IID_logo

مصاحبه سید محمد خاتمی با روزنامه آلیک

مشروح گفت و گو

۱۹ دی ۱۳۸۴

سیّد محمّد خاتمی در مصاحبه با روزنامه آلیک:
راهی جز ورود به وادی گفت‌وگو نداریم

گفت و گو با : سید محمد خاتمی

——————————————————————————–

پس از هشت سال در مقام ریاست جمهوری، در حال حاضر تمام نیرو و وقت خود را متوجه مؤسسه گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها نموده‌اید و از طریق آن می‌خواهید جامعه جهانی را در جهت رسالتی نوین رهنمون شوید. ممکن است جزئیات بیشتری در این مورد ارائه فرمایید؟
پیش از هر سخن موقعیت را مغتنم می‌شمارم و بار دیگر میلاد با سعادت حضرت عیسی مسیح علیه‌السلام، پیامبر رحمت و عزّت و کرامت انسان را به همه موحدان عالم، به همه انسان‌های صلح‌خواه و به همه مسیحیان جهان، بخصوص هموطنان عزیز مسیحی تبریک می‌گویم و امیدوارم که سال نو میلادی سرشار از خیر و برکت برای همه بشریت باشد و انسان‌ها بیش از پیش از آموزش‌های این پیامبر بزرگ بهره بگیرند.
اما در باب گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها که پرسیدید، به اختصار می‌گویم این رویکرد در صدد ارائه پارادایمی برای روابط انسانی است که در سایه آن جنگ به تفاهم، ترور به گفت‌وگو و غیریت به همبستگی برای رفع مشکلات مشترک بشر تبدیل شود. خوشبختانه این ایده امروز مورد توجه بسیاری از محافل علمی، فرهنگی و سیاسی جهانی است و در این مدت پس از اتمام مسئولیت اجرایی‌ام هم این واقعیت را از نزدیک تجربه کرده‌ام. شاید دلیل عمده آن این باشد که احساس عدم امنیت در جهان کنونی امر مشترک میان همه انسان‌ها شده و امروز تلاش برای برقراری امنیت بر پایه عدالت امری است که در پرتو گفت‌وگوی تمدن‌ها بهتر می‌توان انجام داد. هر چند که گفت‌وگو کار آسانی نیست و تفاهم در مورد مسائل مهم و تعیین اولویت‌ها برای پرداختن به آنها دشوارتر، ولی راهی جز گفت‌وگو نداریم و امیدوارم بتوانیم شاهد یک حرکت ارزنده در عرصه بین‌المللی و با حضور اندیشمندان و نخبگان و خیرخواهان بشری از همه فرهنگ‌ها و تمدن‌ها باشیم.
به نظر می‌رسد اندیشه تقابل و برخورد تمدن‌ها پیش از آن که مقوله‌ای فلسفی باشد، بیشتر در پی دستیابی به نوعی کاربری عملی است که در حال حاضر از سوی نومحافظه‌کاران و به بهانه عملیات تروریستی رواج بیشتری یافته است. به نظر جناب‌عالی آیا می‌توان گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها را در شرایط فعلی به نحوی تعمیم داد که اثرات مخرب دیدگاه برخورد تمدن‌ها را خنثی کند؟ چگونه؟
برخورد و تقابل تمدن‌ها هم یک نظریه است، ولی با توجه به اینکه امروز خشونت بر روابط بین‌المللی حاکم است، این طور تلقی می‌شود که نظریه برخورد تمدن‌ها یک استراتژی برای تبیین سیاست‌های زورمدار و خشونت‌طلب قدرت‌هایی باشد که از امکانات وسیع برخوردارند و منافع خود را اصل قرار می‌دهند؛ منافعی که نوعاً با منافع بسیاری از کشورها و ملت‌ها، بخصوص کشورهای ضعیف‌تر در تضاد است.
ما اگر بخواهیم درست وضعیت ناگوار کنونی را بشناسیم، باید به ریشه‌ها بپردازیم. تروریسم یک خطر جدی و یک پدیده خطرناک روزگار ماست، اما مگر ترور و تروریسم از نوع خشونت نیست و مگر جنگ بدترین شکل خشونت نیست؟ برای مبارزه با تروریسم که لازم است، باید با خشونت مبارزه کرد و برای مبارزه با خشونت و خشونت‌طلبان، باید آنها را در افکار عمومی جهان منزوی کرد. گفت‌وگوی تمدن‌ها در جست‌وجوی یافتن راهی برای مقابله با بی‌عدالتی، برای همسو کردن وابستگان به تمدن‌ها و ادیان مختلف و یافتن مایه‌های مشترکی است که در همه آنها نسبت به صلح و همزیستی و انسانیت وجود دارد. گفت‌وگوی تمدن‌ها در جست‌وجوی یافتن مایه‌های مشترک اخلاقی و ترویج آن، بخصوص در عرصه سیاسی است. من معتقدم با توجه به نگرانی مورد اتفاق عالمیان نسبت به ناگواری وضع موجود و آمادگی آنان برای رهایی از این وضع، امروز بیش از هر زمان دیگر زمینه گفت‌وگو فراهم است. راهی جز گام نهادن در این وادی نداریم.
به نظر می‌آید جهانی شدن و گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها نه به موازات یکدیگر حرکت می‌کنند و نه در جهت عکس هم. فصول مشترک و متضاد این دو مقوله چیست؟
در اینکه جهان امروز به هم پیوسته‌تر است و هر نقطه‌ای از جهان از آنچه در نقطه دیگر رخ می‌دهد، متأثر می‌شود و در اینکه اخلاق و منش‌های بشر بیشتر به هم نزدیک می‌شود و… تردیدی نیست و در اینکه امروز سرنوشت همه بشر، بیش از گذشته به هم وابسته است و در نتیجه نیاز به چاره‌جویی و یافتن راه‌حل‌های جهانی برای بشر امروز بیش از گذشته است، نباید شک کرد. ولی از یاد نبریم که به بهانه جهانی شدن اراده و عزمی در کار است تا یکجانبه‌گرایی را بر جهان حاکم کند و جهانیان را وادارد که تحت عنوان جهان متحد، محوریت قدرت مسلط سیاسی، اقتصادی و علمی را بپذیرند و بر اربابی او بر دنیا صحه بگذارند که چنین چیزی نه مطلوب است و نه شدنی. امروز به موازات جهانی شدن، دلبستگی به فرهنگ‌های بومی و ملی و احساس هویت تاریخی و فرهنگی ملت‌ها نیز تقویت شده است. ما بخواهیم یا نخواهیم در جهان متکثر و متنوع به سر می‌بریم. در عین حال که این تکثر واقعی است، حرکت به سوی همزیستی و حتی نوعی اتحاد در تعیین اهداف و اتخاذ روش‌ها نیز لازم است. گفت‌وگوی تمدن‌ها، ایده و تلاشی در این سوست. یعنی درصدد نفی فرهنگ‌ها، تمدن‌ها و هویت‌های تاریخی ملت‌ها نیست، بلکه آنها را امری واقعی می‌داند. در گفت‌وگو طرف‌های گفت‌وگو واقعیت طرف مقابل را می‌پذیرند و به او احترام می‌گذارند و همین پذیرش و احترام آغاز ایجاد تفاهم است. اگر جهانی شدن هم یک واقعیت است، در سایه گفت‌وگوی تمدن‌هاست که می‌توان به الگویی متناسب با شأن و منافع همه انسان‌ها رسید. جهان واحدی که ملاک وحدت آن عدالت و حرمت انسان باشد، جهان مطلوبی است.
مناسبات ارامنه را با فرهنگ و تمدن ایران چگونه می‌بینید؟ چگونه است که میراث فرهنگی ایرانیان ارمنی همواره مورد پاسداری و حرمت قرار گرفته است، در حالی که در همسایگی خودمان یادگارهای ارزشمند تاریخی تنها به جرم تعلق قومی، مذهبی و ملی نابود می‌شدند. به عنوان نمونه تندیس‌های بوداهای بامیان در افغانستان که به وسیله طالبان تخریب شد، یا کلیساها و قبرستان‌های تاریخی ارامنه در ترکیه و اخیراً نخجوان که سرنوشت مشابهی داشته‌اند؟
ارامنه قومی با فرهنگ و دارای حیات درازدامن در عرصه تاریخی‌اند. البته بخشی از این قوم پرافتخار در ایران زیسته‌اند، ایرانی بوده‌اند و برای ایران سرفراز تلاش کرده‌اند. در عین حال هویت و دین و فرهنگ خود را نیز از یاد نبرده‌اند. حضور ارامنه در همه لحظه‌های تاریخی ایران و نقش ممتازی که در تحکیم و بسط تمدن ایرانی – اسلامی داشته‌اند و نیز تلاشی که برای دفاع از منافع و مصالح ملی کرده‌اند، درخور تقدیر است.
جا دارد که هر ایرانی قدردان همیشگی هموطنان اندیشمند، فرهیخته، هنرمند و شجاع ارمنی باشد که در مقاطع مختلف تاریخی نقش مؤثری در پایه‌ریزی نهادهای جدید علمی، فرهنگی، هنری، صنعتی و اجتماعی داشته و دارند. همین روزنامه دیرپای شما (آلیک) شاهدی بر این مدعاست که هنوز به عنوان دومین روزنامه قدیمی کشور، خوشبختانه مشغول فعالیت است.
ملت ایران نیز که ارامنه بخشی از آن هستند، مفتخر است که در جهت همزیستی مسالمت‌آمیز همه اقوام، کارنامه‌ای درخشان داشته و دارد.
ارامنه در بسیاری از کشورها رنج‌های فراوان تحمل کرده‌اند، در حالی که ایران را مأمن و پناهگاه خود یافته‌اند والحق که قدر ایران را نیز دانسته‌اند و سخاوتمندانه در جهت اقتدار و عزت میهن و ملت تلاش کرده‌اند. ما همگی سرنشین یک قایقیم و نجات همگی در نگاهبانی از سلامت این قایق است. من نیز به عنوان یک شهروند ایرانی و به عنوان کسی که ۸ سال سمت ریاست جمهوری این ملت را داشته‌ام و افتخار می‌کنم که نه تنها رئیس‌جمهوری مسلمانان، بلکه همه هموطنان با هر آیین و فرهنگی بوده‌ام، جز خیر و سلامت از هموطنان ارمنی ندیده‌ام و دست‌های گرم همه آنان را می‌فشارم.
اندیشه گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها کاملاً از آنِ شماست، ولی بعضاً دیده و شنیده شده که سیاستمداران چندی برای دستیابی به اهداف خاص سیاسی آن را مصادره کرده‌اند. متأسفانه و دقیقاً به همین دلیل سیاسی، مصادره کننده از توجه گسترده تبلیغاتی برخوردار شده است. به نظر شما اندیشه، فعالیت‌ها و دستاوردهای گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها را چگونه باید از تعرضات سیاسی مصون نگاه داشت؟
اگر مراد ائتلاف تمدن‌هاست، فکر نمی‌کنم در مقابل گفت‌وگوی تمدن‌ها باشد. در نشستی که به دعوت آقای کوفی عنان من و ۱۷ نفر از شخصیت‌های معتبر جهانی در مایورکای اسپانیا برای بررسی طرح ائتلاف تمدن‌ها داشتیم، به تفصیل صحبت کردم که مورد توجه هم قرار گرفت و معلوم شد که ائتلاف تمدن‌ها نه تنها در برابر گفت‌وگوی تمدن‌ها نیست، بلکه ما را از آن بی‌نیاز نمی‌کند، و حتی اگر هم بخواهد ائتلافی رخ دهد، پیش از آن هیچ راهی جز گفت‌وگو برای تعیین موضوع ائتلاف و نقش تمدن‌ها در کارایی آن نخواهد بود و همگی نیز اذعان کردند که جریان گفت‌وگوی تمدن‌ها به عنوان یک امر اساسی و جدی باید پی گرفته شود. امیدوارم بتوانیم از این پس نیز گام‌های جدیدی در این سو برداریم.