این مجموعه قرار داشته است.
وی در ادامه اظهار داشت: اگر ما منطقه خاورمیانه را از این بخش آسیایی جدا کنیم که مرکز درگیری‌های دینی بوده، در مابقی بخش‌های آسیایی سوءاستفاده از دین کمتر به چشم می‌خورد، دین به عنوان یک نقطه آرام برای مبانی معنوی در منطقه آسیاست و می‌تواند الگویی برای دیگر کشورها نیز باشد. متأسفانه در نقاط مختلف جهان مدیریت دین افراطی را افراط‌گرایان برعهده گرفته‌اند و این بسیار به دین آسیب رسانده است.
ابطحی در پایان ضمن امیدواری از نتایجی که این جلسه خواهد داشت، خواستار تعامل بیشتر نمایندگان ادیان مختلف شد.

در ادامه کنفرانس پروفسور کنیچی ماتسوموتو، به تبیین چندخدایی در زندگی اجتماعی ژاپنی‌ها پرداخت. وی در ابتدای سخنان خود به تشریح معنای پل (یا به عبارت ژاپنی هاشی) پرداخت و گفت: پل در زبان ژاپنی به معنای ابزاری است که ۲ چیز را به هم وصل می‌کند، مثل رنگین‌کمان که آسمان را به زمین متصل می‌کند و یا پل روی رودخانه که دو طرف رودخانه را به هم وصل می‌کند. هاشی همچنین به معنی چوبی که ژاپنی‌ها با آن غذا می‌خورند نیز هست، به این معنا که نعمت خدا را به دهان انسان می‌رساند. معمولا جلوی معابد شینتو پل می‌زنند، به این معنا که بین چیزهای قدسی و غیرقدسی، یا میان زمین و آسمان پیوند وجود دارد.
وی در ادامه تاکید کرد که در ژاپن رابطه میان انسان و خدا (کامی) بسیار نزدیک است و آن را یکی از ویژگی‌های آیین چندخدایی دانست و افزود: مردم کشورهای دیگر گمان می‌کنند ژاپنی‌ها دین ندارند، در صورتی که اصلا چنین نیست. در ژاپن مردم نظر خاصی نسبت به خدا دارند. پایه و اساس اندیشه دین‌های ژاپنی از ۲ چیز تشکیل شده است: آیین چندخدایی و آنیمیزم؛ اندیشه‌ای که تمام پدیده‌های طبیعت را دارای روح می‌داند.
وی در ادامه چگونگی شکل‌گیری نژاد ژاپنی را تشریح کرد و گفت: نژاد ژاپنی از ۲ دسته اصلی تشکیل شده‌اند: نژاد دریایی (ایزومو) و نژاد کشاورز (ایسه). نژاد کشاورز بیشتر به قدرت‌های زنانه قائل هستند که در واقع همان قدرت زایش است. در معابد نژاد کشاورز بیشتر نمادهای زنانه از قبیل موی زنان، آینه یا شانه زنانه به عنوان سمبل پرستش می‌شوند. در مقابل نژاد دریایی بیشتر خدایانی را می‌پرستیدند که نشانی از دریا داشته باشد، مثل صدف یا مار دریایی. پس می‌بینید خدایی که در ژاپنی به آن کامی گفته می‌شود با الله و God تفاوت دارد و قدرت متعالی نیست.
ماتسوموتو سپس افزود: بر اساس اندیشه آنیمیزم و آیین چندخدایی در تاریخ ژاپن ایزدان بسیاری پدید آمدند که گفته می‌شود تعداد آن‌ها به ۸ میلیون می‌رسد. البته این اغراق‌آمیز است، اما وقتی در ژاپن قومی بر قوم دیگر تسلط پیدا می‌کرد، برای جلوگیری از خشم خدایان قوم مغلوب شده، قوم مسلط خدایان آن‌ها را نیز می‌پرستیدند و به این ترتیب خدایان زیادی در ژاپن پدید آمدند. بنابراین، مفهوم خدا در ژاپن کاملا با یکتاپرستی متفاوت است.
وی در پایان سخنان خود بار دیگر با اشاره به اهمیت معنای پل در فرهنگ ژاپن افزود: اکنون برای اینکه خدایان مختلف را با یکدیگر مرتبط سازند، مفهوم پل اندکی تغییر کرده است. در دوران اولیه مفهوم پل برای ارتباط خدا با انسان به کار برده می‌شد، اما در دوران بعدی مفهوم پل برای اتحاد خدایان و ارتباط آن‌ها با انسان به کار برده شد.
ماتسوموتو گفت: در حال حاضر ۷۰ هزار مسلمان در ژاپن زندگی می‌کنند که از این میان ۴۰ هزار نفر از کشورهای مسلمان به ژاپن آمده‌اند و ۳۰ هزار نفر آن‌ها ژاپنی‌هایی هستند که به دین اسلام گرایش پیدا کرده‌اند و احتمال دارد به تعداد آن‌ها افزوده شود. ژاپن در واقع موزه ادیان جهان است.

در ادامه کنفرانس دکتر محمدجواد ناطق‌پور، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران موضوع سخنرانی خود را به بحث اسلام و تعلق اجتماعی اختصاص داد. وی درباره ساختار معارف اسلامی و تأثیر آن بر زندگی اجتماعی انسان اظهار داشت: در دو قرن اخیر بسیاری از شرق‌شناسان در زمینه ساختار فکری و معارف اسلامی و نیز اثرات اجتماعی آن مطالعات قابل‌توجهی داشته‌اند. در این مطالعات این نکته مورد تأکید قرار گرفته است که ساختار آیین اسلام به نحوی انتظام یافته که فرایند زندگی انسان را پیش از تولد تا مرگ و پس از آن مورد توجه دقیق قرار داده و برای آن اندیشه، الگو، روش و دستورات لازم را ارائه کرده است. در یک کلام رستگاری انسان در آخرت در گرو رستگاری وی در زندگی در این جهان است.
دکتر ناطق پور یادآور شد: به همین دلیل بخش مهمی از معارف و دستورات اسلام به تبیین روش‌های زندگی اجتماعی و فردی ایده‌آل و مطلوب جهت تحقق الگوی کمال و انسان شایسته در دنیا و رستگاری وی در آخرت اختصاص یافته است .
این استاد دانشگاه افزود: ابعاد اجتماعی اسلام و توجه این آیین الهی به زندگی مناسب اجتماعی و نیز تحقق جامعه مبتنی بر تعالیم الهی و قسط و عدل از نکات مهمی است که در آیات قرآن، روایات و احادیث به آن توجه جدی شده است. برقراری شبکه مناسب ارتباط اجتماعی، هنجارهای همیاری، ارزش‌های انسانی، اعتماد عمومی و نیز مشارکت جمعی در زندگی اجتماعی از جمله مواردی است که اسلام مورد توجه خاص قرار داده است.
وی یادآورشد: در یک رویکرد نسبتا جدید به بررسی زندگی اجتماعی و با عنایت به تحولات اجتماعی در جامعه، مفهوم “تعلق اجتماعی” به عنوان دیدگاه کارآمد در بسیاری از تحولات و بویژه توسعه اجتماعی می‌تواند طرح شود. این مفهوم که در قالب‌های مختلف در متون و معارف اسلامی آمده است، نوعی از احساس و گرایش عمیق درونی در فرد است که موجب هم‌هویتی فرد با جامعه می‌شود؛ به نوعی که فرد نمی‌تواند در قبال تغییرات و تحولات اجتماعی بی‌تفاوت باشد و تلاش می‌کند تا به نحوی در رشد و توسعه جامعه خود مشارکت کند .
دکتر ناطق‌پور افزود: کاهش احساس “تعلق اجتماعی” موجب بروز مسائل گوناگون اجتماعی از جمله مهاجرت‌های بی‌رویه، عدم توجه به قانون و هنجارهای اجتماعی، گسترش روحیه نفع‌طلبی فردی و در نهایت بحران در جامعه و مدیریت اجتماعی می‌شود. در مقابل افزایش احساس “تعلق اجتماعی” به مسئولیت‌پذیری فرد در قبال جامعه و به دنبال آن مشارکت اجتماعی و در نهایت توسعه جامعه منجر می‌شود. این نکته را نیز باید افزود که “تعلق اجتماعی” در گروه تحقق “سرمایه اجتماعی” است که مجموعه‌ای منسجم و به‌هم پیوسته از ارزش‌ها، هنجارهای مشارکت و همیاری شبکه ارتباطات درون جامعه، آگاهی و نیز اعتماد اجتماعی است.

سخنران بعدی کنفرانس، دکتر ویلیام پیرویان در سخنرانی خود با عنوان فرقه‌ها و گروه‌های مسیحی در ایران اظهار داشت: از اوایل قرن پنجم اختلافات عاملی شد که مسیحیت دچار انشقاق شده و به سه شاخه: ارتدکس، دیوفیزیتسم (دوطبیعتی) و منوفیزیتسم (وحدت طبیعت) تقسیم شود. پس از این اشتقاق، کلیسای ایران مستقل شد و به نام کلیسای دیوفیزیت، کلیسای جامع تبشیری شرق، کلیسای نسطوری، کلیسای پارس و اکنون کلیسای شرق آشوری خوانده شده است.
وی افزود: دومین کلیسای مسیحیت ایران کلیسای ملی ارمنستان یا کلیسای گریگوری است. البته این کلیسا بعدها وارد ایران شد. این دو کلیسا از قرن نوزدهم به بعد مورد هجوم کلیساهای غربی قرار گرفتند، اما موفق شدند خود را حفظ کنند. پروتستان‌های امریکا، کلیسای ارتدکس غربی (کاتولیک روم) کلیسای ارتدکس شرق (روسیه) و سایر فرق و کلیساها از قرن نوزدهم میلادی در قلمرو کلیساهای ایران مداخله داشتند و تعداد قابل‌توجهی از پیروان آن‌ها را از پیکر کلیساهای اصلی جدا کردند و به کلیساهای خود وابسته نمودند. اکنون پس از این تحولات در ایران چند کلیسای مختلف در دو گروه عمده فرهنگی فعالیت دارند. گروه‌های فرهنگی مسیحی در ایران عبارتند از: آشوریان و ارامنه. پنجاه درصد آشوریان پیرو کلیسای شرق آشوری و اکثریت بیشتری از ارامنه کماکان وابسته به کلیسای ملی خود، یعنی کلیسای گریگوریی هستند.
دکتر پیرویان در ادامه افزود: سایر کلیساها و فرق مسیحیت در ایران عبارتند از: کلیسای ارتدکس غربی یا کلیسای کاتولیک رومی که در میان آشوری‌زبان‌ها و ارمنی‌زبان‌ها فعالیت دارند و دارای پیروان قابل‌توجهی از این دو گروه هستند. کلیسای ارتدکس شرقی (روسیه–یونان) اکنون در بین آشوریان و ارامنه تقریبا فاقد عضو است. کلیسای لوتری آلمان، امریکا، و سوئد اکنون فاقد فعالیت هستند و مخصوصا پس از انقلاب این کلیساها در ایران تعطیل هستند. کلیسای انگلیکان کانتربری (اسقفی انگلیس) در میان فارسی‌زبانان فعال است و در بین گروه‌های فرهنگی آشوری‌زبان و ارمنی‌زبان فاقد اعضای قابل‌توجه است. کلیسای ادونتیست نیز اکنون فعالیت ندارد.

طبق برنامه، سخنران بعدی کنفرانس پروفسور یاسوآکی نارا بود که به دلیل بیماری نتوانستند در کنفرانس شرکت کنند، اما خلاصه مقاله ایشان ارائه شد.
وی در مقاله‌ای با عنوان “بودیزم و زندگی دینی در میان مردم ژاپن” به بررسی وضعیت بودیزم در ژاپن پرداخته بود و آورده بود: بودیزم دینی است که شاکیامونی بودا در قرن پنجم قبل از میلاد آن را بنیاد نهاد. در تاریخ بودیزم ۲ گرایش تبلیغی دینی مشاهده می‌شود: یکی بودیزم جنوبی یا سنتی که در کشورهای آسیای جنوب شرقی، مثل سری‌لانکا و تایلند رواج دارد و دیگری بودیزم شمالی که در قرن اول میلادی به وجود آمد و در واقع یک اصلاح مذهبی بود. این بودیزم در کشورهای چین، ژاپن و کره گسترش پیدا کرد و فرقه‌های مختلفی از آن رواج یافت، اما یک عنصر مشترک در میان این فرقه‌ها وجود دارد و آن احترام به بودا و قانون جهان‌شمول اوست.
در ادامه مقاله پروفسور نارا آمده بود: یکی از ویژگی‌های بودیسم ژاپن تنوع فرقه‌ها و به‌هم آمیختگی شینتو با بودیزم است. آیین شینتو، آیین اصیل ژاپن است که تمام پدیده‌های جهان را مظهر خدا می‌شمرد، در صورتی که بودیزم یک آیین جهانی است.
وی سپس به تبیین این امر پرداخت که چرا در ژاپن فرقه‌های دینی زیادی وجود دارد و از معنی بودا شروع کرد: بودا فردی است که به حقیقت دست یافته و به معرفت رسیده است؛ شخصی که به قانون یا کنش جهان آگاه است. در دوره‌های بعد بوداهای مختلفی آمدند و آیین‌های متفاوتی را بنیاد نهادند. در آیین بودیزم مرحله قبل از بودا شدن را “بودی ستوه” می‌نامند. بوداها و بودی ستوه‌های زیادی آمدند، اما هیچ‌کدام با هم اختلاف ندارند و در واقع مکمل یکدیگرند. علت اینکه در ژاپن فرقه‌های مختلفی وجود دارد این است که کتاب‌های مختلفی از بوداهای مختلف وجود دارد؛ از این لحاظ می‌توان گفت ایمان بودایی بیشتر جنبه فردی و شخصی دارد.
وی در پایان با اشاره به تفاوت‌های اسلام و بودیسم گفت: در بودیسم معادل شریعت در اسلام وجود ندارد و در هیچ کجای کتاب‌های بودایی گفته نشده که افراد در زندگی روزمره خود چگونه رفتار کنند، زیرا داوری درباره ارزش‌ها برعهده پیروان بودیزم است. در بودیزم مفهوم جهاد، اندیشه اتحاد دین و سیاست و زکات هم وجود ندارد. به این ترتیب، میان جهان‌بینی بودیزم و اسلام تفاوت بسیاری وجود دارد و به همین دلیل باید اندکی روی ضرورت و عملی بودن گفت‌وگوی ادیان تردید کنیم. اما من امیدوارم ایده گفت‌وگوی ادیان گسترش پیدا کند.

سپس پروفسور دیسابورا هاشی‌زومه درباره ادیان جدید و گرایشات دینی ژاپنی‌های عصر حاضر سخن گفت. وی در ابتدا گفت: مذاهب جدید در ژاپن مذاهبی هستند که به رسمیت شناخته شده‌اند. حدودا هزار سال پیش یک راهب بودایی یک کتابی تالیف کرد با عنوان خلاصه‌ای از هشت مذهب.
پروفسور دیسابورا هاشی‌زومه مذاهب جدید بعد از اصلاحات میجی در ۱۸۶۸ را به سه دوره تقسیم کرد: دوره اول دوره اصلاحات میجی (۱۸۶۸) بود. دوره دوم بعد شکست ژاپن در جنگ جهانی دوم سال ۱۹۴۵ بود و دوره سوم از ۱۹۸۰ تا کنون جریان دارد. در اصلاحات میجی خدایان و بوداها از هم دیگر جدا شدند. این مفهوم جدایی با فرهنگ سنتی ژاپن متفاوت بود. در آیین شینتو همه کس می‌تواند صدای خدا را بشنود و هر کسی می‌تواند در این حالت آیین جدیدی را به وجود آورد. در تاریخ ژاپن آیین‌های جدید تحت فشار دولت قرار دارند، زیرا آن‌ها بدون واسطه امپراتور توانستند صدای خدا را بشنوند و این امر برای حاکمان ژاپن مناسب نبود.
وی افزود: در حال حاضر یک انجمن مذهبی بزرگ وجود دارد که گفته می شود ۱۰ درصد جمعیت ژاپن عضو آن هستند. آن‌ها باور دارند که نیجرن بودایی حقیقی است و بسیاری از انجمن‌ها نیز به این فرقه تعلق دارند

دکتر خلیل قنبری، آخرین سخنران کنفرانس نقش دین در جامعه ایران و ژاپن، همزیستى مسالمت‏‌آمیز را یک ضرورت اجتناب‌‏ناپذیر در عصر جدید دانست و اظهار داشت: عارفان بیش از همه به گفت‌‏وگو میان ادیان پرداخته‌اند و صداى گفت‏‌وگو بیش از همه در میان عارفان و آن هم از هند به گوش مى‏رسید. در آنجا صداى داراشُکُوه، عارف مسلمان قرن یازدهم هجرى، پرطنین است. او از اولین کسانى است که اوپانیشادها -متن مقدس هندوان- را به زبان فارسى ترجمه کرد و در مطالعات تطبیقى همانندى‏هایى را بین آموزه‌‏هاى هندوئیسم و اسلام نشان داد و در قرن پانزدهم نیز به بافنده‌‏اى مسلمان به نام کبیر برمى‏خوریم که سنت‏هاى صوفیانه‏ اسلام را با سنت‏هاى بَهَکْتى دین هندو در خود یگانه کرد.
دکتر قنبری افزود: فرق دیروز با امروز آن است که اکنون دیگر ضرورت همزیستى مسالمت‏‌آمیز و بالاتر از آن گفت‏‌وگو تنها در کشورهایى چون هند احساس نمى‏شود. توسعه روزافزون فناورى و اطلاعات چنان ملت‏ها را به هم نزدیک کرده که دیگر پیروان ادیان نمى‏توانند یکدیگر را نادیده بگیرند. اگر تا همین چند دهه قبل کشور و پرچم هویت‏ بخش ملت‏ها بود، و زندگى مشترک جهانى، ملت‏ها و دولت‏ها را به تأسیس سازمان ملل کشاند، امروزه دین سربرآورده و ملت‏ها گویا مى‏خواهند زندگى مشترک را در پرتو ادیان بار دیگر تجربه کنند. تشکیل پارلمان ادیان جوانه‏هاى این آرزو است.
وی از میان تلاش‏هایى که در دین‏پژوهى در غرب صورت گرفته دو تلاش را بیش از بقیه جدى و جالب توجه دانست و گفت: نخست، آن دسته از مطالعات تطبیقى است که با ردولف اتو آغاز شده است. دوم، نظریه‏پردازى‏هایى که در حوزه فلسفه دین به نام پلورالیسم، تدوین و تنسیق شده است. این دو حوزه دین‏پژوهى سخت به هم گره خورده‏اند؛ به طورى که هر دستاوردى در مطالعات تطبیقى، داده‌اى حیاتى براى فیلسوف دین است، چنان ‏که هر نظریه‏اى چون پلورالیسم دینى نیز یارى‏رسان مطالعات تطبیقى است. مطالعات تطبیقى بیش از نیم قرن است که تلاش مى‏کند تا نشان دهد تفاوت‏ها، اختلافات، تنوع و گونه‏گونى مربوط به ظاهر ادیان است، نه ویژگى ذاتى آن. کافى است تا لایه‏هاى روین هر دینى را کنار زنید، آنگاه خود را در اقلیمى خواهید یافت که در آن همه تنوع و کثرات رنگ باخته است. دینداران هر دینى، بى‏شک، شکل‏هاى متمایزى در زندگى دارند، اما این همه ظاهر دیندارى است، وگرنه در باطن یگانه و یکدل‏اند.
دکتر قنبری تاکید کرد: به یقین، پژوهش‏هاى تطبیقى اتو و دیگران ما را به دنیاى ناپیدایى مى‏برند که تا به امروز بکر و دست‌نخورده است. امروزه دریافته‏ایم دنیاى زیست تنها دنیاى مردمان معمولى که دنیاى تکثر و گونه‏گونى است، نیست. دنیایى دیگر نیز هست که در آن‏جا میان مسیحى و هندو، هندو و مسلمان، مسلمان و دائویى، و بودایى و مسیحى همزیستى مسالمت‏آمیز و مهم‏تر از آن ، همسخنى برقرار است. اگر در دیروز بعد زمان و مکان بین شنکره و ابن‏عربى فاصله انداخته بود و مانع آن شده بود که ملت‏ها به چشم خود ببینند که آن‌ها روحى واحد در کالبدهاى مختلف‏اند، امروزه دین‏پژوهان آن‌ها را از تاریخ بیرون کشیده‏اند و با بازخوانى اندیشه‏هاشان، عالَم هستى را چنان معبدى مى‏بینیم که همه پیروان ادیان در زیر یک سقف، در کنار یکدیگر و در یک صف هم‏خوان و هم‏آوایند. وقتى که در برابر این همه پژوهش‏هاى تطبیقى قرار مى‏گیریم، نمى‏توانیم از اعتراف به وحدت سر باز زنیم، اما این تازه آغاز راه است. باید به این پرسش پاسخ دهیم که وحدت چه چیز. آیا لزوماً باید وحدت ادیان را نتیجه گرفت، یا آن‏که از وحدتِ عنصر فرهنگى دیگرى دفاع کنیم؟ این سؤال وقتى جدّى مى‏شود که مى‏بینیم در این آثار، همه افرادى که با هم مقایسه شده‏اند، عارف بوده‏اند؛ اما به آسانى نیز نمى‏توان گفت که به جاى وحدت متعالى ادیان بهتر است بگویم وحدت متعالى عرفان، زیرا همه این عارفان دیندار نیز بوده‏اند.
وی درباره سه نگرش درباره تنوع ادیان، یعنی انحصارگرایى، شمول‏گرایى و کثرت‏گرایى اظهار داشت: به نظر مى‏رسد هر یک از این سه نظریه پاسخى به این پرسش‏اند که آیا خداوند تجلّى یافته است یا نه؟ از این رو، با یکى از این دو پاسخ مواجهیم. بنا بر نظریه‏اى، خداوند تجلّى دارد و بنابر نظریه دیگر، تجلّى خداوند نفى مى‏شود. از اثبات تجلّى خداوند یا نفى آن به آسانى نمى‏توان یکى از سه نظریه بالا را نتیجه گرفت و بر کرسى اقبال نشاند، بلکه باید دید در هر نظریه‏اى چه تفسیرى از تجلّى ارائه مى‏شود و نیز نظریه‏اى که منکر تجلّى است، چه سخن ایجابى دارد. این نکته را از آن رو یادآور شدم که این نظریه‏ها را باید در پرتو آموزه تجلّى و نوعِ تفسیرى که از آن ارائه مى‏شود، فهم کرد.
دکتر قنبری افزود: نتیجه آن که نظریه وحدت متعالى ادیان سرانجام ناخواسته به وحدت متعالى عرفان و کثرت ظاهرى ادیان تن در داده است و پلورالیسم دینى به کثرت ادیان درغلتیده است. به نظر مى‏رسد ریشه اشکالات این دو نظریه در مبانى نیست که فریتیوف شووان و جان هیک اختیار کرده‏اند. ضعف این دو نظریه از آن روست که مفاهیم دوگانه خدا را که ناسازگارى درونى دارند، با هم جمع کرده‏اند و در عین حال مى‏خواهند وحدتِ ادیان را نتیجه بگیرند.

IID_logo

موسسه گفت و گوی ادیان برگزار کرد: نگاهی به آئین و متون مندایی

موسسه گفت و گوی ادیان برگزار کرد: نگاهی به آئین و متون مندایی

سی و دومین نشست علمی موسسه گفت و گوی ادیان با موضوع بررسی آیین و متون مندایی و با حضور دکتر مسعود فروزنده، پژوهشگر متون مندایی و سالم چوحیلی رئیس انجمن منداییان ایران برگزار شد.

فروزنده در ابتدای سخنان خود گفت:” زبان و خط مندایی شعبه ای از زبان و خط آرامی شرقی است و باید توجه داشت که خط و زبان آرامی در بین النهرین باستان، خاصه در دوره اشکانیان رایج بوده و کلیه مکاتبات اشکانی به این زبان نوشته می شده است.”

او در ادامه گفت:” متون مندایی هیچ گاه چاپ نشده است (البته تا حدود ۱۰ سال پیش) و در حقیقت خود منداییان نیز علاقه ای به نشر متون خود نداشته اند و این امر موجب بی اطلاعی دولت های حاکم اشکانی، ساسانی، عباسی، محققین مسیحی قرون وسطی و علمای مسلمان از عمق عقاید آنان شده است و تنها در دوره معاصر چند تن از محققین اروپایی به ترجمه متون مندایی همت گماشته و ایشان را به جهانیان معرفی نموه اند.”

وی در توضیح کتب اصلی و فرعی منداییان اظهار داشت:” کتاب اصلی منداییان کنزاربا است و البته دسته دیگری از کتب این آیین در برگیرنده تعالیم حضرت یحیی، مجموعه قوانین ازدواج و مراسم تعمید، نماز و کتاب روان آدمی است.” او سومین دسته از کتب این آیین را دیوان ها و طومارها برشمرد و درباره تفسیر متون مندایی اظهار داشت:” روایات باقی مانده از آیین مندایی بسیار پیچیده و مغلق هستند و شاید افراد محدودی بتوانند به تفسیر این متون بپردازند و در حقیقت کسی قادر به تفسیر این متون است که اشراف کامل به مبانی کلامی این آیین داشته باشد.”

این پژوهشگر متون مندایی در ادامه به بررسی عنصر حیات در آیین مندایی پرداخت و گفت:” منداییان به سه نوع حیات معتقدند که عبارتند از حیات اول، حیات دوم و حیات سوم و این نکته را هم باید اضافه کرد که تفسیر جامعی از معنای حقیقی این سه حیات وجود ندارد.” فروزنده ضمن نقادی کتاب کنزاربا اظهار داشت:” این کتاب از۴۱۴ بوته یا آیه تشکیل شده است و البته مشخص نیست که –کنزاربا- یعنی راوی این کتاب چه کسی است و برخی از زمان های تاریخی ذکر شده درباره گذشته نیز در این کتاب مانند پیش گویی ها با هم هماهنگی ندارد.”

استاد دانشگاه شهید بهشتی با اشاره به اینکه منداییان در میان برخی از پیروان ادیان دیگر به ستاره پرستان معروف شده اند اضافه کرد: ” در آیین مندایی ستاره شمالی فقط به جهت پیدا کردن قبله یعنی نزدیک ترین فاصله به خداوند است که مورد توجه قرار می گیرد و ابو ریحان بیرونی جز کسانی است که این موضوع را مورد مداقه قرار داده است.” وی در انتهای سخنان خود نتیجه گرفت :” با بررسی متون باقیمانده از آیین مندایی به این نتیجه می رسیم که متون اصلی و اصیل این آیین مبتنی بر پذیرش توحید و نفی شرک است و جالب اینجاست که کلمه صابئین در سه نقطه از قرآن کریم نیز ذکر شده است و اتصاف صفت ستاره پرستی به پیروان این آیین کاملا اشتباه است.”

در ادامه این نشست سالم چوحیلی رئیس انجمن منداییان ایران به توضیح نحوه ساختن معبد اشخنتا پرداخت و گفت: ” در صورتی در اشخنتا می توان کار عبادی انجام داد که قبلا در آن مراسم مذهبی انجام شده باشد و مراسم مذهبی حتما باید مصادف با عید نوروز باشد.”

وی در ادامه گفت:” ۵ روز باقیمانده از سال در آیین مندایی “پنجه مقدس” نام دارد که در این ایام مراسم مذهبی برگزار می شود.” رئیس انجمن منداییان ایران به اهمیت آب در آیین مندایی اشاره کرد و اظهار داشت:” در نظر منداییان آب به معنی آب حیات است و این آب حتما باید دارای دو ویژگی باشد یکی جاری بودن آن و دیگری شیرین بودن،بنابراین آب باید فاقد هر گونه آلودگی باشد و اگر این آب دارای ویژگی هایی که ذکر شد نباشد غسل در آن باطل خواهد بود.” وی با اشاره به ساده زیست بودن منداییان اضافه کرد:” برای یک مندایی تجمل و مال اندوزی جایز نیست و بدان نکته نیز تاکید شده است که اگر فردی کار خیری انجام داد، کسی از آن با خبر نشود.”

وی در پایان با اشاره به اینکه منداییان در انجام اعمال مذهبی خود آزادی کامل دارند اضافه کرد:” ما امیدواریم که با استفاده از آزادی های دینی که بعد از انقلاب اسلامی ایجاد شده است امکان گسترش هر چه بیشتر آیین خود را داشته باشیم.”