IID_logo

یافتن زبان مشترک: گفتگو با دکتر محمد سماک

باور کنیم اعتقاد به خدای واحد، شاه‌کلید حل سوءتفاهمات و یافتن زبان مشترک است

گفت و گو با : دکتر محمد سماک

——————————————————————————–

چرا ادیان باید با یکدیگر گفت‌وگو کنند؟
زیرا این تنها راه برای بقای ادیان در دنیای جدید است.

تنها راه؟
بله تنها راه، در اکثر جوامع و کشورهای امروزی مسئله پلورالیسم دینی و وجود گروه‌های متنوع مذهبی، موضوعی غیرقابل انکار است و تنها راه کنار آمدن این گروه‌ها با یکدیگر مذاکره و گفت‌وگوست، برای مثال در کشور من لبنان، ۲ دین اسلام و مسیحیت و نیز ۱۸
فرقه مذهبی وجود دارد. ۱۴۰ نوع کلیسای مختلف همراه با پیروان خود در آن فعالیت می‌کنند و ما نمی‌توانیم بدون در نظر گرفتن اعتقادات یکدیگر و احترام متقابل زندگی مسالمت‌آمیزی داشته باشیم.

پس از گفت‌وگو باید منتظر چه پیامدهایی باشیم؟
مفهوم دقیق گفت‌وگو و مذاکره همان طور که از ظاهر آن نیز پیداست، هنری است که از طریق طرفین مذاکره، حاصل می‌آید. پس دستیابی به صلح و امنیت اصلی‌ترین انتظار ما از گفت‌وگوست.

رابطه گفت‌وگو با تعدد حقایق در چیست؟
هرگز نمی‌توان ادعای کسی را که به تعدد حقایق ایمان ندارد، در مبحث گفت‌وگو پذیرفت، اگر می‌خواهیم وارد معرکه گفت‌وگو شویم، باید بپذیریم که حقیقت لزوما نزد ما نیست و تنها به ما تعلق ندارد. اگر من در جست‌وجوی حقیقت هستم، پس باید به دیگران نیز احترام بگذارم؛ دیگرانی که در قالبی متفاوت در جست‌وجوی حقیقتند و عقاید متفاوتی نسبت به من دارند.

آیا این تفاوت سبب برتری برخی به برخی دیگر خواهد بود؟
من این گونه فکر نمی‌کنم، و هنگامی که واژه متفاوت را به کار می‌برم، منظورم این نیست که یکی درست و دیگری نادرست است، بلکه تنها می‌خواهم بگویم که آنها با هم متفاوتند، همین؛ و یقین دارم که درک این مطلب آغاز راه است: آغاز راه مذاکره و گفت‌وگو. گفت‌وگو همواره دو سو دارد و حتی چند سو که تنها یکی از بخش‌های آن من و عقاید من است. اگر انتظار داشته باشم که همه طرف‌ها چون من بیندیشند و مطابق اعتقادات من سخن بگویند، گفت‌وگو دیگر سخن گفتن دو گروه با یکدیگر نیست، بلکه تک سخن‌گویی (منولوگ)یک گروه است. به عبارت دیگر اگر بخواهیم همه در گفت‌وگو مانند من فکر کنند، هویت گفت‌وگو از بین رفته است و ما دچار نقض غرض شده‌ایم.

موانع موجود که مانع از انجام گفت‌وگو میان ادیان می‌شود، چیست؟
من تنها می‌توانم درباره موانع میان اسلام و مسیحیت سخن بگویم و نه بیشتر.

در همان رابطه میان اسلام و مسیحیت، چرا شاهد گفت‌وگو‌های موفقیت‌آمیزی نبوده‌ایم؟
گفت‌وگوهای ما با مسیحیان دو جنبه داشته است که نتایج حاصل از هر کدام متفاوت با دیگری است. در زمینه مسائل روزمره زندگی و معیشت که به همزیستی همراه با احترام متقابل انجامیده است. ما موفقیت‌های مناسبی به دست آورده‌ایم که حاصل گفت‌وگوی طرفین بوده است، اما در زمینه اعتقادات کلامی و باورهای دینی که وجهه دیگر گفت‌وگوی ما با مسیحیت است، متاسفانه باید بگویم که موانع بسیاری داریم.
مسلمانان معتقدند که مسیحیت جزئی از اسلام به حساب می‌آید، ولی همه قضیه این نیست، یعنی اگر مسلمانان به عقاید مسیحیان معتقد باشند، مسلمان واقعی نیستند و اسلام کامل‌تر از مسیحیت است. همین طور مسیحیان معتقدند که اسلام شعبه‌ای از مسیحیت است و هرگز یک
مسسیحی معتقد نمی‌تواند به عقاید مسلمانان معتقد باشد، اگر چه در دومین مجمع واتیکان در سال ۱۹۶۵ بر اشتراک بسیار میان اسلام و مسیحیت تاکید فراوانی شد؛ اشتراکاتی مانند: اعتقاد به خدای یکتا، ارزش‌های اخلاقی، عدالت اجتماعی و اعتقاد به این که همه ما فرزندان ابراهیم هستیم.

ـ در واقع اسلام بیشتر به مسیحیت معتقد است تا مسیحیت به اسلام.
دقیقا همین گونه است، اسلام به مسائل متعددی در ایمان مسیحیت معتقد است که مسیحیت به آن اندازه باورهای اسلامی را قبول ندارد. مسلمانان حضرت مسیح، عروج او به آسمان و پیامبری او را قبول دارند، در حالی‌که از سوی مسیحیان نسبت به اسلام چنین موضعی وجود ندارد؛ میان اسلام و مسیحیت موانع سیاسی و تاریخی بسیاری وجود دارد که از مهم‌ترین دلایل عدم موفقیت در گفت‌وگو است. در حیطه کلام باید اعتراف کنیم که مذاکرات بسیاری صورت گرفته که هیچ کدام به نتیجه نرسیده است. مسیحیت همچنان همان مسیحیت و اسلام همان اسلام است.

وضعیت مسیحیان در کشورهای اسلامی چه تفاوتی با مسلمانان در کشورهای اروپایی دارد؟
این نکته بسیار مهمی است. متولیان حکومتی در کشورهای اسلامی باید به این نکته اساسی ایمان بیاورند که مسیحیان در کشورهای اسلامی و البته در بسیاری از کشورهای اسلامی، جزئی از همان کشور و ملیت حساب می‌شوند و هرگز نباید آن‌ها را به خاطر دین‌شان عنصری خارجی به حساب آورد. اعراب مسیحی بسیاری در کشور من، لبنان وجود دارند که همه در ابتدا لبنانی و عرب هستند و آن گاه مسیحی، اما بسیاری از مسلمانان عرب و غیر عرب که به کشورهای بزرگ مهاجرت کرده‌اند، در ابتدا یک مهاجر محسوب می‌شوند و بعد یک مسلمان. توجه داشته باشید که معیار ما اکثریت را در بر می‌گیرد و به افرادی که بومی آن کشور هستند و مسلمان شده‌اند، کاری ندارم، پس فکر می‌کنم که نباید این نکته اساسی را از نظر دور داشت؛ نکته‌ای که ملاک بسیاری از عملکردهای ما قرار می‌گیرد.
نقش چالش‌های سیاسی در گفت‌وگوی میان ادیان چگونه است؟
باید گفت‌وگوی ادیان را با تمام توان از چالش‌های سیاسی بر حذر داشت.
متاسفانه درگیری‌های سیاسی تاثیر بسیاری بر تعطیل کردن روند گفت‌وگوی ادیان دارند و باعث شده‌اند که ما به اعتقادات یکدیگر از دریچه سیاست نگاه کنیم که اشتباه بسیار بزرگی است، اگر چه مسائلی نیز وجود دارد که رابطه تنگاتنگی میان دین و سیاست پدید
آورده‌اند، برای مثال مسئله بیت‌المقدس و گروهی از یهودیان صهیونیست که این سرزمین مقدس را به اشغال خود درآورده‌اند و ما به عنوان مسلمان مشکلی جدی با آن‌ها داریم.
آیا در سنت پیامبر اسلام موارد واضحی از گفت‌وگو به شکل و هدف امروز، و نه به نیت تغییر دادن عقیده طرف مقابل وجود داشته است؟

دقیقا چنین مواردی وجود داشته است؛ به عقیده من نخستین ملاقات بین ادیان که در تاریخ به ثبت رسیده است، به دوران حضرت محمد(ص) بازمی‌گردد. این ملاقات در منزل پیامبر اسلام در مدینه صورت گرفت میان آن حضرت و گروهی از مسیحیان. این گروه که در حوالی مدینه زندگی می‌کردند، نزد ایشان آمدند تا حضرت در رابطه با اسلام برای آنان توضیحاتی بدهد، و پس از شنیدن سخنان وی به منزل خود بازگشتند.

در هنگام مباحثه آنان با حضرت محمد(ص) هنگام نماز مسیحیان فرارسید، و پیامبر اسلام به آنان فرمود که می‌توانید در منزل من نماز و عبادت خود را به جای آورید، ولی آنان گفتند که شیوه عبادت آن‌ها متفاوت است، در نتیجه از منزل حضرت خارج شدند، مراسم نماز خود را به جای آوردند و سپس به منزل وی بازگشتند و گفت‌وگوی خود را از سر گرفتند. پس از پایان گفت‌وگو نیز همچنان مسیحی باقی ماندند، و پیامبر هم هرگز خرده‌ای بر آنان نگرفت و گفت که این انتخاب شماست و شما می‌توانید همچنان بر دین خود باقی بمانید.
این نخستین مباحثه بین دینی است که در تاریخ اسلام و مسیحیت به ثبت رسید ه است و درس‌های بسیاری به ما می‌دهد که نخستین آن‌ها احترام به عقاید دیگران و داشتن روحیه تسامح دینی است.

به نظر شما مهم‌ترین چالش‌هایی که ادیان در دوره جدید با آن مواجه هستند، چیست؟
دوران جدید ویژگی‌های جدیدی دارد که ادیان برای باقی ماندن ناگزیر از درک این ویژگی‌ها هستند. امروزه تمام ادیان در صفی مشترک در برابر بی‌دینی قرار دارند و این دشمن مشترک، توانا و تازه نفس است، همه ادیان باید به سمت دفاع از اصول مشترک خود گام بردارند و به دفاع از اصول و ارزش‌های اخلاقی بپردازند، مسئله جهانی شدن و مفاهیم جدید آن، دین را در شرایطی جدید قرار می‌دهد که درک این شرایط جدید مهم‌ترین چالش موجود در برابر تمام ادیان است.
مسئله ضرورت گفت‌وگو و همزیستی ادیان با یکدیگر نیز یکی از همین ویژگی‌های جدید است؛ ویژگی‌هایی که تاکید می‌کنم درک آنها اساسی‌ترین راز ماندگاری ادیان در دوران جدید خواهد بود.
و حرف آخر؟!
باور کنیم اعتقاد به خدای واحد، شاه‌کلید حل سوءتفاهمات و یافتن زبان مشترک است.