همه نوشته‌های موسسه گفتگوی ادیان

IID_logo

مراسم افطاری اسقف سرکیسیان

مراسم افطاری
اسقف سرکیسیان
تهران

مراسم افطاری اسقف سرکیسیان
:: فهرست عناوین مرتبط :

سخنرانی اسقف سبوه سرکیسیان

سخنرانی حجت‌السلام و‌المسلمین ابطحی

در مراسم افطاری اسقف سرکیسیان، رییس خلیفه‌گری ارامنه کلیساهای تهران که محمدعلی ابطحی، معاون پارلمانی رئیس جمهور و حاجی، وزیر آموزش و پرورش در آن حضور داشتند، بر ضرورت وحدت و برادری بین ادیان اسلام و مسیحیت تاکید شد.
به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان در این مراسم اسقف سرکیسیان با بیان این مطلب که اسلام و مسیحیت نزدیک‌ترین رابطه را با هم دارند و برادری را تبلیغ می‌کنند، تصریح کرد: دین ما را به هم نزدیک می‌کند و نزدیک شدن هر دو دین ما را به خدا نزدیک‌تر می‌کند و این زیباترین بخش رابطه بین اسلام و مسیحیت است.
وی افزود: در دل‌های ما دردی احساس می‌شود و این درد، درد و رنجی است که برادران فلسطینی ما متحمل می‌شوند .
اسقف ابراز امیدواری کرد که جامعه ارامنه ساکن در ایران با فعالیت در کنار برادران خود برای رسیدن به عدالت اجتماعی در ایران و جامعه بین المللی موفق باشند.
در این مراسم همچنین سید محمدعلی ابطحی، معاون پارلمانی رئیس جمهور به رابطه نزدیک هر دو دین اشاره کرد و گفت: این قبیل برنامه‌ها می‌تواند راهکار عملی خوبی برای تفاهم بیشتر بین ادیان مسیحیت و اسلام باشد.

IID_logo

نشست موسسه گفتگوی ادیان با هیئت آلمانی

۱۷/۹/۱۳۸۱
نشست با هیئت آلمانی
هیئت آلمانی
موسسه گفت‌وگوی ادیان

گروه ما یک گروه ۱۵ نفره از دانشگاه مونیخ، بزرگ‌ترین دانشگاه آلمان است و دانشکده الهیات دانشگاه مونیخ بزرگترین دانشکده الهیات آلمان است.
این گروه از ۱۲ تا پرفسور آلمانی و سه دسته PHDآلمانی تشکیل شده که آن‌ها را معرفی می‌کنم. از دعوت شما تشکر می‌کنم چون برای ما خیلی جالب بود که با چنین موسسه‌ای گفت‌وگو داشته باشیم. چند تا از مقاله‌های اینجا روی میزمان بود که برای آماده کنیم برای مسافرت .
رئیس هیئت را اول معرفی می‌کنم: آقای پرفسور ::« ماندل »
پرفسور ماندل قائم مقام دانشگاه مونیخ و رئیس هیئت ما هستند و به نمایندگی رئیس دانشگاه به اینجا آمدند و با رئیس دانشگاه تهران، دکتر فرج‌دانان نشست‌های متعددی داشتند و انشاالله ماه مارچ، یعنی سه ماه دیگر حدودا قراردادی بین این دو دانشگاه انجام می‌شود و ما به هدف خودمان می‌رسیم .
آقای پرفسور «فون بورک» بیشتر به خاطر شما آمدند اینجا. ایشان از دانشکده الهیات مونیخ هستند. زندگی‌نامه ایشان در دست شما هست. حدودا بیست تا کتاب نوشتند و بدون شک یکی از معروف‌ترین دول پرفسورهای ایران هستند. نشست‌های زیادی با همکاران شما و کسانی که در این رشته تخصصی داشتند، داشته‌اند و خودشان صحبت‌هایی دارند که ۱۵ دقیقه‌ای صحبتی خواهند داشت .
پرفسور «بی روس» مقداری فارسی می‌دانند و برای همین باید یه مقدار مواظب باشیم چه می‌گوییم ایشان استاد ادبیات تطبیقی و مقایسه‌ای هستند. ایشان جشنواره «گوته» و «حافظ» را در شیراز از طرف آلمان افتتاح کردند. ایشان کتاب «حافظ» و «گوته» را تفسیر کردند و این کتاب را ما امروز خدمت شما هدیه می‌دهیم.

آقای پروفسور «دیوید» از دانشگاه مونیخ و استاد بیوشیمی و بیولوژی هستند؛ چیزی که خیلی جالب است این است که ایشان ملیت امریکایی دارند و ما خیلی خوشحالیم که در گروه ما هستند و پذیرایی بسیار خوبی همه انجام می‌دهند و فکر می‌کنم یکی از مثبت‌ترین گفت‌وگوهایی که ما با استادان در جاهای مختلف داشتیم، گفت‌وگوهای ایشان است که با هیئت دارند ومهمانوازی و دوست داشتن ایشان، از طرف ایرانی‌ها را نشان می‌دهد.

خانم «دیوید» خانم و آقای پروفسور «دیوید» هستند که در رشته شهرسازی تخصص دارند.
خانم پرفسور«ونوو » رئیس موسسه علوم انسانی هستند؛ موسسه‌ای که تمام رشته‌های دانشگاه در آنجا میکس می‌شوند؛ جایی که می‌توانید با رشته‌های دیگر همکاری داشته باشید.
این موسسه وابسته به دانشگاه است و یکی از موسسه‌هایی است که بزرگ‌ترین فلوهای بیرون از دانشگاه را وارد می‌کند.
پروفسور «گستین» هم فلوی روانشناسی و تربیت معلم و استاد «مدیریت دانش» هستند.
دکتر «الیور بوگ» condidate PHD هستند .
Not doctor PHD condidate
از کرسی پروفسور ماندل هستند و در رشته روانشناسی و مدیریت کار می‌کنند.
آقای «درخشانی» هم دوست ما هستند. اصل مطلب این که نیروی انسانی با همدیگر بتوانند کار بکنند و ایشان را همه دوست دارند و موفقیت گروه ما، واقعا یکی از دلایلش ایشان هستند.
پروفسور «Cole» فلوی رشته تاریخ و هنر هستند و در واقع امروز صحبتی داشتند که تو دانشکده هنرهای زیبا.
دکتر «الیور دی کام» از دانشگاه مجازی دانشگاه مونیخ هستند و دانشگاه مجازی در تهران و ایران هم نقش بسیار مهمی دارد و ما انشالله دانشگاه تهران را هم راه‌اندازی می کنیم امروز صحبتی داشتند با تیم شان .
آقای دکتر kanzberga ایشان دکترای مدیریت دارند و از دانشکده مدیریت دانشگاه مونیخ هستند که این هم بزرگ‌ترین business cool دانشکده مدیریت آلمان هست با ۴۰۰۰ دانشجو. و از طرف رئیس دانشکده که (۲ ماه دیگر عوض می‌شود) آمده آقای پروفسور مایا که رئیس جدید هم کنارشان است .
خانم پروفسور Gheda رئیس دانشکده زبان‌ها هستند و در هیئت مدیره گوته انستیتو آلمان هستند. ایشان در مونیخ ده هزار تا دانشجو دارند.
آقای پروفسور Shnaygel قائم مقام دانشکده مدیریت مونیخ هستند و تا چند ماه دیگر رئیس دانشکده می‌شوند. در آلمان رئیس دانشکده‌ها هر ۲ سال عوض می‌شوند.
آقای پروفسور Gghkher هم از دانشکده ارتباطات و زبان هستند و استاد زبان آلمانی هستند و اینجا در راه‌اندازی زبان آلمانی از طریق دانشگاه مجازی فعالیت زیادی دارند.
باز هم متشکرم
خانم موسوی: خیلی متشکر، ما خیلی خوشحالیم که در خدمت دوستان هستیم.
من می‌خواهم دوستان مختصری در رابطه با کارهای موسسه توجیه و آشنا شوند.
موسسه ما موسسه‌ای خصوصی است و ما فعالیت‌مان را از ۲ سال پیش شروع کردیم. به همین جهت به صورت یک موسسه خصوصی و اجرائی تاسیس شده و هیئت علمی دارد که هیئت مستقلی هستند و موسسه هیچ وابستگی‌ای به هیچ ارگان دولتی ندارد و به صورت مستقل کارش را دنبال می‌کند.
برنامه کاری ما این طور تنظیم شده که ما در دوره قبل برنامه‌ای را برای داخل کشور در نظر گرفتیم و سه سال اول کاری را بیشتر در داخل کشور خودمان روی موضوع گفت‌وگوی ادیان کار تحقیق انجام دادیم. در این مدت ۲ سال نشست‌هائی را با پیروان ادیان غیرمسلمان و اقلیت‌های دینی‌ ایران داشته‌ایم که در آن موضوع ضرورت گفت‌وگوی ادیان و همزیستی ادیان را مورد بحث قرار دادیم.
خوب می‌دانید که این نشست‌ها و سمینارهای گفت‌وگوی ادیان معمولا بین کشورهای مختلف زیاد، در نشست‌های بین‌المللی در همه دنیا زیاد اتفاق افتاده ولی ما با فرصت‌هایی که داشتیم، کمتر در کشورها به نشست‌ها به عنوان یک کار عملی نگاه شده با هموطنانشان یا کسانی که به هرحال در عرصه عمل کمتر این کار انجام شده. بیشتر یک بعد تبلیغاتی به نظر ما داده و می‌دانید که یک عده جمع می‌شوند از کشورهای مختلف روی یک موضوعی فقط یک نظریه‌ای را ارائه می‌دهند. ما سعی کردیم با این نشست‌های داخلی با اقلیت‌های داخلی خودمان یک مقداری موضوع گفت‌وگوی ادیان را به عرصه زندگی و همزیستی هم نزدیک کنیم.
حدود دو سال است که ماهنامه‌ای منتشر می‌کنیم. در این خبرنامه اخباری که حول موضوع گفت‌وگوی ادیان در دنیا اتفاق می‌افتد، منعکس می‌شود و همچنین در این خبرنامه جدیدترین مقالات و کتاب‌هایی را که در این زمینه منتشر می‌شود، معرفی می‌کنیم.
این خبرنامه برای عده‌ای از استادان و محققان دانشگاهی و علمای حوزه علمیه قم و رجال دینی و گروهی از دولتمندان فرستاده می‌شود.
این خبرنامه با این هدف منتشر و توزیع می‌شود که کسانی که به نوعی مرتبط با موضوع گفت‌وگوی ادیان هستند، در جریان تحولاتی که حول این موضوع قرار می‌گیرد به روز در جریان قرار بگیرند.
ما همچنین در حال راه‌اندازی یک کتبخانه تخصصی هستیم که در آن کتاب‌های تخصصی ادیان تطبیقی، شناخت ادیان و گفت‌وگوی دینی را جمع‌آوری می‌کنیم .
همه این فعالیت‌هایی که انجام می‌شود و یه سری کارهای دیگه که در جزوه‌ای که در اختیارتان قرار می‌گیرد به طور مفصل هست با این هدف انجام می‌شود که محیط جامعه خودمان را آماده کنیم برای مباحث جدی‌تر گفت‌وگوی ادیان.
یک دوره کلاس‌های آموزشی زبان در همین راستا داریم.

ابطحی: خوشامد می‌گویم خدمت دوستان.
خوشحال می‌شوم که در این جلسه از دوستان بیشتر آشنا شوم و از نظرتشان بیشتر بهره بگیرم.

دکتر سپهری: پروفسور «بورک» مایل است با شما یک گفت‌وگوی پانزده دقیقه‌ای در مورد ادیان شروع کند. ایشان در دانشکده الهیات دانشگاه مونیخ هستند و کرسی استاد ادیان هستند و خیلی دوست داشتند که تز شما را هم بشنوند و یک گفت‌وگویی داشته باشند.
ایشان خیلی خوشحال هستند از اینکه این محیط دوستانه را فراهم کردید و از مهمانوازی شما تشکر می‌کنند اینکه امکان فراهم شده که انتقال اندیشه‌ها و گفت‌وگو صورت بگیرد و بتوانند از نظرات شما مطلع شوند و گفت‌وگو داشته باشند.
ایشان مایلند شما را از فعالیت‌هایی که در دانشگاه Minic در زمینه ادیان تطبیقی به صورت مطالعات تطبیقی ادیان و گفت‌وگوی بین ادیان دارند، مطلع کنند.

پروفسور بروک: در عین حال که تلاش می‌کنیم مطالعات‌مان خیلی عملی و به صورت کلی‌نگر باشد. در عین حال می‌دانم مطالعاتی که ما انجام می‌دهیم از یک حیثی چون ریشه در تاریخ دارد، تحت تاثیر سیاسیت است.
می‌دانیم که کلمه دین (religion)یک کلمه جهانی نیست اما از تاریخ نشئت گرفته.
اما کلمه دین که از آن کلمات دیگر را اشتقاق می‌کنیم مثل همین گفت‌وگوی ادیان و گفت‌وگوی دینی، کلمه‌ای جدید است که قرن ۱۷ و ۱۸ در واقع به صورت جدید ایجاد شده است در تاریخ گذشته ریشه‌ای ندارد .

قبل از آن کلمه‌ای نداشتیم که تک تک ادیان و مذاهب را در اروپا دربر بگیرد. ممکن است که مذهبی بوده به نام مثلا کاتولیک یا پروتستان، اما این کلمه‌ای نبوده که همه دین‌ها را دربر بگیرد.
بعد از جنگ‌هایی که در قرن هفدهم بین کتولیک‌ها و پروتستان‌ها رخ داد و بعد از اینکه جنگ طولانی که هیچ‌کدام بر دیگری غلبه پیدا نکردند، فهمیدند که باید همزیستی داشته باشند به این طریق که قاعده همزیستی این باشد که شاه و حکمران دین و مذهب یک کشور را مشخص کند. اگر شاه یک مملکت پروتستان است، مملکت پروتستان خواهد شد و اگر شاه یک مملکتی کاتولیک است، مملکت کاتولیک خواهد شد و این‌گونه شد که برای همزیستی توافق کردند.
به هر حال این مفاهیم دین، از تاکید و واقع‌نگری اینکه به هر جهت اختلاف نظر وجود دارد و قرائت‌های مختلف وجود دارد به دست آمده و تکثر وجود دارد.
بعد از عصر روشنگری که همه چیز به سئوال کشیده شد گفت‌وگوی بین ادیان و زمان فردگرایی و آزادی فردی در انتخاب دین مطرح شد.
این آزادی فردی موجب شد که فرد این اجازه را داشته باشد البته اگر به اندازه کافی قدرتمند باشد که انتخاب کند بین سنت‌ها کدام سنت‌های دینی وجود داشته باشد.
اگر این نمونه و این تحول را با روندهای مشابه‌ای که در هند و چین -که در واقع مطالعه اصلی من هم همین‌ها بوده- مقایسه کنیم، می‌بینیم همین مراحل هم در آنجا طی شده
رویکرد و نگاه ما در موسسه‌ای که هستیم و در دانشگاه، این است که بپذیریم واقعیت‌هایی وجود دارند به نام دین مسیحیت، دین یهودیت و دین اسلام. در عین حال متوجه باشیم که تنوع بی‌شماری در داخل تک تک این ادیان وجود دارد.
وقتی به تک تک این ادیان نگاه می‌کنیم، می‌بینیم ریشه‌هایی در تاریخ دارند و در آن‌ها تنوع وجود دارد و این ریشه‌هایی که در تاریخ دارند، گرچه ریشه‌های متفاوتی است، در عین حال هماهنگ است و هماهنگی آن‌ها با مجموعه‌ای که ایجاد کردند، موجب می‌شود هویتی داشته باشند؛ نه هویتی که به صورت ثابت باقی است، هویتی که در حال تغییر است.
در واقع تک تک این ادیان بر هم اثر می‌گذارند. اگر یهودیتی نبود، دین یهودی نبود، در واقع مسیحیتی معنی نداشت و اگر یهود و مسیحیت نبود، دین اسلامی معنی نداشت. ادیان از یکدیگر مفاهیم و ارزش‌هایی را قرض می کنند، در عین حال که سعی می‌کنند حدودشان را حفظ کنند و مرزهاشان روشن باشد. این روند تاریخی است که از یکدیگر فرض می‌کنند و در عین حال هویت خاص خودشان را هم حفظ می‌کنند.
با توجه به این نگاه است که ما می‌توانیم روند گفت‌وگوی ادیان را به پیش ببریم.
در واقع گفت‌وگو به معنای درک دین دیگر، درک طرف مقابل و استفاده از دیگری و تحول دیگری است در عین حال نمی‌خواهیم آن را از آن خودمان کنیم و در خودمان مضمحل کنیم.
ما تنها به مطالعه تاریخی ادیان نباید بپردازیم، باید ادیان را در حال حاضر و در جهان حاضر هم نگاه کنیم. آنچه مهم است، نفوذ هر دین در دین دیگر و تحول همگانی ادیان با هم است. هیچ دینی بتنهایی دچار تحول نمی‌شود، همه ادیان در کنار هم در حال تحول هستند و فرهنگ هر دینی یا فرهنگ وابسته به هر دینی در واقع عین این می‌ماند که در یک شهر و یا در دهکده‌ای همه با هم قرار دارند و در حال رشد هستند.
این زندگی مشترک ادیان در یک دهکده، در یک مکان و محیط کوچک به معنای آن است که در واقع چالش بین ادیان و چالش فرهنگی بین ادیان را زیاد می‌کند، چون هر کدام از این ادیان در واقع ادعای آن را دارند که حقیقت و تمام حقیقت از آن آن‌هاست و اینکه همه ادعای حقیقت می‌کنند. مطمئنا به معنای آن خواهد بود که ما بفهمیم حقیقت چیست و کدام بخش از حقیقت در ادعای کدام دین قرار داد.
این چالش موجب می‌شود که بحث هویت، هویت گروه، هویت فرد، هویت گروه‌های اجتماعی، و تشکل‌های گروهی مطرح شود. گروه‌های مذهبی هم مطرح شوند و به نوعی این مسئله بروز و ظهور داشته باشد.
در واقع مطالعاتی که ما انجام می‌دهیم، هم مطالعات تطبیقی تاریخی است، هم مطالعات تطبیقی در زمان‌ها که بحث عمده هویت، بحث هویت گروه‌ها، هویت تشکل‌ها در آن مطرح می‌شود و از جهات اجتماعی و ابعاد دیگر هم مورد بررسی قرار می‌گیرد.
برای به هدف رسیدن، برای اینکه به این هدفی که می‌خواهیم برسیم، بحث مطالعات ادیان را در دانشکده‌مان ایجاد کردیم که یکی از بزرگ‌ترین بخش‌هایی است که در اروپا وجود دارد. به دلیل اینکه پانزده دانشکده متعدد و بیست و پنج کرسی در آن قرار دارد و توانستیم این‌ها را جمع کنیم و بتوانیم به هدف برسیم که از شاخه‌های مختلف هستند.
دانشجویان ما علاقه‌های متعددی دارند، آن‌ها مایلند درباره زبان و دین خودشان که مورد علاقه‌شان است مطالعه کنند، در زمینه‌های مختلف سیاسی مباحث اجتماعی و این امر موجب می‌شود که ما بیشتر به هدف‌مان نزدیک شویم.
متاسفانه ما در زمینه مطالعات اسلامی خیلی قوی نیستیم، به دلیل اینکه خیلی در این زمینه افراد لازم را نداریم، اما در ادیان دیگر خیلی قوی هستیم و کارهای مطالعات خوبی انجام داده‌ایم و بخصوص در زمینه عرفان که در تمامی ادیان مباحث مشترکی دارد ما کارهای مناسبی انجام دادیم. در آنجا امکانات خوبی وجود دارد به دلیل اشتراکاتی که در ادیان مختلف وجود دارد.
به دلیل آنچه که گفتم، ما خیلی در بخش اسلامی قوی نیستیم. من خیلی خوشحال هستم که در این موسسه برجسته شما هستم. مطمئنا ما استفاده بسیار خواهیم کرد. همان‌طور که گفته شد فقط برای این موسسه نباید مفید باشد برای داخل کشور مطمئنا برای کل مباحث گفت‌وگوی ادیان مفید خواهد بود. برای کل دنیا مفید خواهد بود و من مطمئن هستم که ما فعالیت‌های مشترک و همکاری مشترکی می‌توانیم داشته باشیم.

ابطحی: من کاملا با صحبت‌های ایشان موافقم.
صحبتم را از بخش ابتدای صحبت‌های ایشان شروع می‌کنم.
ما در مسئله گفت‌وگوی ادیان در شرایط فعلی جهان یک شانس بزرگ داریم. از یک طرف دنیا از جنگ خسته شده و ما دوران سخت جنگ را پشت سر گذاشتیم و این فرصت خوبی است برای ما از طرف دیگر دنیا از بی‌دینی هم خسته شده و به معنویت احتیاج دارد.
در این شرایط مهم این است که ما تفسیری از دین معرفی کنیم که بتواند بیشترین مخاطب را دربر گیرد و برای این منظور باید روی مشترکات تاکید کنیم.
خدای واحد یکی از مشترکات ماست، نیاز به معنویت مشترک است، راه‌های نیاز به صلح یک نیاز بشری است.
ما اعتقاد دیگری هم داریم و آن این که راه‌های رسیدن به خدا به اندازه تعداد مردمی است که مخلوق خدا هستند. همه این‌ها می توانند عوامل خوبی باشند برای اینکه ما را در بحث ادیان جمع کنند و بتوانیم در این شرایط جهانی مخاطب‌های بیشتری داشته باشیم.
ایشان پرسیدند که چه بخشی از حقیقت در اختیار ماست؟
ما معتقدیم هیچ دینی همه حقیقت نیست و هر دینی بخشی از حقیقت را در اختیار دارد. این مبنای خوبی است برای همکاری ادیان.
معتقدم شرایط سیاسی‌ای که این روزها در آن به سر می‌بریم، خیلی مهم است. امروز شرایط خوبی برای این کار پیش آمده است. چون ادیان دشمنان بزرگی پیدا کرده‌اند. ما در دنیای اسلام دشمن بزرگی برای از بین بردن اسلام پیدا کرده‌ایم و آن تروریسم است.
آسیبی که بن لادن به اسلام زد، بزرگتر از همه آسیبهایی است در طول تاریخ به اسلام خورده است. با اینکه کسی به او نمایندگی نداده که از طرف اسلام این کار را بکند. ولی افکار عمومی این را بالاخره پای اسلام می‌گذارد . همچنان که مسیحیت به «بوش» نمایندگی نداده
او هم کارهایی که می‌کند، که در دنیای اسلام به عنوان مسیحیت تلقی می‌شود. همچنین کارهایی که رژیم اسرائیل می‌کند، ممکن است به نام یهودی‌ها تمام شود.
ما باید این نمایندگان خود ساخته‌ای را که از طرف دین نمایندگی ندارند، از دین جدا کنیم و به حقایق دین بپردازیم. به همین دلیل شاید این جلسات خیلی پراهمیت باشد و می‌تواند به آینده بشریت کمک کند، می تواند انسانیت را دوباره زنده کند.
من در خاطرات «مادر ترزا» یک جمله قشنگی را خواندم. دو نفر در حال مرگ بودند در کلکته، یکی بودایی و دیگری مسلمان. مادر ترزای مسیحی به آن دو نفر گفته بود که بیایید سه نفری بنشینیم و هر سه با دعای دین خودمان برای این لحظات دعا کنیم دعای هر سه تا دین به پیشگاه خدا می‌رسد.
به همین دلیل موسسه ما در این شرایط فکر می‌کند که همکاری خوبی می‌تواند در بخش‌های مختلف فرهنگی داشته باشد؛ لذا باز هم من به همکاری مشترک‌مان تبریک می‌گویم و امیدوارم در آینده به همکاری ادامه دهیم.

پروفسور بروک: من می‌خواهم جواب کوتاهی به آنچه شما گفتید، بدهم. خیلی خوشحالم که شما به دو نکته اشاره کردید: یکی نقش دین در داخل و نقش سیاست بر دین.
مثالی که شما در مورد مادر ترزا زدید، روشن کرد که ارزش‌های بشردوستانه خیلی نقش مهمی را ایفا می‌کند. این ارزش‌های بشری، ارزش‌های بشردوستانه چیزی نیست که غرب آن را ایجاد کند، بلکه در داخل هر دینی، در داخل هر سنتی این ارزش‌ها وجود دارند و ما باید تلاش کنیم این‌ها هر چه بیشتر محقق شوند.
دین فقط یک امر درونی و داخلی نیست که شما مثال «مارد ترزا» را زدید، بلکه دین امری است که مشروعیت می‌بخشد، حکمرانی می‌کند و در داخل مملکت ایجاد قاعده می‌کند و مطمئنا فقط یک امر درونی نمی‌تواند باشد.
این تنها بوش نیست که سعی می‌کند از واژه‌های مذهبی و شکارهای مذهبی استفاده کند، برای اینکه دیگران را تحریک کند از او تبعیت کنند. در داخل نهادهای دینی هم ما می‌بینیم که از امور دینی و واژه‌های دینی سوءاستفاده می‌شود و فسادهایی که ما می‌بینیم در بخش بالایی مسیحیت مثالی است، برای اینکه در دین‌های دیگر هم مطمئنا وجود دارد که سوءاستفاده می‌کنند برای بازی قدرت و برای به دست آوردن هر چه بیشتر قدرت.
به همین دلیل است که من فکر می‌کنم همکاری ما و کارهای مشترک ما باید به این سمت برود که ما به نقد دین بپردازیم که دین فقط ابزاری برای استفاده قدرت‌مدارها و آن‌هایی که طالب قدرت هستند، نباشد و برای خود مردم مفید واقع شود.
می‌خواهم داستانی را تعریف کنم. ۵ سال پیش ما یک تجمعی داشتیم یک مباحث گفت‌وگویی داشتیم که یک فردی از قبرس (که حالا من خیلی اسمش را متوجه نشدم) آمده بود که همه ترک‌ها آمدند آنجا و خیلی دوست داشتند که رهبرشان را ببینند.
در آنجا یکی از مباحثی که به صورت مبحث سختی مطرح شد بحث تغییر دین یا بحث افرادی بود که به صورت معمول می‌فرستادند برای تبلیغ دین دیگر، و تغییر کیش دادن مسلمان‌ها به مسیحیت.
آنچه من به او گفتم، این بود که من از سخنان شما این را فهمیدم که هیچ مسلمانی نباید دیگری را تشویق کند به اینکه به مسیحیت تغییر دین دهد و هیچ مسیحی، مسلمانی را نباید تشویق کند به اینکه به مسیحیت تغییر دین دهد، بلکه ما باید همه به نوعی به سوی خداوند برویم و او گفت: شما بخوبی حرف‌های مرا فهمیدید و ما همدیگر را بغل کردیم.

ابطحی: من معتقدم که این صحبت‌های ایشان یک نکته مهم دارد که ما همه باید روی آن تاکید کنیم، یعنی در حقیقت ما روی یک نکته‌ای باید در چنین جلسه‌ای اتفاق نظر داشته باشیم و آن اینکه جلوی متعصبان دینی را در همه ادیان بگیریم.
ما امکان این کار را در دنیای فعلی داریم، چون دنیای فعلی ما دنیای ارتباطات است.
در دنیای ارتباطات مخفی‌کاری به کم‌ترین حد خود می‌رسد. به خاطر اینکه همه باید در برابر دنیا پاسخگو باشند.
یک وقتی یک کشیش مسیحی می‌رفت نصف افریقا را مسیحی می‌کرد یا یک رهبر مسلمان می‌رفت آنها را مسلمان می‌کرد. و این به دلیل بود که کسی در برابر آن حرف‌ها پاسخگو نبود. ولی امروز دیگر کسی نمی‌تواند این کارها را بکند، لذا فرصت خوبی است که جلوی تعصب‌ها گرفته شود. ما وظیفه خودمان می‌دانیم در دنیای اسلام جلوی تعصب‌ها را بگیریم واقعا هم تلاش کردیم.
خراب کردن مجسمه بودا در افغانستان یا حکم اعدام آغاجری در ایران نمونه‌های روشن این تعصبات است.
ما در دنیای اسلام با این‌ها برخورد می‌کنیم.
سخنرانی آقای «فالوو» هم در بین مسیحی‌ها و تحریک علیه مسلمان‌ها مصداق این تعصب‌هاست.
ما باید در این فضای تعصب‌آمیز مسلط باشیم تا بتوانیم گفت‌وگو انجام دهیم.
اگر این تلاش مشترک را انجام دهیم، خود به خود گفت‌وگوی بین ادیان انجام شده است.

پروفسور بیروس: می‌خوام نکاتی را بگوییم، البته نه از دیدگاه گفت‌وگوی بین ادیان، به خاطر اینکه من یک مرد دینی نیستم، بلکه یک پروفسور ادبیات هستم.
سال گذشته برای سمینار گوته و حافظ من دعوت شدم که به شیراز بیایم و بعد از آن حوادث ۱۱ سپتامبر اتفاق افتاد.
دخترم خیلی تلاش کرد که مرا منصرف کند از اینکه به ایران بیایم، چون فکر می‌کرد که بالاخره تحریکاتی از سوی ایران برای تشویق آن افراد برای آن اتفاق صورت می‌گیرد و به هر جهت تلاش کردند که مقاومت کنند در مقابل من، و مرا از اینکه به ایران بیایم، منع کنند.
من به یکی از دخترانم که پزشک است، گفتم اگر شما در کشوری باشید که در حال جنگ است، از آن کشور فرار می‌کنید؟ یا به مریض‌ها و بیمارها کمک می‌کنید؟
اگر شما حس همکاری داشته باشید، می‌توانید در واقع تفسیرگر احساسات مشترک باشید و دیدگاه‌های مشترک که از یکدیگر مطلع شوند.
به نظر من خجالت‌آور است که فهم ما از اسلام در اروپا ۱۵۰ سال پیش بهتر از فهم ما از اسلام در دنیای امروز است.
مثال من گوته بوده که در سن ۶۵ سالگی توانست حافظ را بخواند، آن هم به صورت خیلی خوب واقعا تحت تاثیر اندیشه‌های حافظ قرار گرفت.
آنچه خیلی او را تحت تاثیر قرار داد و به او الهام بخشید، همین اندیشه‌های عرفانی و اندیشه‌های بشردوستانه حافظ بوده است.
آنچه او را تحت تاثیر قرار داد، ریشه‌های عمیق‌تری بود که در حافظ وجود داشت. خود اسم حافظ نشان‌دهنده شخصیت اوست که یک مرد دینی بود.
او نگاه نقادانه‌ای به سوءاستفاده از دین و استفاده ابزاری از دین و نهادهای دینی داشت.
او کلماتی را مثل red را انتخاب کرد برای خطاب قرار دادن کسانی که در واقع نمایندگان سیاسی دستگاه‌های دین بودند. این موجب شد که «گوته» فکر کند در آن واحد می‌تواند هم یک فرد روشنفکر باشد و هم آدمی که مطالعات طبیعی روز را دارد. و در عین حال بتواند اندیشه‌های دینی و ارزش‌های دینی را به عنوان عوامل تعیین‌کننده و اثرگذار در هویت بشر تحسین کند.
فکر می‌کنم اگر تلاش کنیم که گفت‌وگو کنیم و گفت‌وگو انجام دهیم، می‌توانیم از فرهنگ‌های دیگر چیزهای بسیاری بیاموزیم.

هفدهم آذر ۸۱ هیئت آلمانی متشکل از ۱۵ نفر از استادان دانشگاه مونیخ از مؤسسه گفت‌وگوی ادیان بازدید کردند.
ابتدا دکتر پیوند سپهری، استاد دانشگاه اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی دانشگاه پوتسدام، اعضای مؤسسه و استادان را به هم معرفی کرد. پروفسور ماندل، رئیس هیئت آلمانی و قائم‌مقام دانشگاه مونیخ، پروفسور میشل وون بروک، از استادان ادیان و مدرس دانشگاه مونیخ و پروفسور بیروس، استاد ادبیات تطبیقی و مقایسه‌ای و همچنین دکتر درخشانی، رئیس تشریفات دانشگاه تهران از شرکت‌کنندگان در این جلسه بودند.
سپس خانم موسوی‌نژاد، مدیر مؤسسه ضمن خوش‌آمدگویی، توضیحاتی درباره فعالیت‌های مؤسسه داد و گفت: مؤسسه حدود ۲ پیش تأسیس شده که یک مرکز خصوصی(N.G.O) است و یک هیئت علمی دارد.
وی افزود: ما برنامه‌ای سه ساله برای مخاطبان داخل کشور در نظر گرفتیم و طی این دو سال نشست‌هایی با اقلیت‌های مذهبی کشور در حوزه گفت‌وگوی ادیان داشتیم. از دو سال پیش تا کنون خبرنامه‌ای هم منتشر می‌شود که در آن اخباری که حول موضوع گفت‌وگوی ادیان در دنیا اتفاق می‌افتد، منعکس می‌شود و همچنین جدیدترین مقالات و کتاب‌هایی که در این زمینه انتشار می‌یابد، معرفی می‏شود. کتابخانه تخصصی موسسه و جمع‌آوری کتاب‌های تخصصی این حوزه از دیگر فعالیت‌های ما در طول این دو سال بوده است و همه این فعالیت‌ها با این هدف انجام می‌شود که محیط جامعه خود را برای مباحث جدی‌تر گفت‌وگوی ادیان آماده کنیم.
پروفسور بروک، استاد ادیان تطبیقی ضمن تشکر از این جمع صمیمی و فراهم آوردن محیطی که بتوان اندیشه‌ها را در آن منتقل کرد، به این نکته اشاره کرد که خود کلمه دین کلمه تاریخی نیست، اما از تاریخ نشأت گرفته است. تک تک ادیان را که می‌بینیم ریشه‌هایی در تاریخ دارند و درعین حال که با هم متفاوتند، هماهنگ هستند و این هماهنگی باعث ایجاد هویت می‌شود؛ هویتی که ثابت نیست و متغیر است.
وی افزود: ادیان روی هم اثر می‌گذارند، اگر یهود نبود، مسیحیت معنا نداشت و اگر یهود و مسیحیت نبودند، اسلام معنا نداشت. ادیان مفاهیم و ارزش‌هایی را از هم قرض می‌کنند، درحالی‌که حد و مرزهایشان را حفظ می‏کنند. در واقع گفت‌وگو به معنای درک طرف مقابل و استفاده از فکر اوست؛ بدون این‌که بخواهیم او را از
آن خود کنیم.
وی تصریح کرد: هیچ دینی بتنهایی در حال تحول نیست، همه در کنار هم و در یک دهکده در حال رشد و تحول هستند. وی ضمن اشاره به ضعف خودشان در زمینه مطالعات اسلامی اظهار امیدواری کرد که بتوانند همکاری‌های مشترک داشته باشند.
سپس سید محمدعلی ابطحی، رئیس مؤسسه گفت‌وگوی ادیان گفت: از یک طرف دنیا از جنگ ادیان خسته شده و از طرف دیگر از بی‌دینی هم خسته شده و نیاز به معنویت دارد.
وی تأکید کرد: ما باید بر مشترکات تکیه کنیم. خدای واحد و نیاز به معنویت از مشترکات ماست، نیاز به صلح یک نیاز بشری است. سید محمدعلی ابطحی با بیان این مطلب که پروفسور به شرایط سیاسی هم اشاره کردند گفت: شرایط سیاسی قطعاً تأثیر دارد. معتقدم ادیان امروز دشمنان خیلی بزرگی پیدا کرده‌اند. ما در دنیای اسلام دشمن بزرگی برای از بین بردن اسلام پیدا کردیم و آن تروریسم است. آسیبی که بن لادن به اسلام زد، بزرگ‌تر از همه آسیب‌هایی است که بر اسلام وارد شده است. با اینکه او از طرف اسلام نمایندگی ندارد ولی افکار عمومی آن را به پای اسلام می‌گذارد. همان‌طور که مسیحیت به بوش نمایندگی نداده است. یا کارهایی که از اسرائیل می‌کند ممکن است به پای یهود تمام شود. وی اظهار داشت: ما باید نمایندگان خود ساخته که نمایندگی دین را ندارند از دین جدا کنیم و انسانیت را دوباره زنده کنیم.
سپس دکتر بروک در پاسخ به سخنان آقای ابطحی گفت: شما به دو نکته جالب اشاره کردید، یکی نقش دین در داخل و یکی نقش سیاست در دین. گفته‌های شما مشخص کرد که روش‌های بشردوستانه نقش مهمی را ایفا می‌کنند. این تنها بوش نیست که سعی می‌کند از واژه‌ها و شعارهای مذهبی برای بازی قدرت استفاده کند. به همین دلیل است که کار مشترک ما این است که به نقد دین بپردازیم و دین برای مردم مفید واقع شود.
آقای ابطحی تصریح کرد: معتقدم صحبت‌های ایشان نکته مهمی دارد که باید روی آن اتفاق نظر داشته باشیم و آن این است که جلوی متعصبان مذهبی در هر دینی را بگیریم. خراب کردن مجسمه بودا در افغانستان، اعلام حکم اعدام آغاجری و سخنرانی آقای فاردیل و تحریک مسیحیان علیه مسلمانان نمونه‌هایی از این تعصبات هستند.
دکتر هندریک بیروس، استاد ادبیات تطبیقی نیز نقطه نظرات خود را از زاویه دیگر و نه از زاویه گفت‌وگوی ادیان مطرح کرد و گفت: به نظر من خجالت‌آور است که فهم ما از اسلام در اروپا در ۱۵۰ سال پیش بهتر از فهم ما از اسلام در دنیای امروز است. گوته در ۶۵ سالگی حافظ را خواند و تحت تأثیر قرار گرفت. اسم حافظ نشان می‌دهد که او مرد دینی بوده و نگاهی نقادانه به سوءاستفاده از دین داشته است. این موجب شد که گوته فکر کند انسان می‌تواند روشنفکر باشد و مطالعات طبیعی روز را داشته باشد و هم ارزش‌های دینی را تحسین کند. و ما اگر تلاش کنیم و گفت‌وگو را انجام دهیم، آموخته‌های زیادی خواهیم داشت.

IID_logo

نحوه تعامل و حضور آئین بودا در دنیای معاصر

۷/۱۱/۱۳۸۱
نحوه تعامل و حضور آئین بودا در دنیای معاصر

ابتدا سید محمدعلی ابطحی، رئیس مؤسسه گفت‌وگوی ادیان و معاون حقوقی و پارلمانی رئیس جمهور، ضمن خوشامدگویی به مدعوین گفت: دین بودا برای ما هم جاذبه دارد و هم ابهام. جاذبه به این خاطر که دینی آسیایی است و ما هم آسیایی هستیم و ابهام به خاطر اینکه کمتر در مورد آن شنیده‌ایم.

سپس پروفسور موریموتو ضمن اشاره به معنی آئین‌ بودا در دوران معاصر گفت: برای پاسخ به این سوال ابتدا باید به دو پرسش “مدرن چیست” و “آئین بودا چیست” پاسخ دهیم. وی افزود: می‌خواهم “مدرن” را چنین تعریف کنم که این دوره‌ای است که در نهایت به جایی رسید که حمله تروریستی یازدهم سپتامبر را به وجود آورد.
وی ضمن اشاره به اینکه آئین بودا چیست گفت: اندیشه و تلقی‌ها از آئین بودا بین بودایی‌ها فرق می‌کند و این تنوع مکتب‌های آئین بودا ناشی از این است که این آئین رشد فکری را در طول تاریخ تجربه کرده و در میان ملل مختلف دور از هندوستان گسترش یافته و به همین دلیل با سنن فرهنگی دینی مختلف آمیخته شده است، بدین ترتیب می‌خواهیم تعریف آئین بودا را به تعلیمات بودا یا مطالبی که مبنی بر کتاب‌های تدوین شده به عنوان تعلیمات بودا محدود کنیم.
وی ضمن اشاره به سال گفت‌وگوی تمدن‌ها (سال ۲۰۰۱) که به پیشنهاد خاتمی، رئیس جمهور ایران صورت گرفت گفت: رژیم طالبان ایده مزبور را مانند آرمانی دور از حقیقت تحقیر کرد و مجسمه‌های بزرگ بامیان را ویران کرد. وی تصریح کرد این رویداد مثل نشانه رویداد دیگری یعنی حمله همزمان تروریستی علیه ایالات متحده در یازدهم سپتامبر بود. رئیس جمهور ایالات متحده که هدف حمله تروریستی قرار گرفت این حمله را “جنگ تازه بین تمدن و تروریسم” دانست و به سراسر دنیا اختیار بین “دوست ما یا دوست تروریست” را تحمیل کرد. وی افزود: اکنون ساختار دنیا بسیار پیچیده است و دسته‌بندی سابق مثل “جهان مسیحی” و یا “جهان اسلام” اعتبار خود را از دست داده است. مسلمانان زیادی در جهان مسیحی مثل اروپا و امریکا زندگی می‌کنند. وی افزود: اگر ما به مسائلی که در آینده نزدیک روبه‌رو خواهیم شد توجه کنیم، لازم است که دیدگاه خود را عوض کرده و از مصالح ملی و یا اختلاف‌های مذهبی فراتر رویم و جهان‌بینی فراگیر را جست‌وجو کنیم و امروز روزی است که ما آدم‌ها با چنین جهان‌بینی شریک شویم.و تأکید کرد: آئین بودا دارای حکمتی است که آدم‌های معاصر با رجوع به آن می‌توانند وضعیت کنونی را بازاندیشی کنند.
سپس وی به معرفی برخی افکار آئین بودا پرداخت و ضمن اشاره به ادراک شاکیامونی (بودا) گفت: شاکیامونی که نامش سیدارتا بوده شاهزاده یک قلمرو کوچک در هندوستان بود که به سفر ریاضت عازم شد و پس از ۶ سال تغییر بزرگی در دلش صورت گرفت و همه شبهات حل شد. او به دریافت حقیقت نائل شد و به مقام “بودا” یعنی کسی که ادرک کرد نائل شد. و در این زمان ۳۵ ساله بود.
وی افزود: شاکیامونی یقین داشت که بتنهایی و بدون اتکا به کسی حتی خدایان به دریافت حقیقت نائل شده است. وی تصریح کرد: معنی “دریافت” بیدار شدن در حقیقت است و قبل از بیداری شبهه هست. این عالم شبهه، عالم ظلمت است، درحالی‌که عالم دریافت، عالم نور درخشنده است.
وی گفت: شاکیامونی مدتی طولانی در عالم ظلمت عمیق ذهنش آواره بود و ناگهان درون خودش یک پرتو پیدا کرد و آن پرتو بتدریج روشنی خود را افزایش داد و سرانجام شاکیامونی خودش نور شده از زمین فراتر رفته، در گستره بی‌پایان در کائنات درخشید. او این ادراک را نه فقط در گستره مکان، بلکه در گستره زمان هم تجربه کرد.
وی افزود: در آئین بودا کتاب‌های مقدس مختلف به عنوان تعلیمات شاکیامونی، از جمله کتابی به نام “اوتمسکه سوتره” است.
وی ضمن اشاره به قول‌ها در کتاب مقدس مذکور افزود: به عنوان قول مظهر اندیشه “اوتمسکه” چنین قولی هست: “ یک یعنی همه، همه یعنی یک”، که جوهر اندیشه “نهایت نظر” است. وی تآکید کرد: این نظر در نهایت دو نکته را به ما نشان می‌دهد: یکی آنکه همه پدیده‌ها و همه اشیا، نه فقط اشیا و پدیده‌های ملموس، بلکه پدیده‌های ناملموس مثل زمان، تک و تنها یا منفرد نیستند، بلکه با همه موجودات پیوسته هستند و حتی با تمامیت هم رابطه دارند.
سپس وی ضمن اشاره به “اندیشه خلاء در آئین بودای ماهایا گفت: تضاد امری نسبی است. البته برای قایل بودن به روابط متقابل لازم‌الوجود بین دو پدیده متضاد، این نظر در پایه لازم است که در این جهان هیچ چیزی وجود ندارد که بتوان آن را به عنوان کائن تلقی نمود و این اندیشه خلا در آئین “ماهایانا” است.
وی تاکید کرد: معنی “خلا”، “تهی” یا “ نیستی” نیست. بلکه معنی آن این است که در همه پدیده‌های جهان کائن وجود ندارد. “کائن” صفت مستقل، دائم و ابدی دارد، اما در این جهان هیچ چیزی وجود ندارد که به دیگر اشیا وابسته نباشد و بتنهایی با خودش وجود داشته باشد و هویت خود را نگه داشته و تغییری نپذیرد. وی افزود: “خداوند واحد خالق کون” هم زاده نمی‌شود، هم نمی‌میرد. موجودی تغییر پذیر نیست، بلکه موجودی ابدی است.
سپس دکتر مجتبایی ضمن اشاره به اندیشه خلا در آئین بودا گفت: این اندیشه یکی از بنیادی‌ترین جنبه‌های فکری بوداست. وی گفتت: به هر حال دریچه نوینی در حال بازگشایی است، دین بودا دین مهمی است. وی ضمن اشاره به گستردگی دین بودا در آسیای جنوب شرقی از چین تا ژاپن و کره، در آسیای شمالی و غربی افزود: هر چه بیشتر ارتباط فکری بین آسیای غربی و شرقی ایجاد شود، برای هردو طرف بسیار مفید و ضروری است.
در ادامه پروفسور موریموتو در پاسخ به سؤال دکتر اکرمی، استاد دانشگاه، که چرا ایشان برخلاف تآکید آئین بودیسم مبنی بر عمل‌گرایی و کنار نهادن پرسش‌های فلسفی، بیشتر به جنبه‌های متافیزیکی اشاره کردند، گفت: شاید توجه شما به بخش کوچکی از آئین بودا بوده است. سپس با معرفی کتاب لوئیج کاپرا افزود: شاید این کتاب پاسخگوی سوالات شما باشد.
سپس دکتر اکرمی ضمن اشاره به بحث “آناتا” در آئین بودیسم به این معنا که روح نیست و به تعبیر ماهایانا هیچی نیست و خلا مطلق است، سوال کرد چگونه این نظریه با نظریه تناسخ منطبق می‌شود. پروفسور در پاسخ به این سؤال تآکید کرد: درواقع این روح وجود دارد و تغییر می‏کند، اما نابود نمی‌شود. وی در پایان گفت: زندگی پس از مرگ به باور انسان‌ها برمی‌گردد.
گفتنی است در این جلسه سفیر ژاپن،نماینده وزارت امور خارجه، برخی استادان دانشگاه و دانشجویان رشته ادیان، رئیس، مدیر و اعضای مؤسسه گفت‌وگوی ادیان حضور داشتند.

IID_logo

تدوین یک بیانیه مشترک برای زندگی دینی

تدوین یک بیانیه مشترک برای زندگی دینی
شورای جهانی کلیساها
سوئیس

۲۵ تا ۲۷ ژوئن ۲۰۰۴ نمایندگانی از ادیان اسلام، یهودیت، مسیحیت، بودایی، و هندو به دعوت شورای جهانی کلیساها گردهم آمدند تا بیانیه ای همگانی در مورد زندگی دینی در جوامع تدوین کنند
در این نشست دو نماینده از موسسه گفت‌وگوی ادیان به عنوان نمایندگان مسلمان دعوت شده بودند. مجموع شرکت‌کنندگان ۸ نفر بود.
نخستین روز این نشست به بحث و تبادل‌نظر در مورد مشکلات جوامع مختلف در شناخت ادیان دیگر و استوار کردن زندگی بر پایه همزیستی مسالمت‌آمیز پرداخته شد.
پس از بررسی مشکلات جوامع که عامل اصلی همه آن‌ها عدم شناخت و آگاهی کافی شناخته شد، شرکت‌کنندگان نوشتن بیانیه را آغاز کردند. بدین صورت که هر شرکت‌کننده تجربه خود را مکتوب می‌کرد و سپس نظرات خود را در سه مرحله: من تأیید می‌کنم…، من رد می‌کنم…، و من ملزم می‌شوم… ارائه می‌داد. پس از آن با بسط موضوعات بیانیه با عنوان زندگی دینی، یک تعهد و یک فراخوانی مکتوب شد.
در بخش‌های مختلف این بیانیه به روی آوردن به ادیان، پیدا کردن مجدد خودمان، ریشه ما، دین و تغییر، دین و مسئولیت و تربیت دینی اشاره شده ‌است و در بخش آخر تعهدات مشترک برگرفته از نظرات ارائه شده به صورت سه مرحله مذکور آورده شده‌است.
در پایان با بررسی مجدد و تغییر عباراتی، بیانیه جهت بررسی بیشتر شرکت‌کنندگان در اختیار آن‌ها قرار گرفت تا چنان‌چه نسبت به بخش یا مورد خاصی نظر مفصل‌تری دارند، در میان بگذارند.
این بیانیه پس از ویراستاری توسط دکتر هانس یوکو، مدیر واحد ارتباطات بین‌ادیانی شورای جهانی کلیساها برای شرکت‌کنندگان ارسال خواهد شد. در صورت نیاز به تغییر بخش‌هایی از آن، شرکت‌کنندگان به نشستی دوباره فراخوانده خواهند شد.
این بیانیه در هفته بین‌الادیانی که ۱۲-۱۴ نوامبر ۲۰۰۵ در ژنو و با حضور رهبران ادیان مختلف و روسای موسسات بین‌الادیانی و موسسه‌های مرتبط برگزار خواهد شد، مورد استفاده قرار خواهد گرفت و در آنجا تولید‌کنندگان بیانیه به دفاع از آن خواهند پرداخت.

متن این بیانیه به این شرح است:
زندگی دینی: یک تعهد و یک ندا

آیا منابعی وجود دارد که از آن‌ها برای زندگی‌مان معنا و تکامل بگیریم؟ آیا منابعی برای معنویت وجود دارد که زندگی ما را در این دنیای پیچیده، پلورالیست و همیشه در تغییر تقویت و حمایت کند؟

این سوال‌ها در عصر ما نه تنها توسط آن‌هایی که هویت دینی سنتی دارند، مطرح می‌شود، بلکه سوال دانشمندان، سیاستمداران، اقتصاددانان، تاجران و تمام کسانی است که خلأ و کمبود هدف و گرایش در زندگی بشری را تجربه می‌کنند. آن‌ها به یک دید متناوب یا متبادل فرامی‌خوانند؛ دیدی از زندگی که مرکزیت آن ارزش‌هایی است که به هستی بشر معنا می‌بخشد.

این ندا از کسانی برمی‌خیزد که دیگر اعتمادشان را به زندگی که تنها فدای جمع‌آوری مال و قدرت می‌شود، از دست داده‌اند. آن‌ها پوچی حرص و طمع را می‌بینند.
این ندا از کسانی برمی‌خیزد که در دنیای تجارت و اقتصاد هستند و به دنبال مبادی و ارزش‌های اخلاقی به منظور راهبری زندگی اقتصادی هستند، آن‌ها با اختلافات اقتصادی در حال رشد و میلیون‌ها انسانی که گرفتار فقرند، آشفته شده‌اند.
این ندا از کسانی برمی‌خیزد که در عرصه سیاست هستند، چراکه آن‌ها خرابی‌هایی را که به دلیل جنگ و درگیری‌ها به بار آمده‌است و نیز تهدیداتی را که مقابل همبستگی اجتماعی و صلح وجود دارد، درک می‌کنند.
این ندا از جوانان دنیا برمی‌خیزد؛ آن‌هایی که از به ارث بردن دنیایی که بر خشونت، محرومیت و بی‌عدالتی استوار شده‌باشد، می‌ترسند.

نسل ما با جست‌وجوی شدید برای یافتن معنا مواجه شده‌است، تمایل عمیقی برای معنویت مشاهده می‌کنیم. گروه‌های بسیاری از جامعه بشری نیاز به ساخت زندگی بر پایه‌های جدید را احساس می‌کنند.

مراجعه به ادیان
طبیعتا بسیاری از افراد به سنت‌های دینی جهان‌مان مراجعه می‌کنند تا منابع معنوی و ارزش‌هایی را بیابند که به ساخت جامعه بشری بر پایه‌هایی استوارتر کمک خواهد کرد. ما می‌دانیم که سنت‌های دینی‌مان در واقع بر درک‌های عمیق و تحلیل‌هایی از طبیعت انسان شکل گرفته‌است.
ما وارثان بینش‌های معنوی، خرد و ارزش‌هایی هستیم که توسط قدیسان و حکما طی قرن‌ها به دست ما رسیده‌است.
ما نقشی را که ادیان در پرورش رحمانیت و عدم نفس‌پرستی در پیگیری صلح ایفا کرده‌اند، ارج می‌نهیم.
ما همکاری‌ای را که سنت‌های‌مان در مبارزه برضد بی‌عدالتی و در تصریح ارزش و شان بشری داشته‌اند، گرامی می‌داریم.
و با این‌حال، با تاسف به ابهام موجود در تمام سنت‌های‌مان به عنوان جنبش‌ها و نهادهایی که در تحول زندگی بشری مشارکت می‌کنند، اعتراف می‌کنیم.
امروز بسیاری از جوانان از آنچه به عنوان انعطاف‌ناپذیزی ادیان نهادینه‌شده ما و عدم ظرفیت آن‌ها در ارائه پاسخ به چالش‌های زندگی روزمره مشاهده می‌کنند، ناراضی هستند. بسیاری از فقدان مهمان‌نوازی دو جانبه در میان سنت‌های‌مان که مانع همکاری با یکدیگر در راستای کمک به بشر در سفر معنوی‌اش می‌شود، بیزار هستند. آن‌ها به خاطر اهمیتی که به دکترین‌ها و عقاید دینی متعصبانه‌ای که گاهی سد راه تعبیر درست بصیرت‌های دینی به معنویت عملی در زندگی می‌شود، برآشفته‌اند.
از دلواپسی‌های بزرگ‌تر برای بسیاری از مردم پیدایش گروه‌های جنگ‌طلب و مفرط در میان اکثر سنت‌های ما و نیز سوء‌استفاده از دین یا احساسات دینی در خشونت، نزاع، تروریسم و جنگ است.
همان‌طور که آگاهی از سنت‌های دینی یکدیگر افزایش می‌یابد و همان‌گونه که در مجاورت همدیگر زندگی می‌کنیم و یکدیگر را در زندگی روزمره تجربه می‌کنیم، رفع توهم فزاینده‌ای در مورد انحصارگرایی به گونه‌ای که در بسیاری از سنت‌های دینی درک، تصور و عمل شده‌است وجود دارد.
اگر قادر به دیدار، گفت‌وگو، کارکردن و زیستن با یکدیگر، به عنوان انسان، در زندگی روزمره‌مان هستیم، پس در ادراک شخصی دینی ما چه چیزی وجود دارد که ما را به عنوان افراد مذهبی از هم جدا نگاه می‌دارد؟ آیا دیوارهای بین ادیان آخرین دیوارهای جدایی خواهد بود که فرومی‌ریزد؟

پیدا کردن دوباره خودمان
خوشبختانه در دهه‌های اخیر ما شروع به کشف یکدیگر به عنوان افرادی متعهد، به روش‌های خاص خودمان کرده‌ایم تا آنچه در زندگی غایی است را پیدا کرده، پاسخ دهیم و بازگو نماییم. ما دیگران را به عنوان افرادی متعهد به پیگیری ارزش‌های اخلاقی عالی و اهداف معنوی، حتی همان‌گونه که خودمان هستیم، تجربه می‌کنیم. همان‌طور که به هم نزدیک‌تر می‌شویم، متوجه نیاز به شناخت دیگری و شناخته شدن می‌شویم. برخی شروع به درک غنای دینداری و ارزش‌هایی کرده‌اند که ما برای یکدیگر به زندگی مشترک‌مان می‌آوریم.
ما با وابستگی متقابل همه چیز و این‌که چگونه هرکدام از ما در زندگی مشارکت می‌کند تا خودش را در گوناگونی غنی و کمال آن آشکار سازد، عمیقا متحول شده‌ایم. ما شروع کرده‌ایم به این‌که یکدیگر را نه به عنوان یک غریبه که باید از او ترسید، بلکه به عنوان یک زائر همراه که باید در آغوش گرفته شود، نه به عنوان کسی که باید آن‌گونه که ما دوست داریم تغییر کند، بلکه به عنوان کسی که باید همان‌طور که هست پذیرفته شود و با تمام درستی و کمال دین، سنت و هدایای معنوی که او می‌آورد، بنگریم.
ما در مواجهات‌مان به درک کامل‌تری از محدودیت‌ها، نابسندگی‌ها و شرط‌گزاری‌های فرهنگی رسیده‌ایم که طرقی را که به واسطه آن‌ها اعتقادات ایمانی‌مان را بیان می‌کنیم، محدود می‌کنند. ما دوباره نابسندگی ذهن و کلام آدمی را در فهم کامل زندگی و هدف غایی آن آموخته‌ایم. بنابراین در مورد نیاز به تواضع آگاه‌تر شده‌ایم. نامناسب بودن ادعاهای قطعی، ناسازگاری انحصارگرایی ساخته شده بر چنین ادعاهایی و خطر موجود در مشاهده یکدیگر به عنوان رقیب را شناخته‌ایم.
ما ادعاهای راستین سنت‌های دینی دیگر را نه به عنوان یک تهدید، که به عنوان الهام‌بخشی، نه به عنوان ادعایی که باید تکذیب شوند، که به عنوان اعتقاداتی که باید به آن‌ها احترام گذاشت و درک‌شان کرد و نه به عنوان دیوارهای جدایی، که به عنوان موضوعاتی برای گفت‌وگو و اکتشاف می‌نگریم؛ چراکه ما درک می‌کنیم که امروز تنها راه دیندار بودن، بین‌الادیانی بودن است و ما به یکدیگر در مواجهه با چالش‌های مشترکی که فراروی‌مان است نیاز داریم.

بنیادها و ریشه‌های ما
ما تعهدات خاص دینی را به عنوان چیزی که باید با آن جنگید و بر آن غلبه کرد، نمی‌بینیم. در واقع نیاز همه افراد را به داشتن ریشه‌ای در سنت‌های دینی، تغذیه کردن از آن و پیدا کردن هویت فردی و جمعی‌شان از طریق آن را تصدیق می‌کنیم.
به هر حال اهمیت کم کردن موانع بین ادیان به منظور ممکن ساختن استفاده افراد و اجتماعات از معنویت‌های غنی‌ای را که سنت‌های دینی به زندگی ما می‌آورند، تجربه کرده‌ایم. ما در موضع قضاوت در مورد افرادی که احساس می‌کنند، نیاز دارند از بیش از یک فواره بنوشند و یا آزادانه مسیر معنوی را که دوست دارند، انتخاب کنند نمی‌ایستیم. چراکه ما دیگر به ادیان به عنوان سنگرهایی که باید از آن‌ها دفاع شود، نمی‌نگریم، بلکه آن‌ها را چشمه‌ای معنوی می‌بینیم که باید از آن‌ها نوشید.
به همین دلیل ما همچنین به آنچه می‌تواند معنای سنت‌های دینی باشد و آنچه این سنت‌ها می‌تواند برای ما و نسل جوان باشد همان‌طور که با امروزمان مواجه می‌شویم و به آینده‌مان می‌نگریم، نگاه می‌کنیم.

دین و دگرگونی
ما ادیان را به عنوان واقعیت‌های ساکن نمی‌بینیم، بلکه سنت‌های دینی را رودخانه‌ای می‌بینیم که هم تکامل و هم تغییر را نشان می‌دهد، همیشه همان است، در عین حال همیشه جدید است و با جریان همیشه در حرکت آب دوباره پر شده‌است.
دین به عنوان جزئی کامل از فرهنگ و زندگی یک جریان متحرک است. بنابراین ما خودمان را نه فقط به عنوان کسانی که مالک و واکنش‌دهنده به میراث‌ گذشتگان هستند، بلکه به عنوان خلق کننده ایده‌ها و ایده‌آل‌هایی می‌بینیم که آینده ما را شکل خواهند داد.
ادیان گرامی داشته شده و حفظ شده‌اند، اما نه در دکترین‌ها و تعصبات دینی، بلکه در تمارین واقعی و در ظرفیت‌شان برای ایجاد تغییر در زندگی‌های‌مان. وقتی تعالیم دینی در معنویتی که زندگی ما را اداره می‌کند فعال نیستند و یا فقط به عنوان سرمایه‌ای اندیشمندانه نگاه داشته می‌شوند، دیگر آن نیرویی که برای دنیا التیام می‌آورد، نخواهند بود. گفته شده است که طولانی‌ترین سفر آدمی پیمودن مسافت بین ذهن و قلب است. وقتی زندگی بشری در آب‌های عمیق آرامش درونی و صلح ، منبع تمام رحمانیت‌ها، غوطه‌ور نباشد، آن‌گاه با طوفان نفرت، کینه و خشونت جلو و عقب می‌رود. در حقیقت بیشتر آشفتگی‌های بیرونی که در زندگی روزمره‌مان شاهد آن هستیم، شاید از نیاز به آرامش درونی نشأت گرفته باشد. تلاشی که امروز در میان جوانان برای معنویت بر ضد اعتقادات متعصبانه دینی شاهد هستیم ممکن است بخوبی بیانگر تقاضای شدید برای معنویتی درونی باشد که به آن‌ها برای در صلح بودن با خودشان کمک می‌کند. ما دیگران را دوست نخواهیم داشت، مگر آنکه بیاموزیم خودمان را دوست داشته باشیم و در جست‌وجوی صلح نخواهیم بود، مگر آنکه با خودمان در صلح باشیم.

دین و مسئولیت
ما از این خطر که دعوت به تغییر درونی می‌تواند بسادگی به منظور دعوت به رهایی سوءبرداشت شود، آگاهیم. ترجیحا سنت‌های دینی ما بر رابطه نزدیک بین تغییر درونی و رحمانیت تأکید کرده‌اند. ما بر اهمیت ابعاد منطقی و تجربی، اندیشه‌ای و عملی و فردی و اجتماعی زندگی دینی و تعهد واقف هستیم.
یک سنت دینی، فرد یا اجتماع مذهبی که منابع، انرژی، ارزش‌ها و تعهد لازم برای تغییر جامعه به سمت عدالت و صلح را تأمین نکند، اعتبار و ارتباط خود را در چشم جهان بخصوص نسل جوان از دست می‌دهد.

تربیت دینی
بنابراین ما اهمیت بالای تربیت دینی از نسل به نسل را می‌شناسیم. مهم است که هر جامعه دینی نیاز تقویت جوانان در سپاس ادیانشان و سنت‌های غنی دیگران را درک کند تا مردم در جامعه به عنوان سازندگان و بناکنندگان صلح زندگی کنند.
ما همچنین به یک پروسه یادگیری می‌نگریم که رفتاری مشمول، باز و با مهربانی به دیگران را بر مبنای دین هر کس ایجاد خواهد کرد. و نیز اهمیت داشتن درک همراه با آگاهی از سنت‌های دینی یکدیگر را به منظور جلوگیری از گرفتن تصویرهای دیگران مبنی بر پیش‌داوری‌های بلند مدت و تحرفات رسانه‌ای، می‌دانیم.
ما بر این باوریم که هیچ سنت دینی‌ای خشونت را به عنوان تقوا یا ارزشی دینی نمی‌شناسد و می‌دانیم که خشونت در ذات هیچ دینی نیست. در مقابل عشق، محبت و. همزیستی مسالمت‌آمیز ارزش‌هایی هستند که در تمام سنت‌های دینی ما مشترکند. بنابراین در برابر نسبت دادن خشونت به ادیان مقاومت می‌کنیم و در راستای بالا بردن توان بالقوه در ایجاد صلح و عدم خشونت که از ارزش‌های مرکزی در سنت‌های ما هستند، می‌کوشیم.

تعهدات مشترک
می‌دانیم چالش‌هایی که امروز در جهان با آن‌ها مواجه هستیم، بسیار قوی هستند و هر کدام از سنت‌های ما بتنهایی نمی‌توانند با آن‌ها برخورد کنند و ما به یکدیگر در تلاشمان برای واکنش به این چالش‌ها نیازمندیم. بنابراین نباید آنچه را که می‌توانیم با هم انجام دهیم، جداگانه انجام دهیم. در عمل جمعی و فعالیت با یکدیگر است که بدرستی می‌توانیم یکدیگر را پیدا کنیم و در ایجاد تعهدات مشترک است که با یکدیگر رشد خواهیم کرد. پس ما تعهدات زیر را ارائه می‌دهیم:

ما تأیید می‌کنیم که نژاد انسان از مردم، ملت‌ها، تبارها، رنگ‌ها، فرهنگ‌ها و سنت‌های دینی بسیاری تشکیل شده است که همه یک خانواده بشری هستند.
بنابراین هر تلاشی را در راستای ایجاد جدایی در میان سنت‌های دینی به واسطه نمایش آن‌ها به گونه‌ای منحصر به فرد، رد می‌کنیم.
ما خود را ملزم به یاد گیری بیشتر در مورد یکدیگر، یاد گرفتن از یکدیگر و پیدا کردن و دوباره یافتن خودمان در ارتباط با دیگری می‌دانیم.
ما تأیید می‌کنیم که قلب همه سنت‌های دینی از عشق، مهربانی، بخشش و ارزش‌هایی است که زندگی را تقویت می‌کنند.
بنابراین هر تفسیری از تعالیم دینی را که دشمنی، نفرت و جدایی را ترویج کند، رد می‌کنیم.
ما خود را ملزم به تعالیم و تمارین سنت‌های دینی‌مان می‌دانیم که زندگی را تقویت و اجتماع را ترفیع می‌بخشد.
ما تأیید می‌کنیم که خشونت، نزاع و جنگ‌طلبی در تعالیم دینی ما وجود ندارند و هیچ‌یک از سنت‌های ما مصوبه نبرد را حمایت نمی‌کنند.
بنابراین تمام خشونت‌هایی را که به نام دین اعمال شده‌اند و تفاسیری را که از دین در حمایت از جنگ‌طلبی گرفته شده است و هر تلاشی در تفسیر متون مقدس در حمایت از نزاع را رد می‌کنیم.
ما خود را ملزم به تفسیر، تعلیم، و تمرین سنت‌های دینی‌مان به منظور ترویج صلح و هارمونی می‌دانیم.
ما تأیید می‌کنیم که تبعیض بر مبنای نژاد، قبیله، وضعیت اجتماعی، توانایی‌های فیزیکی و ذهنی، قومی و نسلی با تمام تعالیم دینی ما متناقض است.
بنابراین تمام اشکال تبعیض و انحصارگرایی را رد می‌کنیم.
ما خود را ملزم به تلاش در راستای اجتماعی شمول‌گرا و مبارزه برضد تفاسیری از دین و متون مقدس برای تصدیق تبعیض می‌دانیم.
ما تأیید می‌کنیم که عدالت و برابری در زندگی دینی مرکزی هستند و فقر، گرسنگی و بیماری نیروهایی هستند که پتانسیل و شأن بشری را تقلیل می‌دهند.
بنابراین هر طبقه‌بندی زندگی سیاسی و اقتصادی را که بی‌عدالتی و نابرابری را در پی دارد، رد می‌کنیم.
ما خود را ملزم به دفاع از حقوق بشری، اجتماعی و اقتصادی همه و دفاع از امانت زمین می‌دانیم.
ما حقوق جوانان و کودکان و هدایایی را که آن‌ها برای درک و تمرین زندگی مذهبی می‌آورند، تأیید می‌کنیم.
بنابراین تمام تلاش‌هایی را که برای خارج کردن آن‌ها از مسیر اصلی زندگی دینی صورت می‌گیرد، رد می‌کنیم.
ما خود را ملزم به پرورش جوامع شمول‌گرایی می‌دانیم که کودکان و جوانان را کاملا دربرمی‌گیرد و این امکان را برای آن‌ها فراهم می‌آورد که هدایای خود را به زندگی مشترک ما بیاورند.

گفته شده است که سفری هزار مایلی تنها از یک قدم آغاز می‌شود. ما به این تعهدات به عنوان قدم‌هایی می‌نگریم که به سوی دیدی از دنیای که بتوان در عدالت و صلح در آن زیست، برداشته می‌شوند. ما همه اجتماعات دینی را برای چنین فعالیت‌هایی و اجرای تعهدات خودشان و توسعه بصیرت معنویتی که به دنیای ترک‌خورده ما شفا و تکامل می‌آورد، فرامی‌خوانیم.

IID_logo

جهانی شدن برای خیر مشترک

۱/۲۹ تا ۸/۲ ۱۳۸۴
جهانی شدن برای خیر مشترک
وزارت کشور و جامعه سیک‌های کنیا، و موسسه جهانی شدن برای خیر مشترک
افریقا- کنیا

چهارمین کنفرانس از کنفرانس‌های بین‌المللی با حضور آقای باقر طالبی دارابی مشاور موسسه گفت‌وگوی ادیان و عضو هیئت تحریریه اخبار ادیان
:: فهرست عناوین مرتبط :

دگرپذیری ره‌آورد دین‌پژوهی:
مورد پژوهی ایران مقاله آقای باقر طالبی دارابی در چهارمین کنفرانس جهانی شدن برای خیر مشترک

این بار با نام افریقا و جهانی شدن برای خیر مشترک و زیر عنوان “در جست‌وجوی صلح وعدالت” در شهر کوچک کریچو در کشور کنیا شرکت‌کنندگان ِ دلمشغول این موضوع را گردهم آورد تا جهانی شدن را از نگاه میان دینی و نیز با توجه به اوضاع و احوال محلی به بررسی بنشینند و از این رهگذر راهی به سوی “صلح و عدالت” که اساسی‌ترین “خیر مشترک” جوامع بشری است، ترسیم کنند.

تاریخچه:
“جهانی شدن برای خیر مشترک” اندیشه‌ای پرورده شده در ذهن یک ایرانی مقیم انگلستان است که سال‌ها در دیار غرب به تحصیل و تدریس (البته به طور تخصصی در اقتصاد) مشغول است. دکتر کامران مفید تجربه‌اش را به کمک تفکر فرستاد و با همکاری و همفکری دیگرانی که دلمشغول اخلاق، دین و معنویت و در سوی دیگر جهانی شدن، صلح، عدالت و شناخت متقابل و همکاری‌های مشترک هستند، اولین نشست را در شهر آکسفورد برگزار کرد.
مرکز و وب سایتی با همین نام بنا نهاد و در آغاز شاید آرمان بلند و ابزار نارسا و اندک بودند، اما او با الگو گرفتن از فرهنگ ایرانی که
“همت بلند دار که مردان روزگار
از همت بلند به جایی رسیده‌اند”
اینک چهارمین کنفرانس را برگزار کرد و پنجمین را در ایالت اوهایوی امریکا برگزار خواهد کرد. کنفرانس دوم در مسکو برپا شد و سومی سال گذشته در دبی در امارات متحده عربی.
تجربه برگزاری سه نشست این بار در افریقا این سبقه تاریخی را محکم‌تر ساخت و با برگزاری این نشست که ظاهرا در مقایسه با نشست‌های قبلی متفاوت و گسترده‌تر بود، برگزاری خوب اجلاس پنجم را نوید می‌دهند.
نشانه اینترنتی: www.commongood.info

گزارشی از یک کنفرانس جهانی
درباره افریقا و کشور کنیا
قرن‌ها بود که بر قاره افریقا برچسب ناروای “قاره تاریک ” می‌زدند. استعمار بر دوش کشورها و مردمان این دیار سنگینی می‌کرد و فقر و اقتصاد نابسامان همچنان آن را از پای درمی‌آورد.
سرزمین غنی آن، غنای زمینی و دریایی، طبیعت خیره‌کننده، معادن طلا و ذخایر بزرگ زمردش هم موجب بردگی اهالی این دیار شد و سوداگران مرگ و نیستی بر دوش همین مردمان سایه سرمایه‌های ارزشمندشان را برای خود حمل کردند و به دیار متمدن و متمول غرب سرازیر ساختند. قدهای برافراشته برای استقلال و خروج از سلطه بیگانگان اینک در زیر بدیهی‌های سنگین همان استعمارگران خمیده شده است. غربیان برنامه “بهبود بدیهی‌های افریقا غرب” را بوق کردند. اما همچنان این کشورها در زیر فشار سودهای آن بدیهی قرار دارند.
کشور کنیا در شرق افریقا زیر سلطه استعمار بریتانیا بوده است. شهر نایروبی، پایتخت آن بزرگ‌ترین شهر این کشور است. از جمله شهرهای بزرگ این کشور شهر بندری مومباسا در کنار اقیانوس هند است که اکثریت جمعیت آن مسلمان هستند. کنیا را “گهواره بشر” و نیز به لحاظ زیبایی “عروس افریقا ” می‌گویند؛ سرزمینی سرسبز با جغرافیایی متفاوت، در غرب کوهستانی و در شرق در سطحی بسیار پست. روی خط استوا قرار دارد و از چهار فصل سال تمام سالش یک نوع فصل دارد گرم و مرطوب و اغلب همراه با باران در مناطق ساحلی بسیار مرطوب.
تاریخ کنیا تا حد زیادی تاریخ جامو کنیاتا است؛ رهبری که تمامی نژادها و قبایل را برای جنگ و مبارزه آزادی‌بخش متحد ساخت؛ روزنامه‌نگاری که اولین نشریه بومی را به عنوان صدای مطالبات مردم آن دیار منتشر کرد؛ نویسنده‌ای که اولین اثر را درباره ملتش نوشت؛ معلمی که درس عشق و محبت داد. کنیاتا که به زبان سواحلی از او به Toa ya kenaya یعنی “نور کنیا” یاد می‌کنند، پدر استقلال این کشور. او نور استقلال را بر این سرزمین تاباند. همین ستاره و چراغ و استاد با زنی از تبار انگلیس که از زنان دولتمردان حاکم دوران استعماری بود، ازدواج کرد و از این وصلت فرزندانی دو هویتی پدید آمدند.

سیک‌ها و اعتقادات آنها
آیین سیک یکی از جوان‌ترین ادیان زنده جهان است. پانصد سال قبل در منطقه پنجاب هند شکل گرفت. بسیاری از معتقدان به آیین در همین منطقه حاصلخیز زندگی می‌کنند؛ منطقه‌ای در دامنه کوه‌های هیمالیا در شمال غربی هند. گفته می‌شود حدود ۱۴ میلیون سیک در دنیا پراکنده‌اند. از جوامع سیک در کشورهای دیگر باید از جامعه سیک‌ها در بریتانیا، ایالات متحده امریکا، کانادا، شرق افریقا، امارات متحده عربی، ایران، مالزی و هنگ کنگ نام برد. سیک‌ها اگر چه ۲ درصد جمعیت هند را تشکیل می‌دهند، اما کاملا به چشم می‌آیند. آنچه آنها را برجسته و نمایان می‌سازد، کارهای اخلاقی است که بخشی از دین آنها و نشانه‌های دینی آنهاست. شمار زیادی از نیروهای نظامی هند را سیک‌ها تشکیل می‌دهند؛ افسرانی در لباس سرباز و فرمانده و خلبان و سیک‌ها در سراسر جهان به کارهای فنی، تجارت، تحصیل و بسیاری از حرفه‌های پر درآمد دیگر اشتغال دارند.
تشخیص سیک‌ها کار دشواری نیست. در نام هر مرد سیک singh (سینق) به معنای “شیر” یا “شیر دل” و در نام هر زن سیک kaur (کایور) به معنای “ملکه” وجود دارد. زنان و مردان سیک دستبندی فلزی به دور مچ دست راست به عنوان نشان دینی دارند. مردان سیک را اغلب می‌توان با عمامه‌ای سفید یا سیاه بر سر، و ریش‌های بلند شناسایی کرد. آنان خنجری نیز در زیر لباس مخفی می‌کنند. بنابراین هر سیک پنج نشانه که به fiveks ( پنج کا) معروفند، دارد.
ده گورو به معنای استاد یا معلم سلسله بنیانگذاران آیین سیک هستند. نخستین آنها ناناک است پس از دهمین حاکمیت مقام گورویی اعلام شد و کتاب گورو و گرانث (Guru Grauth) گوروی مکتوب برای همیشه اعلام گردید و پیروی از تعالیم و آموزه‌های کتاب که بیش از ۱۴۰۰ صفحه دارد و حاوی اشعار و سروده‌های گوروها و برخی از بزرگان عرفان آموزه‌های هندو و اسلام است، سر لوحه کار این آیین شد. ارزش قرائت این کتاب چنان است که هر ۲۴ ساعت یک بار در معابد سیک به نام گورو دوآرا (Gurudeura) توسط چند نفر به طور نوبتی قرائت می‌شود.
آیین سیک بر سه اصل یا اعتقاد اخلاقی – دینی یا رسم و آیین مذهبی استوار است. سِوا (Seva) لانگار (Langar) و سانگات (Sangat). این سه اصل سه باور اساسی و مقدماتی سیک‌ها را تقویت کرده است. اعتقاد به تساوی، رفاقت و تواضع و فروتنی.
سِوا، خدمت‌رسانی به اجتماع مذهبی، جامعه و دیگران است. آنان با خدمتکاران متواضعانه و بدون هرگونه چشم‌داشت به همدیگر بویژه دیگران راه طهارت باطن و خودسازی را طی می‌کنند.
لانگار، غذای جمعی یا محلی که این غذا در آن پخته می‌شود. لانگار یکی از اجزای اصلی آیین سیک و از مناسک اصلی آنان است. سمبل تساوی حقوق همه و هم‌خانواده بودن تمامی آدمیان است. وقتی از دیگران و خودشان در لانگار و با لانگار پذیرایی می‌کنند، گویی تمام وجودشان را در طبق اخلاص گذاشته تقدیم همدیگر و دیگران می‌کنند. آنان برای صرف لانگار رسمی دیگر نیز دارند و آن قرار گرفتن در یک صف و ردیف بدون توجه به جایگاه و مقام و منزلت افراد است، پنگات صف شکسته شدن عناوین اعتباری و سیر و سیراب شدن از غذای جمعی و خلوص اجتماعی است.
سنگات، اجتماع مذهبی نیایش جمعی است. گردهم‌آیی مذهبی در مکانی مقدس که یکی از مهمترین بخش‌های دینی آنهاست. می‌گویند ناناک به هر کجا که قدم نهاد سنگات بر پاشد و هر کسی می‌توانست در این مراسم نیایش مشارکت جوید. عملی روحانی و اخلاقی که به گفته ناناک از طریق آن هرکسی می‌تواند به مخزن نام الهی راه یابد و هم‌نشینی و همراهی با خدا نورانی شود.
این سه نهاد که ناناک برقرار ساخت، ساختار دینی و اجتماعی اصلی آیین سیک شده است. با این سه، جامعه سیک در بسیاری از جاها به مردمانی زحمت‌کش، همدل، خالص، خیر و نیکوکار تبدیل شده‌اند که خدمت رسانی آنها، غذای آنها و نیایش آنها شامل همه می‌شود و از همه کس از هر دین و آیین و مسلکی دریغ نمی‌داند.
در دو تجربه بارسلونا و کنیا عمل به این سه اصل را شاهد بودم و حس کردم. خدمت به مسلمانان، تغذیه جسمی آنها و در نهایت تغذیه روحی.

چگونگی برگزاری کنفرانس
چهارمین کنفرانس بین المللی جهانی شدن برای خیر مشترک با تعقیب عدالت و صلح در افریقا در شهر کوچک کریچو در کشور کنیا برگزار شد . مشارکت وزارت کشور کنیا در برپایی این کنفرانس با حضور وزیر کشور در جلسه افتتاحیه و اعلام آغاز به کار رسمی کنفرانس از سوی وی نشان می دهد که وودی آوودی وزیر کشور این دیار سیاه تا چه حد برای این برنامه اهمیت قائل است . وی که درحاشیه ی افتتاح کنفرانس کلنگ ساخت مرکز علمی و تفریحی جامعه سیک ها را نیز به زمین زد ، اظهار امیدوری کرد که کنفرانس بتواند در راه شناساندن صلح و عدالت و تبیین چهره زشت تبعیض , ظلم و تروریسم موفق باشد .
دیگر دستاندرکاران و برگزار کنندگان این کنفرانس دکتر کامران مفید ایرانی الاصل مقیم انگلیس و رئیس مرکز جهانی برای خیر مشترک است . وی سالها پیش ایران را ترک کرد و اینک پس از طی دوره های تحصیلی در کنار همسر انگلیسی اش در شهر کاونتری در نزدیکی های پایتخت انگلستان زندگی می کند .رشته اش اقتصاد است و به گفته ی خودش دلمشغول خیر مشترک و صلح و دوستی تمامی جوامع است و از این رو با ایجاد این مرکز و برگزاری کنفرانس های بین المللی این هدف را تعقیب می کند . کامران مفید ، البته بدون معاضدت و پشتیبانی رهبر معنوی سیک های انگلستان و کنیا که در بیرمنگام مستقر است قادر به برگزاری این کنفرانس ها نبود . خود او می گوید از اولین اجلاس در آکسفورد تا این چهارمین نشست همیشه باباجی ( Baba ji)‌ عنوان دینی رئیس معنوی سیک ها یار و پشتیبان او بوده است . سرمایه ی جامعه سیک و اوج همکاری , خدمت رسانی و هم نوع دوستی باباجی که در عمل هر کسی شاهدش بود , این همکاری را مستدام ساخت و شرکت کنندگان را دلگرم .
سه کنفرانس پیشین ابتدا در آکسفورد ، دومی در سنت پیترز بورگ روسیه و سومی سال گذشته در دوبی برگزار شد . پنجمین کنفرانس نیز در هاوایی امریکا برگزار خواهد شد . شرکت کنندگان خارجی عمدتا از کشور امریکا و کشورهای انگلستان ، امارات , ایران , هند , تانزانیا , اوکاندا, سوئیزرلند و برخی دیگر از کشورهای افرقایی , آسیایی و اروپایی بوده اند .
مباحثات نیز متنوع و سخنرانان از موضوعات مختلف سخن گفتند . در مجموع می توان گفت تمامی آنان که از دیار غرب آمده بودند نگاه مثبتی به جهانی شدن داشتند و اغلب افریقایی ها و حتی بیشتر آنان که از کنیا درکنفرانس حضور داشتند و سخن گفتند جهانی شدن را چندان خوش یمن نمی دانستند .
پروفسور علی مزروعی معروف به ستاره افریقا از مهمانان برجسته ی این کنفرانس بود . وی که در کنیا زاده شده است و تحصیلاتش را در غرب گذرانده است اینک مقیم امریکاست و در عرصه علوم سیاسی که رشته تحصیلی اش می باشد , صاحب نظر می باشد . برخی از ایرانیان مقیم امریکا از جمله برادران صدری (محمد و احمد ) , دکتر کمالی پور , کیوان طبری نیز در این کنفرانس سخن گفتند و برخی جلسات را اداره کردند.
حضور ایرانیان مقیم امریکا و نیز کامران مفید به عنوان برگزار کننده نشان داد که دانش و فرهنگ و خرد ایرانی همیشه حرفی برای گفتن دارد .
سردبیران مجله میان دینی Insight که اخبار ادیان در شماره های پیشنین به معرفی آن پرداخته است و در مواردی از محتوای آن استفاده کرد و در مجله آورده است از ؟؟؟؟ این کنفرانس بودند . پیگیری پروژه اخلاق جهانی هانس کونگ در جلسه ای جمع بندی مباحثات بین ادیانی کنفرانس , جیم کنی و آلن رایس را با این نظریه مرتبط نشان داد . مارکوس برایبروک کشیش انگلیسی نیز که حدود ۴۰ اثر در زمینه ادیان و گفت گوی ادیان نوشته است با همین طیف همکاری دارد .
کنفرانس در فضای زیبای محوطه گورودوآ برگزار شد و جهانی شدن برای خیر مشترک در فضایی بحث آیین سیک به جای جامعه افریقا بیشتر به چشم می آمد و برجسته بود . اما باز باید قدردان همین تلاش و خدمات دهی آنان بود که مقیمان دیار غرب متمول و آسیایی های نسبتا غنی را به آن دیار بردند و با درد و رنج و فقر افریقایی های مظلوم آگاه ساختند .
هرگاه که از محوطه برگزاری کنفرانس خارج می شدند , با جامعه واقعی و زندگی حقیقی کنیایی ها مواجه می گشتند , آنان که در مزرعه های کشت چای در حوالی شهر کریچو کار می کردند , زمین هایی که همه اش تحت مالکیت دولت , شرکت دولتی ـ خصوصی و افراد و نهاد های خصوصی است و به نظر می رسید سیک های آن منطقه صاحبان اراضی بودند و کارفرما و اهالی آن دیار کارگرانی برای آنان , اما باز باید قدردان سیک ها بود که در اوج فقر و نداری مردمان آن دیار با این کار شغلی فراهم آوردند و کمکی به امرار معاش مردمان آن شهر می کنند .
موضوعات مطرح شده در کنفرانس
بیش از ۴۶ سخنران اصلی به ارائه مقاله پرداختند و در موضوعاتی مانند :
افریقا و جهانی شدن برای خبر مشترک
دین , فرهنگ و جهانی شدن برای خیر مشترک
گفتگوی میان ادیان و جهانی شدن
اخلاق , معنویت و خیر مشترک در عصر جهانی شدن
نگاهی انسان گرایانه به جهانی شدن
چشم اندازهای سیاسی و فلسفی جهانی شدن
ایمان و توسعه در عصر جهانی
حقوق بین الملل و جهانی شدن
رسانه ها , گزارشگری و جهانی شدن
کنفرانس پس از چهار روز با جمع بندی و صدور بیانیه به پایان رسید . این بیانیه که اولین بیانیه در این سلسله کنفرانس ماست به امضای تمامی شرکت کنندگان رسید . ابتدا متنی تهیه شد و آن را برای نظرخواهی در اختیار هم قرار دادند سپس کمیته ای شکل گرفت و در آن به تصویب نهایی رسید . متن بیانیه به انگلیسی است و در وب سایت مؤسسه گفتگوی ادیان وجود دارد .

IID_logo

لحظه بحرانی در گفت‌وگوی بین ادیان

لحظه بحرانی در گفت‌وگوی بین ادیان
شورای جهانی کلیساها
ژنو

در کنفرانس “اوضاع بحرانی” بیش از ۱۰۰ شرکت‌کننده از کشورهای متعدد و پیشینه‌های دینی متفاوت گردهم آمده بودند تا بحث کنند چگونه گفت‌وگوی ادیان می‌تواند در حل اوضاع بحرانی حاضر مفید واقع شود.

کنفرانس اوضاع بحرانی با پشتیبانی شوارای جهانی کلیساها با تواضع و امید کنفرانس “اوضاع بحرانی” که با کمک شورای جهانی کلیساها ترتیب داده شده بود، از هفتم تا نهم ژوئن در مرکز اتحاد کلیساهای ژنو برگزار شد. بیش از ۱۰۰ شرکت‌کننده از کشورهای متعدد و پیشینه‌های دینی متفاوت گردهم آمده بودند تا بحث کنند چگونه گفت‌وگوی ادیان می‌تواند در حل اوضاع بحرانی حاضر مفید واقع شود.

شورای جهانی کلیساها با تواضع و در عین حال با امیدهای بزرگ این کنفرانس را برپا داشت تا به واسطه آن، ایده‌ها و راهبردهای جدیدی بیابد تا تمام کسانی که به گفت‌وگوی ادیان به عنوان ابزاری برای حل اختلافات اجتماعی و بهبود کیفیت زندگی اجتماعی نگاه می‌کنند، مشترکاً از آن بهره ببرند.
نوشته پیش رو، گزارش مختصری است شامل برخی از نظرات، مسائل و وعده‌هایی که در کنفرانس ارائه شد. این گزارش برگرفته از سخنرانی‌های رهبران شورای جهانی کلیساها و سخنرانان میهمان کنفرانس است که هر کدام به آیین مختلفی تعلق داشتند و همین طور برگرفته از گزارش‌هایی است که برای انعکاس عملکرد هفت گروه گفت‌وگو کننده در این کنفرانس سه روزه تهیه شده اند.
موضوعات و مسائلی که در سخنرانی‌ها مطرح شد، عبارت بودند از: اوضاع بحرانی، تغییرکیش، نقد دین و دادوستد معنوی.

اوضاع بحرانی
دکتر ساموئل کوبیا، دبیرکل شوارای جهانی کلیساها و اِیچ.اِیچ. آرام اول، رئیس جلسه کمیته مرکزی شورای جهانی کلیساها، کنفرانس را با تشویق شرکت‌کنندگان به بحث در مورد اینکه چگونه گفت‌وگوی ادیان می‌تواند به شیوه مبتکرانه‌تری حلال اوضاع بحرانی جامعه امروز باشد، شروع کردند.
دکتر کوبیا با اشاره به این حقیقت که شورای جهانی کلیساها در ابتدا گفت‌وگوی ادیان را “اقدامی پرمخاطره” می‌دانست، گفت: سی سال پیش اولین خطر موجود، مشروع ساختن مسئله تلفیق عقاید بود که به آن به چشم یک تهدید برای خداشناسی همه اعضای شوارای جهانی کلیساها نگریسته می شد. اکنون قدم پرمخاطره ای که باید برداشته شود، نگاه به کثرت گرایی دینی به عنوان فرصتی برای آشنایی بیشتر با مومنان دیگر سنت های اعتقادی دیگر و همچنین دین خودمان و اهداف خداوند است که هم در گونه گونی وهم در تشابه باورهایمان منعکس شده است.
دکتر کوبیا در ادامه تاکید کرد: امروز گفتگوی ادیان اقدام مهمی در زمینه نهضت وحدت کلیساهاست؛ چراکه حاکی از این اصل وحدت کلیساهاست که می گوید: “کاری را که می توانیم باهم انجام دهیم، نباید تنها انجام دهیم” و به این ترتیب کثرت گرایی دینی را بسط می دهد.
دکتر کوبیا تصدیق کرد که مشارکت مسیحیت درگفتگوی ادیان نیازمند مرور گذشته و اعتراف به اشتباهات قدیم است و افزود: “ما باید در منظر عموم به اشتباهاتی که قبلا در راه بهبود انسانیت از دست رفته مان مرتکب شدیم، اقرار کنیم و آنها را بپذیریم”.

در ادامه کنفرانس، اِیچ.اِیچ. آرام اول ادعا کرد که اوضاع بحرانی ما در درجه اول مربوط به کثرت گرایی جهانی می شود و افزود: اگر گفتگوی ادیان می خواهد اثر بیشتری بگذارد، باید ریشه دار، کاربردی و انتقادی باشد.
وی تاکید کرد: با توجه به اینکه دستهای جهانی شدن دارند اعتقادات اخلاقی و معنوی مشترک بین بیشتر ادیان را از میان می برند، گفتگوی ادیان باید برای بازگرداندن تعهدات اخلاقی به درون جوامع کثرت گرا تلاش کند و این به معنی مخالفت با به کارگیری خشونت به نام دین و ساختن جوامع فراگیر است.

تغییر کیش
دکتر وانده آبیمبولا، نماینده آیین آفریقایی یُروبا، متذکر شد که طرح میسیونری مسیحیان تلاش می کرد آیینهای بومی سراسر جهان را ریشه کن کند و امروز گفتگوی مسیحیان با پیروان ادیان بومی را نمی توان اقدامی صد در صد خالصانه دانست. وی برای شکل گیری یک گفتگوی صادقانه شرایط زیر را ضروری دانست: باید این گفتگو تمام ادیان بومی و بدوی را در برگیرد؛ تخریب اماکن مقدس ادیان بومی باید متوقف شود؛ و شوارای جهانی کلیساها باید کلیساهای عضو خود را تشویق کند تا به شیوه های زندگی بومی احترام بگذارند.

خانم هبّه رئوف عزّه، معلم مسلمان مصری، در تایید سخنان دکتر آبیمبولا افزود: جوامع دینی امروز باید آن طرز فکر مبتنی بر گسترش دین خود با تغییر دین دیگران را که از زمانهای قدیم هم اسلام و هم مسیحیت را احاطه کرده است، کنار بگذارند.
رئوف عزه گفت: شاید برای شرکت کنندگان در گفتگوی ادیان مفید باشد که بدانند شوارای جهانی کلیساها و همین طور واتیکان، میان تبلیغ دین و اظهار دین تمایز قایل می شوند. به این صورت که اظهار دین را تقسیم کردن اعتقادات مذهبی با دیگران و تبلیغ دین را آمیخته با زور و پروپاگاندای فریب آمیز میدانند. شوارای جهانی کلیساها و واتیکان مسیحیان را به اجتناب از تبلیغ دینی دعوت می کنند ولی اظهار دینی را برای آیین مسیحی ضروری می خوانند.
وی در ادامه گفت: موضوع تغییر کیش موضوع پیچیده ای است که باعث بالا گرفتن تنش در درون و میان گروههای دینی می شود. خشونت و خشم نتایج غریبی برای آن نیستند. با این وجود، آموزه های دینی ما ابزارهایی را در اختیارمان می گذارند که به واسطه آنها میتوانیم این مشکل را حل کنیم.
معلم مسلمان مصری با طرح این سئوال که آیا این تمایز می تواند موضوع گفتگوی ادیان قرار گیرد؟ تاکید کرد: چنین گفتگویی می تواند برای ما روشن کند که چه رفتاری را باید تبلیغ دینی بدانیم و ان شاء الله علاوه بر آن شناخت ما را نسبت به اینکه چرا اظهار دینی تا این قدردر درون بعضی سنن دینی پرارزش دانسته می شود، افزایش دهد. به علاوه، ممکن است مسیحیان و مسلمانانی که در زمینه گفتگوی ادیان فعالیت می کنند، تشویق شوند این سئوال را در گفتگوی درون دینی در جوامع خودشان نیز مطرح کنند و به آن بیندیشند.

نقد دین
یک هیئت سه نفره هندی در این کنفرانس پیشنهاد کرد که گفتگوی ادیان تبدیل به اقدامی برای ایجاد عدالت اجتماعی شود. یک هندو به نام سوامی آنگیوِش، گفت: تمایزات دینی در برابر اهمیت زجر بشر و ارزشهای مشترک میان سنتهای دینی که ما را به سوی اجابت ناله نیازمندان فرا می خوانند، رنگ می بازد.

اصغر علی مهندس از دیدگاه یک مسلمان صحبت کرد و گفتگو را اقدامی خلاقانه خواند: “دیالوگ یعنی بدون این که قیدهای یک آیین خاص دست و پایمان را ببندد، عمل کنیم”. وی پیروان تمام سنن دینی را دعوت کرد تا در روابط و کارهای مشترکشان با یکدیگر عدالت، خیرخواهی، دلسوزی و خرد را دخیل کنند.

والسون تامپو از دیدگاه یک مسیحی گفت: گفتگوی ادیان را باید گفتگوی همسایگان بدانیم. وی گفت: “در همسایگی با نیازهای انسان مواجه می شویم”. “دین به بازار شهوات تبدیل شده است. تا تمرکز را از روی شهوات بر نداریم و روی نیازها نگذاریم، گفتگوی ادیان ره به جایی نخواهد برد”.

دو نفر از دیگر شرکت کنندگان هندی کنفرانس این سخنرانی ها را از پایه به نقد کشیدند. هر کدام از آنها به موضوعات زیر اشاره کردند:
همه سنتهای دینی کهن شامل عناصر سازنده ای هستند که باید آنها را بپرورانیم و عناصر مخربی دارند که باید آنها را بخشکانیم.
تلاش ما برای یافتن ارزشهای مشترک میان سنتهای دینی نباید شیوه خاص یک دین را برای بیان و آموزش این ارزشها تحلیل ببرد.
اصلاح طلبان سکولار باید برای تلاششان در پایان بخشیدن به نزاعهای دینی، مورد توجه قرار گیرند و از آنها قدردانی شود، چرا که نقششان در کشوری چون هند بسیار بزرگ بوده است.
عبادت و نمادهای دینی باید جای خود را به تفکر در مورد اینکه اصلا دلیل و فلسفه آنها چیست، بدهند.

ساعاتی بعد در صبح همان روز، خاخام نامه کلمان در باب گفتگو به نقل قول از خاخام ییتس گرینبرک گفت: “برای من مهم نیست که به چه آیینی تعلق دارید، البته تا زمانی که نسبت به آن احساس شرم کنید”. وی با این حرف به خاطرمان آورد که با مشاهده افراطیونی که در هر دین فعالیت میکنند، نباید در مورد آن دین و تمام پیروانش قضاوت کنیم. وی اعتراف کرد: “خود من هم بارها نسبت به رسوم دینی ام احساس شرم کرده ام، ولی در جاهایی هم بوده که به آن افتخار کرده ام.”

دادوستد معنوی
هر روز این کنفرانس با مشارکت معنوی یکی از شرکت کنندگان آغاز شد. این نوع دادوستد معنوی ما را به یاد تفاوتهای عظیمی انداخت که بین سنن مختلف دینی وجود دارند، حتی اگر لغاتی که استفاده می شوند از نظر مفهوم نسبتاً کلی به نظر آیند. هریک ازشرکت کنندگان در این دادوستد معنوی از آموزه هایی بهره گرفتند که آنها را نه تنها به زبان انگلیسی، بلکه به زبان سنتی آیین خویش نیز بیان کردند.
دادوستد معنوی علاوه بر این راهی برای ابراز احترام نسبت به سنتهای گونه گون جهان و اگرخدا بخواهد، راهی برای یافتن عناصری درمیان تکالیف معنوی هر آیین است که پیروانش را با قدرت و اطمینان کامل مخاطب قرار میدهد. اما گفتگوی ادیان طی تمام سالهای تجربه خویش موفق به کشف یا پرورش موسیقی معنوی یا متونی نشده است که بتوانند شرکت کنندگان را با همان قدرت و قاطعیت موجود در متون مقدس دینی شان مورد خطاب قرار دهد. قبول این ضعف ما را به این صرافت می اندازد که نگاهی نقادانه تر به هر ادعایی داشته باشیم که بگوید گفتگوی ادیان حقیقی تر و معنوی تر از اعمال مذهبی درون ادیان مختلف است.

یکی از شرکت کنندگان پیشنهاد کرد که دادوستد معنوی باید طوری انجام گیرد که هیچ شرکت کننده ای مجبور نشود در اعمال مذهبی ای که شرکت کنندگان به نمایش می گذارند، مثلا در آواز خواندن و همسرایی و یا در ایستادن و نمازخواندن، شرکت کند. خوب است شرکت کنندگان دعوت شوند تا در اعمال دینی دیگران که خالصانه با آنها تقسیم می شود، شرکت کنند، ولی این دعوت نباید در قالب یک انتظار بیان شود.
شرکت کننده ای که این نظر اصلاحی را داد، افزود: برخی از هم کیشان وی بشدت از بابت گفتگوی ادیان نگران هستند و گمان می کنند که بهانه ای برای تضعیف اعتقادات دینی شان و در نهایت از زیرخراب کردن موضوع اظهار دین در جامعه شان است. او همچنان گفت که به خاطر نقش وی در گفتگوی ادیان برخی از هم کیشانش او را تهدید به آتش کشیدن خانه اش کرده اند.
وی در پایان گفت: شرکت کنندگانی که در اوضاع فرهنگی و دینی ای زندگی می کنند که گفتگوی ادیان در آن به چشم یک تهدید در برابر قدرت و هویت جامعه دینی شان دیده نمیشود، هنگامی که وارد گفتگوهای بین المللی میشوند باید دقت و حساسیت بیشتری به خرج دهند تا با حرفهایشان موقعیت دیگر شرکت کنندگان را تهدید نکنند. دقت بیشتری باید به کار گرفته شود تا از انجام هر نوع فعالیت یا انتشار هر نوع بیانیه عمومی که ممکن است خطراتی که از قبل توسط شرکت کنندگان پیش بینی شده است را بیافزاید، اجتناب شود. به استثنای معارضاتی که ممکن است در درون جوامع دینی خودشان صورت پذیرد.

راهبردهای نوسازی گفتگوی ادیان

کسانی که طی سی سال گذشته با گفتگوی ادیان سروکار داشته اند، شاهد تغیرات بسیار مهمی در برنامه ها و محیط برگزاری گفتگوی ادیان بوده اند.
در محیطهای بسیاری نهضتها و سازمانهای دینی مطرح تر شده اند.
وعده های دینی در همه جای دنیا تبدیل به یک محصول تجاری برای فروش شده است.
گفتگوی ادیان اکنون تبدیل به وسیله ای برای فرونشاندن نزاع های نژادی و دینی شده است.
مهاجرت اقوام مختلف جوامع دینی را در درون فرهنگهای دیگر پخش کرده است.

شرکت کنندگان این کنفرانس، برای پاسخ به کسانی که می پرسند اصلا چرا باید گفتگوی ادیان صورت پذیرد، سخرانیهای مختلفی کردند که فواید گفتگوی ادیان را از دیدگاه های متنوع مورد بررسی قرار میداد. گفتگوی ادیان که کار حل و فصل اختلافات را ساده تر میکند، قادر است دنیای امن تری برای ما بسازد. بسیاری از کسانی که در گفتگوی ادیان شرکت کرده اند نه تنها با ادیان و سنتهای دینی دیگر آشنا شده اند و توانسته اند دوستی های پایداری با پیروان آنها برقرار کنند، بلکه شناخت بهتری نیز نسبت به سنت دینی خویش پیدا کرده اند. تعامل با مومنان ادیان دیگر، برخی از شرکت کنندگان در گفتگوی ادیان را بر آن داشته است که با دین خود تجدید بیعت کنند.
بنابر این خالی از لطف نخواهد بود که راهبردهای مناسبی برای نوسازی گفتگوی ادیان اتخاذ کنیم.

طرحهای آموزشی
تمایز قایل شدن بین آموزش رهبران دینی و غیر روحانیان به ما کمک خواهد کرد که بدانیم چگونه این طرحها را دنبال کنیم. به علاوه، بعضی از برنامه های آموزشی باید به منظور پیش برد گفتگوی ادیان طراحی شوند، درحالی که بعضی دیگر باید طوری طراحی شوند که یاور متصدیان گفتگوی درون دینی باشند.
این بدان معنی است که این دو نوع مختلف گفتگو بسیار به هم مرتبط هستند، چرا که پیشرفت گفتگوی ادیان اغلب نیازمند روشن شدن موضوعاتی در درون سازمانهای دینی و انجمنهایی است که در زمینهء گفتگوی ادیان قدم برمی دارند. همین طور، به نظر می رسد که یک گفتگوی درون دینی بهینه پیش نیازی برای یک گفتگوی ادیان موفق است.
سئوالاتی که در پیشبرد گفتگوی ادیان باقی می ماند و باید جواب داده شود به شرح زیر است:
در حال حاضر چه منابعی برای آموزش دینی کودکان و جوانان استفاده میشود؟
گفتگوی ادیان چگونه می تواند به برنامه های آموزشی رهبران دینی افزوده شود؟
آیا موضوعات درسهای دینی که در دانشگاه های سکولار ارایه میشود می توانند الگوی مفیدی باشند؟
این طرحهای آموزشی چه گونه میتوانند درون جوامع کثرت گرا مورد قبول واقع شوند؟

جوانان در مدارس مذهبی و عمومی باید به شناخت بیشتری نسبت به سنتهای گونه گون دینی جهان برسند. در برخی جوامع، چنین چیزی را می توان با تعلیم آموزگاران و با قرار دادن منابع درسی مناسب در اختیارشان به دست آورد. در دیگر حوزه های اجتماعی وسیاسی، می شود قوانینی وضع کرد که شیوه مطرح شدن این مسائل را در محیطهای آموزشی محدود و قانونمند کند.
برنامه های دادوستد آموزشی که با اعزام معلمها، دانشجویان، و رهبران آینده به درون دیگر سنن دینی و با دریافت چنین افرادی از خارج باعث می شوند آنها از نزدیک با سنتهای مختلف آشنا شوند و روابط حقیقی با پیروان آنها برقرار کنند، شیوه بسیار مفیدی برای توسعه فرهنگ گفت وگوست. این برنامه های دادوستد آموزشی می توانند احترام و شناخت متقابل را بین جوامع دینی افزایش دهند و همچنین به نوسازی گفتگوی ادیان کمک کنند.

گفتگوی درون دینی
رهبران تمام سنتهای دینی باید در مورد چالش رشد بنیادگرایی در درون جوامع دینی خود سخنرانی کنند. این مسئله را نمیتوان دقیقا مربوط به گفتگوی بین ادیان دانست و ما آن را گفتگوی درون دینی مینامیم. چنین گفتگویی درون یک سنت یا جامعه دینی خاص میتوانند برای افراد محافظه کار تر زمینه ساز گفتگوی ادیان باشد.
جوامع دینی که نتوانند اختلافات بین خودشان را با گفتگوی درون دینی حل و فصل کنند، در گفتگوی ادیان شکست خواهند خورد و به دلیل داشتن معیاری دولایه از آنها خرده گرفته خواهد شد. نمونه صحیحی که ما برای گفتگوی ادیان پیشنهاد می کنیم، باید در گفتگوی بین دینی تراشیده شود. به علاوه ما باید خودمان پیش از دیگران مسئله اختلاف نظر بین اعضای فرقه ها و گرایشهای دیگر درون جامعه دینی مان را حل کنیم و این کار را به رهبران ادیان دیگر واگذار نکنیم.

وقت عمل
در سراسر کنفرانس میهمانان اصرار داشتند که باید از مرحله گفتگو وارد مرحله عمل بشویم. تنها عده معدودی به این نکته توجه کردند که گفتگو در شرایط بسیار وخیم، مثلا در مورد فرونشاندن درگیریهای خشونت آمیز، صرفا “گفتگو” نیست بلکه نوعی عمل است. در عین حال باز هم طرح این مسئله مهم است که چطور برنامه های مختلف گفتگوی ادیان در شرایط دیگر منجر به فعالیت های عملی ملموس تر می شود.
حرکت های نمادین که توسط رهبران دینی یا دیگران صورت می پذیرند حایز اهمیتند. چنین فعالیتهایی می توانند به صورت اعتراف به اشتباهات گذشته و اظهار پشیمانی از آنها بیان شوند و یا به شکل یک سفر زیارتی به احترام صلح باشد. فعالیتهای نمادین می تواند موجب جذب خبرنگاران نیز بشود و تاثیر مثبتی بر آنان داشته باشد.
پیشنهادهای دیگری که برای پیشبردِ به اصطلاح “گفتگوی عمل” میتوان در نظر گرفت به شرح زیر است:
پی ریزی ساختارهای لازم که بتواند جوامع مذهبی را قادر سازد که کنار هم نشسته و در مورد بد و خوب مسایلی که شامل حال همه می شوند صحبت کنند.
جان تازه بخشیدن به روحیه تعاون از طریق تعامل و مشارکت با گروه های موجود.
فرموله کردن استراتژی های عمل در سطوح منطقه ای، ملی و بین المللی.
شاید در مواردی سازمانهای دینی و یا همه کلیسایی موجود نگران باشند که مبادا گفتگوی ادیان باعث محکوم شدنشان شود. تجربه ما در بریتانیا نشان میدهد که غلبه بر این نگرانی غیرممکن نیست. بنابراین وقتی دولت در مورد موضوع خاصی وارد گفتگو می شود، شبکه بین دینی گزارشی در مورد موضع دولت و مواضع دیگر جوامع دینی منتشر می سازد. اما هر جامعه دینی می داند که خود نیز می تواند در مورد موضعش گزارش ارائه دهد.

ایجاد روابط
این راهبرد با به وجود آوردن رابطه بین اشخاصی که بدون به رسمیت شناختن اختلافات دینی خود گرد هم می آیند تا برای فعالیتهای گروهی برنامه ریزی کنند، گفتگوی ادیان را تقویت میکند. دوستیهایی که از طریق همکاری در یک پروژه مشترک شکل می گیرند اعتماد کافی برای گفتگوی بین دینی فراهم میکنند. این نوع رویکرد به گفتگوی ادیان، رویکرد توده ای نامیده می شود و از آنجا که قصد آن توسعه گفتگوی ادیان است، در میان عمده ترین سطح جامعه، یعنی خود پیروان ادیان صورت می گرد، به آن “گفتگوی زندگی” نیز گفته اند.
این راهبرد با یک نیاز آغاز می شود و اعضای جامعه را کنار هم می نشاند که باهم گفتگو کنند تا این نیاز را برآورده سازند. به محض اینکه با ایثار مشارکت طرفین گفتگو این اعتماد در بینشان کل میگیرد، نیاز برای بهتر شناختن سنن دینی حاضر در آن گفتگو به منظور بهتر برآورده ساختن این نیاز مشترک جوانه میزند و در نتیجه فرصت و فضای بیشتری برای رسیدگی به مسایل مربوط به درک متقابل میان ادیان ایجاد می شود.
برای نمونه، جامعه ای که احساس می کند باید یک سرویس مشاوره تلفنی برای قربانیان ایدز به راه اندازد، ممکن است به این نتیجه برسد که کسانی که این خدمت اجتماعی را ارائه می کنند می توانند با آشنایی بیشتر از زمینه های مذهبی استفاده کنندگان عملکرد مفیدتری داشته باشند. ارائه یک خدمت اجتماعی که مستقیما با مسائل دینی ارتباط ندارد به آموزش و شناخت بیشتر کارکنان این سرویس منتهی شده است. توسعه گفتگوی ادیان در این روش از پایین به بالا و نه از بالا به پایین صورت می پذیرد.
وقتی یک سازمان خدماتی یا مذهبی و یا سازمانی مربوط به گفتگوی ادیان این طرح را توسعه می دهد، باید بسیار دقت کنیم تا مطمئن شویم هدف این سازمان صرفا بزرگ کردن نقش خود در جامعه انجام نبوده است. ایجاد روابط، علاوه بر افراد نیازمند سازمانهایی نیز هست که حاضر باشند برای به وجود آوردن اطمینان لازم نزد جوامع دینی دیگر “خواسته های شخصی” خود را نادیده بگیرند.

سفر زیارتی به ایمان
در حین این کنفرانس “اوضاع بحرانی” بیشتر به نگرانی ما نسبت به آینده مشترکمان اطلاق شد و این به علت تهدیدهای هولناک متعددی است که توسط بحرانهای زمانمان به ما وارد شده است. در عین حال فراخوانده شده ایم که با تواضع و امید عمل کنیم تا بتوانیم این دوران بحران را به دوران نوسازی آیینمان تبدیل کنیم.
می توانیم با از نو قالب ریزی کردن گفتگوی ادیان به عنوان فعالیتی با تواضع و امید، اعتماد بیشتری از جانب کسانی که به حسن نیت ما شک دارند ایجاد کنیم. با پرداخت کفاره اشتباهاتی که به اسم ما و به اسم تمام مقدسات مرتکب شده اند، میتوانیم راهی برای تبدیل گفتگوی ادیان از گفتگوی غریبه ها به گفتگوی همسایه ها باز کنیم.
با اتخاذ خط مشی خدمت و همبستگی که نیاز به قدری از خود گذشتگی نیز دارد، می توانیم دیگران را در کشف راهی مبتکرانه برای پیشرفت یاری دهیم. با کنار گذاشتن تمام ادعاهای قطعیت دینی میتوانیم راههای جدیدی برای حاکمیت اصول اخلاقی باز کنیم. با دوست داشتن دینمان تا حدی که بتوانیم به نوسازی معنویش اعتماد کنیم، می توانیم یاد بگیریم که چگونه آنچه باعث استحکام آیین ما شده را با دیگران متواضعانه تقسیم کنیم و چگونه شاکرانه عناصر مفید در بقای آیین دیگران را شاکرانه از آنان دریافت کنیم.
همه با هم، با اعتماد و صداقت، می توانیم بر این اوضاع بحرانی مسلط شویم و جای خطرات آن را با سفری زیارتی به آیینها که آینده عادلانه تر، روشن تر و صلح آمیزتری را برای ما تضمین می کند، عوض کنیم.

IID_logo

به سوی یک دوره جدید برای جهان

به سوی یک دوره جدید برای جهان
بنیاد ژاپن، موسسه ملی برای تحقیقات توسعه
دانشگاه سازمان ملل در توکیو

سید محمدعلی ابطحی، رئیس موسسه گفت‌وگوی ادیان در مجمع تمدن جهانی ۲۰۰۵ شرکت کرد .

متن سخنرانی سید محمدعلی ابطحی در کنفرانس به سوی یک دوره جدید برای جهان:

مجمع تمدن جهانی ۲۰۰۵ با عنوان “به سوی یک دوره جدید برای جهان” جمعه ۳۱ مرداد (۲۲ جولای) با حضور اندیشمندان و محققانی از کشورهای جهان، از جمله ایران در دانشگاه سازمان ملل در توکیو برگزار شد.
در نشست “مجمع تمدن جهانی‪ “۲۰۰۵ ‬محققان و اندیشمندان شناخته شده‌ای از کشورهای ژاپن، امریکا، فرانسه، آلمان، عربستان‌سعودی، کره‌جنوبی، زیمبابوه، فلسطین، روسیه، بنگلادش، قزاقستان و چین نیز حضور داشتند.
از جمله مباحث اصلی مجمع تمدن جهانی ۲۰۰۵ مواردی، چون مشارکت برای قضاوت، تساوی و انصاف در جهان در حال جهانی شدن، توسعه به‌عنوان گسترش توانایی‌ها و هنر در عصر جهانی شدن بود.
سید محمدعلی ابطحی، رئیس موسسه گفت‌وگوی ادیان که در این کنفرانس ۲ روزه شرکت کرده بود، گفت: به‌عنوان یک ایرانی افتخار می‌کنم که رئیس‌جمهور ایران ایده گفت‌وگوی تمدن‌ها را مطرح کرده و امروز این ایده به عنوان یک ایده جهانی مورد توجه قرار گرفته است.
وی گفت: برگزاری این نشست در سطح بسیار بالای علمی و دانشگاهی، موید این است که ایده گفت‌وگوی تمدن‌ها در دستور کار دنیا قرار گرفته، هرچند که در ایران به‌دلیل روند جریانات داخلی این ایده جدی تلقی نشد و مورد توجه قرار نگرفت.
وی افزود: در این نشست که بسیاری از شخصیت‌های نامدار جهانی ‌حضور داشتند، بحث‌های بسیاری جدی صورت گرفت و در نهایت قرار است که جمع‌بندی نهایی این نشست به صورت یک بیانیه منتشر شود.
ابطحی اضافه کرد: عمده‌ترین محورهای این بیانیه، ضرورت شناخت تمدن‌ها و تلاش و پیگیری راه‌های اداره جهان بر مبنای گفت‌وگو به جای درگیری و جنگ است.
وی گفت: در جریان سخنرانی شرکت‌کنندگان در این نشست، بارها به نظریات آقای خاتمی درباره گفت‌وگوی تمدن‌ها اشاره شد و ضرورت دیالوگ و گفت‌وگو به عنوان یک اصل محوری مورد تاکید قرار گرفت.
ابطحی تاکید کرد: صاحب‌نظران کاملا به این نکته اذعان داشتند که این ایده از شرق آمده و برآمده از نظریات آقای خاتمی است و این مسئله ‌یک افتخار برای ایران محسوب می‌شود.
این نشست دو روزه از سوی بنیاد ژاپن، موسسه ملی برای تحقیقات توسعه “نیرا”، دانشگاه سازمان ملل و با حمایت وزارت امور خارجه ژاپن، شبکه تلویزیون سراسری ژاپن “ان.اچ.کی”، روزنامه نیهون کیزای و یونسکو برگزار شد.
دست‌اندرکاران و برگزارکنندگان این نشست، هدف از برگزاری آن را بهره‌گیری از تجارب جامعه بشری در قرن گذشته در زمینه‌هایی چون علمی، فناوری، حقوق بشر، فرهنگی، جنگ‌ها و انقلاب‌های و ارائه پیشنهاد یک چارچوب و پاردایم جدید برای قرن ۲۱ با استفاده از نظرات اندیشمندان و محققان مطرح جهانی عنوان کردند.

IID_logo

ایجاد جوامع از طریق گفت‌وگو – ۱

ایجاد جوامع از طریق گفت‌وگو – ۱

کلیسای انگلیکن، موسسه گفت‌وگوی ادیان و کلیسای انجیلی آلمان

انگلستان – لندن

نخستین مرحله از اجلاس سه جانبه بن – تهران ـ لندن با حضور نمایندگانی از موسسه گفت‌وگوی ادیان، کلیسای انگلیکن و کلیسای لوتری آلمان در روزهای ۲۵، ۲۶ و ۲۷مهر در دفتر اداری کلیسای کانتربری در لندن برگزار شد.
:: فهرست عناوین مرتبط :

سخنرانی سید محمدعلی ابطحی، رئیس موسسه گفت‌وگوی ادیان

نخستین مرحله از اجلاس سه جانبه بن – تهران ـ لندن با حضور نمایندگانی از موسسه گفت‌وگوی ادیان، کلیسای انگلیکن و کلیسای لوتری آلمان در روزهای ۲۵، ۲۶ و ۲۷مهر در دفتر اداری کلیسای کانتربری در لندن برگزار شد.
در این نشست که با هدف شناخت و تعمیق شیوه‌های گفت‌وگو میان پیروان ادیان برگزار شد و “ایجاد جوامع از طریق گفت‌وگو” نامگذاری شده بود، شرکت کنندگان افزون بر ارائه مقالاتی کوتاه در گفت‌وگوهای آزاد شرکت کردند.
نخستین روز این نشست بیشتر به آشنایی شرکت‌کنندگان با یکدیگر اختصاص داشت. پس از خوشامدگویی مایکل ایپگریو، معاون اسقف ساوت وارک و رئیس هیئت میزبان، جلسه مقدماتی به ریاست وی و با حضور چارلز رید، مارتین آلفوندباخ و فهیمه موسوی‌نژاد برگزار شد و در آن پیشینه تشکیل نشست، اهداف آن و راه‌های رسیدن به این هدف‌ها مرور شد.
در ادامه برنامه شرکت کنندگان از قصر لامبث، محل اقامت رئیس کلیسای کانتربری دیدار کردند و با سراسقف روان ویلیامز گفت‌وگو کردند.
مباحث روز دوم با بحث درباره “فهم سنت‌های دینی ما” آغاز شد. پاتریک ریودان، کشیش کلیسای کاتولیک و استاد الهیات دانشکده هیثروپ ریاست جلسه را بر عهده داشتند و بتول شریف و آنتونی اوهانی هم در بحث مشارکت داشتند.
سنت‌های دینی تا چه حد برای ادیان دیگر فضای ایجاد می‌کنند؟ منابع اصلی در اسلام و مسیحیت درباره ارتباط پیروان این ادیان با هم چه می‌گویند؟ و چه قدر تفاوت‌های دینی را تحمل می‌کنند؟ این پرسش‌ها محور اصلی سخنان شرکت کنندگان نشست دوم بود که دکتر سید امیر اکرمی و بورکت انگل هم در آن مشارکت داشتند.
قبل از ظهر روز دوم برنامه دیگری هم با عنوان “فهم زمینه‌های تاریخی ما” برگزار شد که در آن دلور حسین، مایکل ایپگریو و آندریاس فلدکلر حضور داشتند و فلورا وینفیلد هم ریاست آن را عهده‌دار بود. این که اسلام و مسیحیت با توجه سنت‌های سیاسی و الهیاتی‌شان طی قرن‌های گذشته با هم چه تعاملی داشتند؟ و این که زمینه‌های تاریخی در تبیین تفاوت‌های دینی چه اهمیتی دارند؟ پرسش‌های این نشست را تشکیل می‌داد.
بخش دوم این برنامه پرداختن به این موضوع بود که اگر زمینه‌های تاریخی مهم است، چه منابعی برای شناخت این زمینه‌ها لازم است و آیا این منابع در داخل سنت‌های دینی است یا خارج آن؟
اگر محور مباحث صبح روز دوم معطوف به موضوعات نظری بود، مباحث بعدازظهر بیشتر به مسائل عملی مربوط به تعامل پیروان ادیان بود. “ابعاد بین دینی مربوط به دولت” موضوعی بود که در آن عملکرد وزارت کشور و وزارت خارجه دولت بریتانیا طی ۵ سا گذشته در ارتباط با پیروان سایر ادیان در این کشور و حمایت‌های این دولت از انجمن‌های دینی به بحث گذاشته شد.
در این نشست هریت کربتری از شبکه ارتباطات بین دینی حضور داشت؛ انجمنی که در سال ۱۹۸۷ در انگلیس با هدف ایجاد ارتباط میان پیروان ادیان مختلف تشکیل شد و طی سال‌های اخیر با دولت انگلیس نیز در این زمینه همکاری‌های قابل توجهی داشته است.
آنیتا کومینگ از وزارت کشور و گرین تاماس از اداره اتباع خارجی این وزارتخانه نیز در این جلسه حضور داشتند. لئون داویدیان و رولف ناپ از دیگر شرکت کنندگان حاضر در جلسه بودند.
معرفی کلیسای سنت اثلبرگ دومین بخش جلسه بعدازظهر را به خود اختصاص داد. این نهاد دینی که به مرکز آشتی معروف شده در قلب اقتصادی لندن قرار گرفته و در سال ۱۹۹۳ هم هدف بمب‌گذاری تروریست‌های ایرلندی قرار گرفت و پس از بازسازی نام مرکز صلح و آشتی بر خود گذاشت و با هدف تقریب میان پیروان ادیان به فعالیت خود ادامه داد. با کمک عربستان سعودی بزودی در این مرکز ساختمانی به شکل خیمه‌های بدوی عربی دارای شانزده ضلع احداث خواهد شد و پیروان ادیان مختلف می‌توانند در زوایا و اضلاع آن به معرفی کیش خود بپردازند و مکان ثابتی برای خود داشته باشند.
در این قسمت سیمون کیز، مدیر مرکز سنت اپلبرگ سخن گفت. مدیر مرکز پس از معرفی فعالیت‌های مرکز اعضا را به صرف افطار دعوت کرد. غذایی که برای افطار تدارک دیده شده بود، مخلوطی از غذاهای عربی بود که به وسیله خانم آشپزی که ملیت کرد عراقی داشت تهیه دیده شده بود و به ذائقه میهمانان ایرانی بسیار خوش آمد.
با پایان یافتن دومین نشست بعدازظهر و صرف افطار نوبت به ارائه تنها سخنرانی عمومی این نشست سه روزه رسید که در آن حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمد علی ابطحی، رئیس موسسه گفت‌وگوی ادیان درباره “گفت‌وگوی تمدن‌ها از منظر ایرانیان” سخنرانی کرد.
ابطحی سخنان خود را با توجه به طرح این مسئله از سوی رئیس جمهور سابق ایران آغاز کرد و پس از پایان سخنانش به پرسش‌های حاضران پاسخ گفت. در این جلسه افزون بر اعضای ثابت کنفرانس میهمانان دیگری نیز به وسیله مرکز دعوت شده بودند که در میان آنان چند تن از ایرانیان مقیم لندن، از جمله خانم مهری نیکنام (مدیر عامل بنیاد ابن میمون) حضور داشتند.
کالج هیثروپ میزبان آخرین روز همایش بود؛ کالجی که زمانی فردریک کاپلستون، مورخ مشهور فلسفه غرب ریاست آن را عهده‌دار بود.
“گسترش گفت‌وگو” و راه‌های پیش رو موضوعات روز آخر بود. در جلسه اول مباحث حول و حوش این موضوع بود که مسلمانان و مسیحیان چه در موقعیت اقلیت و چه در موقعیت اکثریت چگونه با یکدیگر در تعامل هستند؟ و چگونه می‌توان یک چارچوبی برای این تعامل تعریف کرد که فراتر از همکاری‌های سیاسی و دینی باشد و بر شاکله یک سنت دینی بنا شده باشد.
در جلسه نهایی، شرکت کنندگان ضمن جمع‌بندی مباحث سه روز گذشته فرصت‌ها و موضوعاتی را که باید در جلسات آتی پیگیری شود، بررسی کردند.
اجلاس “ایجاد جوامع از طریق گفت‌وگو” شامل سه کنفرانس خواهد بود: نخستین کنفرانس در مهر ماه در لندن برگزار شد و دومین کنفرانس در دی ماه سال جاری در تهران برگزار می‌شود و سومین کنفرانس در خرداد ماه سال آینده در بن، آلمان برگزار خواهد شد.
اعضای ایرانی شرکت کننده در این کنفرانس عبارت بودند از: حجت‌الاسلام و المسلمین سید محمدعلی ابطحی، رئیس هیئت شرکت کننده و رئیس مؤسسه گفت‌وگوی ادیان، فهمیه موسوی‌نژاد، مدیر مؤسسه گفت‌وگوی ادیان، دکتر سید امیر اکرمی، عضو هیئت علمی مؤسسه گفت‌وگوی ادیان، دکتر سید حسن اسلامی، عضو هیئت علمی مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، و هارون کلیمی یشایایی، رئیس انجمن کلیمیان ایران.

IID_logo

دیدگاه‌ها در مورد جامعه عدالتخواه

دیدگاه‌ها در مورد جامعه عدالتخواه
موسسه کونراد آدناور با همکاری آبراهامیک فورم
سارایو، بوسنی و هرزگوین

موسسه کونراد آدناور با همکاری آبراهامیک فورم همایشی با عنوان ترس‌ها، امیدها و فرصت‌های زیستن با هم در دنیای جهان‌شمول از دید یهودی، مسیحی و مسلمان با تمرکز بر اروپای جنوب شرق برگزار کرد.

در تاریخ ۱۳ تا ۱۶ نوامبر ۲۰۰۵ موسسه کونراد آدناور با همکاری آبراهامیک فورم همایشی با عنوان “دیدگاه‌ها در مورد جامعه عدالتخواه؛ ترس‌ها، امیدها و شانس‌های زیستن با هم در دنیای جهان‌شمول از دید یهودی، مسیحی و مسلمان با تمرکز بر اروپای جنوب شرق” برگزار کرد.
موسسه کونراد آدناور در سال ۱۹۶۴ شکل گرفته و از جمله فعالیت‌های آن عبارتند از: انجام تحقیقات علمی برای پروژه‌های سیاسی، تحقیقات در مورد تاریخچه دموکراسی مسیحیان، حمایت از درک بین‌المللی و توسعه همکاری‌های سیاسی. اساس موسسه آبراهامیک فورم نیز بر گفت‌وگوی میان ادیان اسلام، مسیحیت و یهودیت که همه ارزش‌های ابراهیمی را تبلیغ می‌کنند، استوار است. با تکیه بر این میراث مشترک معنوی سعی این موسسه ایجاد همزیستی صلح‌آمیز بین پیروان این سه دین و از بین بردن سوءتفاهمات است.
در این همایش که در تالار هنر شهر سارایوو برگزار شد، صاحب‌نظران ادیان یهودیت، مسیحیت و اسلام از کشورهای مختلف، از جمله ایران، بوسنی، صربستان و مونتگرو، مقدونیه، لهستان، اسپانیا، آلمان، مصر و انگلستان، حضور به هم رسانند و مقالات خود را ارائه دادند. از ایران نیز فهیمه موسوی‌نژاد، مدیر موسسه گفت‌وگوی ادیان با ارائه مقاله‌ای تحت عنوان “جامعه عدالتخواه از دید اسلام” در این همایش شرکت داشتند.

روز ۱۳ نوامبر، اولین روز همایش، دکتر استفان شرایندر از آبراهامیک فورم، کریستینا کاترین کرتز از موسسه کونراد آدناور و آرن فریهر کیتلیز، سفیر آلمان در سارایو ضمن خوشامدگویی مقدم مهمانان را گرامی داشتند. سپس وینکو کاردینال پولجیک از کلیسای کاتولیک رم، دکتر ماکسیم واسیلجویک از کلیسای ارتدکس و یاکوب فینسی از جامعه یهودیت سارایوو مراسم آشنایی و افتتاحیه را برگزار کردند.
در ادامه دکتر مصطفی سریچ از جامعه مسلمانان انگلستان سخنرانی خود را در خصوص “دیدگاه‌ها در مورد جامعه عدالتخواه” ایراد کردند.
در دومین روز همایش (۱۴ نوامبر) دکتر استفان شرایندر از آلمان، دکتر ماکسیم واسیلجویچ از بوسنی و هرزگوین و سمیر بگلروویچ از بوسنی در خصوص “تصور یهودیت، مسیحیت و اسلام از انسان” سخنرانی خود را ارائه کردند. سپس بوسکو توسوویچ دیدگاه‌های خود را در زمینه جامعه عدالتخواه مطرح کرد و در نهایت فهیمه موسوی‌نژاد از ایران در خصوص “دیدگاه اسلام در مورد جامعه عدالتخواه” سخنرانی کرد. وی در سخنرانی خود به شرح و تفسیر آیه ۱۱۰ سوره شریفه آل عمران پرداخت و تاکید کرد، پیام اصلی اسلام برای بشر دوری از ناهنجاری‌های اخلاقی و اجتماعی و رعایت وجدان بشری در همه امور است.
مدیر موسسه گفت‌وگوی ادیان در ادامه از “امر به معروف”، “نهی از منکر” و “ایمان به خدا” به عنوان سه رکن بهترین جامعه از دیدگاه اسلام از نظر این آیه یاد کرد و با اشاره به ادامه آیه در خصوص اقلیت‌های مذهبی ادامه داد: هر جامعه‌ای که این اصول را رعایت کند، می‌تواند تبدیل به بهترین جامعه شود. وی اشاره کرد که در اسلام همه انسان‌ها فارغ از تمایلات مذهبی و اعتقادی خود مورد خطاب قرار گرفته‌اند و قرآن خطاب خود را “یا ایهالناس” قرار داده است. در زمینه رعایت احترام به نظر افراد در جامعه، از امام علی(ع) به عنوان نمونه‌ای که گرچه حکومت را حق خود می‌دانست، اما تا با خواست عمومی روبه‌رو نشد، تن به حکومت نداد، یاد کرد.
سپس فیشل از کلیسای لوتری بوداپست و زووکیچ از مدرسه دینی سارایو در خصوص “فرمان‌های الهی، ارزش‌های مشترک اخلاقی و تعهدات اخلاقی انسان” سخنرانی کردند. آنان ضمن نام بردن از برخی فرمان‌های الهی همچون “نباید نام خدا را بیهوده ببرید” یا “با همسایه‌ها مهربان باشید”، به جایگاه این فرامین در دین یهودیت و مسیحیت اشاره کردند و تاکید کردند حقوق بشر از این فرامین متجلی شده است. در جلسات پرسش و پاسخ دکتر ساجد به حضور این فرامین در قرآن اشاره کرد و بیان داشت: این فرامین با لحن مثبت و دعوت به نیکی در قرآن ذکر شده‌اند.
در ادامه دکتر ساجد از کشور انگلستان از شورای مسلمانان و بوکدان لوباردیچ از صربستان و مونتگرو در خصوص “حقوق بشر، حقوق افراد و حقوق جامعه” سخنرانی کردند. سخنرانان ضمن اشاره به اصول اخلاقی جهانی نسبت به اهمیت بافتی که این اصول در آن تجلی می‌یابد، تاکید ورزیدند و در خصوص نسبی یا مطلق بودن این امور بحث و گفت‌وگو کردند. دکتر ساجد نیز توجه همگان را به انعطاف حکمای صدر اسلام در هنگام قانونگذاری اسلامی و احترام ایشان به نظر افراد جلب کرد.

در ادامه این کنفرانس شرکت‌کنندگان با حضور در دانشگاه اسلامی سارایو که توسط قطر حمایت می‌شود، با فعالیت‌های این دانشگاه از نزدیک آشنا شدند. در این دانشگاه گبرت از لهستان و اکتر بابیچ از بوسنی در “خصوص خوبی‌ها و بدی‌ها در دین و اثر مذهب در سیاست‌های ملی و فراملی” صحبت کردند. گبرت ضمن اشاره به کشتارهایی که به نام دین و با توجیه دین صورت می‌پذیرد، از ظرفیت‌های دین خود، یعنی یهودیت برای پروراندن چنین تفکراتی یاد کرد و ضمن بیان اینکه هر کدام از ما باید با انتقاد از خود شروع کنیم، تاکید کرد، در همه ادیان ظرفیتی برای استفاده شیطانی وجود دارد.
روز سه‌شنبه ۱۳ نوامبر جلسه با موضوع جدایی دین از سیاست و با سخنرانی دکتر آلنسو از اسپانیا، دکتر ویتکویچ از بوسنی و کریستیچ از بوسنی آغاز شد. دکتر آلونسو ابتدا از دیدگاه تئوریک به تعریف حکومت سکولار پرداخت و از نتایج حاصله از جدایی دین و سیاست در حکومت دموکراتیک، همچون تساوی حقوق شهروندی، پلورالیسم دینی و مدارا نام برد. ایشان سپس به نقش قانون در چنین جامعه‌ای اشاره کرد و به نتیجه‌گیری در این زمینه پرداخت. در پرسش و پاسخ این مطلب مورد طرح قرار گرفت که تشکیل حکومت اسلامی یک ضرورت است، یا یک نیاز. در جواب مطرح شد هر چه حقوق مسلمانان در کشورهای غیر مسلمان بیشتر نقض شود، تشکیل چنین حکومتی از نیاز به سمت ضرورت سوق خواهد داشت. در ضمن در تعاریفی که از یک جامعه سکولار مطرح شد، عنوان شد منظور جامعه‌ای است که در آن آزادی مذهبی طبق استانداردهای جهانی وجود دارد و حقوق شهروندی رعایت می‌شود.
هنگام عصر گروه شرکت‌کننده در سمینار در تور دیدار از کلیسای فوجنیسا شرکت کرد و مورد استقبال گرم مسئولان کلیسا قرار گرفت. پس از بازدید از کلیسا جلسات گفت‌وگو مجددا” دایر شد. در خصوص “زیستن با هم و یادگیری از تجربیات هم” آقایان شیپتون از انگلستان، زیکورلیک از صربستان و مونتگرو و ماجدانزیچ از بوسنی سخنرانی کردند. شیپتون در سخنرانی خود به معرفی موسسه “فورم سه دین- گفت‌وگوی مسیحیت، اسلام و یهودیت” پرداخت. وی ضمن برشمردن اهداف تشکیل این موسسه به خدمات ارائه شده توسط این موسسه در راستای اهداف ذکر شده اشاره کرد که از آن جمله برقراری جلسات مختلف برای افراد در سطوح مختلف و آشنایی دادن آنها با آموزه‌های ادیان مختلف است. سپس موسوی‌نژاد، مدیر موسسه “گفت‌وگوی ادیان” معرفی و شرح کاملی از فعالیت‌های موسسه در ایران همچون مجله اخبار ادیان، سایت موسسه، جلسات سخنرانی و تلاش برای برقراری ارتباط بین جوانان ادیان مختلف از طریق دادن آگاهی به آنان ارائه داد.
روز چهارشنبه ۱۶ نوامبر دکتر جمال مالک، رئیس دانشکده اسلام‌شناسی دانشگاه ارفورت در خصوص “مسلمانان در جوامع غرب و تجربیات روزمره آنها” سخنرانی کرد. ایشان ضمن بیان نظری اجمالی در خصوص تاریخچه مهاجرت مسلمانان به اروپا به تبعیض‌های موجود در جوامع که پس از ۱۱ سپتامبر تشدید نیز شده است، اشاره کرد، ضمن آن که به کثرت‌گرایی دینی در جوامع غربی نیز اذعان کرد. در این مبحث به مشکلات روزمره مسلمانان در غرب، از جمله مسئله حجاب، آموختن آموزه‌های دینی و خوراک حلال اشاره شد. کلانکو نیز این سئوال را مطرح کرد که چه کسی یا تفکری می‌تواند نماینده اسلام در اروپا محسوب شود. ایشان ضمن اشاره به دلایل حضور مسلمانان در جوامع غرب، از جمله دلایل اقتصادی یا سیاسی در مورد چالش‌های ایجاد شده در این خصوص صحبت کرد. اهمیت مسئله آموزش در شکل‌گیری هویت مذهبی مسلمانان نیز مورد تاکید ایشان قرار گرفت. در جلسات پرسش و پاسخ به این نکته اشاره شد که جمع‌بندی در این خصوص تا حد زیادی منوط به جامعه‌ای است که در مورد آن صحبت می‌کنیم. در ادامه آقای پولوس و بولویچ نیز در خصوص جایگاه غیر مسلمانان در جوامع اسلامی سخنان و ایده‌های خود را مطرح کردند.
محمد موساد در مقاله خود تحت عنوان “گزینه اسلامی در مقابل دموکراسی کشورهای غربی” به سئوالاتی که می‌توان در این خصوص مطرح کرد، اشاره کرد، از جمله این که منظور از “اسلامی” کدام برداشت از اسلام است و کدام حکومت می‌تواند ملاک عمل و مقایسه قرار گیرد. سئوالات مشابه در خصوص دموکراسی نیز مطرح شد، از جمله این که منظورمان از دموکراسی مجلس یا قوانین است یا جایی که حریم خصوصی و اجتماعی افراد رعایت می‌شود. در همین خصوص حکومت اسلامی از دو دید کلاسیک و مدرن نیز مورد بررسی قرار گرفت.
این سمینار چهارشنبه ۱۶ نوامبر در حالی خاتمه یافت که شرکت کنندگان از نزدیک با ارزش‌ها و دیدگاه‌های یکدیگر درباره جامعه عدالتخواه آشنا شدند.

IID_logo

ادیان جهان بعد از ۱۱ سپتامبر

ادیان جهان بعد از ۱۱ سپتامبر
پارلمان ادیان جهان
دانشگاه مک گیل در مونترال کانادا

کنفرانس ادیان جهان بعد از یازده سپتامبر سال ۲۰۰۱ توسط پارلمان ادیان جهان و با همکاری دانشگاه مک گیل کانادا روز جمعه ۱۵ سپتامبر ۲۰۰۶ به کار خود پایان داد .

آقای آرویند شارما ، پروفسور دانشگاه مک گیل کانادا به عنوان رییس این کنفرانس اظهار داشت : ممکن است که زمین زیر پای ما ازآن لحظه (۱۱ سپتامبر ) تغییری نکره باشد ، اما برای بسیاری از ما مفهوم دین دستخوش تغییر شد . ادیان جهان، به جای تقوا ، پارسایی ، صلح و هماهنگی ، از مسیر معنایی عبور داده شد که مثالی بود برای بدی ، تجاوز و ترور . اما آیا این واقعیت دارد؟ و آیا از دین انتظار بیشتری نمی رود؟ به همین دلیل این کنفرانس قصد دارد تا ابعاد مثبت زندگی دینی را هرچه بیشتر ترسیم کند و با نزدیک کردن ادیان مختلف جهان ، مسائلی که جهان امروز با آن درگیر است بررسی گردد و کمک کند تا انسان های بهتری شویم.
پارلمان ادیان جهان و دانشگاه مک گیل ، برگزار کنندگان این کنفرانس استدلال می کنند که واقعه ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ ، موضوعات تعیین کننده ای را پیش روی آینده ادیان جهان قرار داد، از جمله این که : آیا ابعاد سکولار و دینی زندگی می توانند با هم آشتی کنند ؟ آیا روابط ادیان مختلف جهان می تواند هماهنگ باشد؟ آیا علم همیشه باید تنش بین دین و عقل را شدت بخشد؟ آیا دین در موارد پزشکی می تواند کمک کند؟ آیا رسانه ها فقط برخوردهای دینی را گزارش می دهند یا اینکه با آن ها همکاری هم می کنند؟ ادیان جهان باید پاسخگوی چالش هایی باشد که ثمره حادثه ۱۱ سپتامبر است .از این رو این کنفرانس با هدف تسهیل این جریان شکل گرفت . دین شناسان ، محققان و علاقه مندان زیادی از سر تا سر جهان به این منظور گرد هم آمدند و مقالات خود را ارائه دادند ، آقای سید محمد علی ابطحی ، رییس موسسه گفت و گوی ادیان به عنوان یکی از سخنرانان دز این کنفرانس حضور یافت و مقاله خود را با عنوان ” دین و رسانه ” ارائه داد . طبق گرزارش ایشان در طول مدت کنفرانی (۱۵-۱۱ سپتامبر) ۲۸۸ پنل و ۳۲۵ مقاله در ۱۲ عنوان اصلی زیر ارائه شد: مذهب و حقوق بشر، مذهب و معنویت، مذهب و شفا، مذهب کودکان و جوانان، آزادی مذهبی، مذهب برخورد و صلح، مذهب و دیپلماسی بین المللی، مذهب و رسانه، مذهب محور مسائل. دالایلاما، اسقف اعظم دزموند توتو، اسقف بلو و شیرین عبادی که همه جزء برندگان جایزه صلح نوبل هستند حامیان معنوی این سمینار بودند .