IID_logo

متن سخنرانی سید محمد علی ابطحی رییس موسسه گفتگوی ادیان در سمینار مبارزه با خشونت و تروریسم در دانشگاه الازهر مصر

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آقای احمد الطیب شیخ بزرگوار الازهر و حضار محترم.

از اینکه در مهد تاریخی اسلام و عرب و در پیشگاه الازهر شریف سخن میگویمُ بسیار خوشحالم.
پرداختن به موضوع افراطی گری از سوی رسمی ترین پایگاه دینی جهان تسنن در شرایط فعلی بسیار مغتنم است. دلیل اهمیت این سمینار این است که متاسفانه در طول این سالها و نیز دو دهه گذشته تروریست و افراطی گری دینی در جهان رشد پیدا کرده است و این جنایت ها بنام اسلام ثبت شده است.
مهم این نیست که در واقعیت چه اتفاقاتی می افتد و اهمیتی ندارد که واقعا اکثریت قاطع جهان اسلام در این افراط ها و تندروی ها و ترورها نقش ندارند و با آن مخالف هستند. مهم این است که افکار عمومی جهان تحت تاثیر تبلیغات گسترده قانع شده است که اسلام پشتیبان تروریست است و مداقع افراطی گری. این آن حقیقت وحشتناک است که برگزاری این سمینار که بنام دین و از پایگاه فقاهت دینی است، بسیار پر اهمیت تلقی می شود. هم چنان که برای سمینار مشابهی که بنام مرجعیت شیعه در ایران برگزار شده بود در رسانه های ایرانی نوشتم مخالفت با افراطی گری، ضرورتی است که همه دنیا و به خصوص جهان اسلام و مسلمانانی که در سراسر دنیا بی دلیل متهم شده اند به آن چشم دوخته اند تا بدانند که فقیهان و اسلام شناسان اصلی با این روش ها مخالف هستند. فعال شدن قم و الازهر برای جامعه اسلامی بشارت بزرگی است. در این مسایل اگر حوزه های دینی که منبع الهام بخش نیروهای عقیدتی هستند، مقابله جدی با این رفتارها داشته باشند، راه بر افراطیون بسته می شود و حداقل نتیجه اش این است که نیروهای متدین و مومن مخلص جذب این گروه ها نمی شوند. همان ها که گمان می کنند این رفتارهای خشن جهاد است و پس از این خشونتهای تلخ، و کشته شدن یک سره عازم بهشت جاودان می شوند. آنها را باید نجات داد و مراکز فقهی و دینی می توانند چنین کاری انجام دهند تا باور نیروهای مومن جذب تروریست ها نشود. من در این فرصت تاریخی برای پیدا کردن راه جدی و اساسی مقابله با این افراطی گری توجه حضارمحترم را به نکاتی چند جلب مینماید:
۱- اولین نکته پر اهمیت این است که باور داشته باشیم مبارزه با افراط و خشونت امر مشترک بین مذاهب اسلامی است. و ما باید تلاش کنیم بر روی این امر تلاش مشترک کنیم. این مقوله ای نیست که سنی علیه شیعه و شیعه علیه سنی بخواهد از آن بهره ببرد. زیرا واقعیت این است که وضع موجود و گروه های افراطی شیعه و سنی، اصل کیان اسلام را نشانه رفته اند.خشونت و تروریست از ورقه هایی نیست که مذاهب علیه یکدیگر از آن بهره جویی کنند. اگر چنین شود، مبارزه با خشونت، خود عرصه جدیدی برای تولید خشونت خواهد شد.تنها نگرانی این است که این سمینارها به جای آن که محل مقابله با افراط گری باشد، تبدیل به مرکر طرح اختلافات مذهبی شود. شیعه، سنی را و سنی، شیعه را متهم کند که پشت این جریانات افراطی هستند و خود این جلسات عامل افراطی گری جدید شود. مسئولان این سمینار باید به این نکته مهم توجه نمایند که در این مصاف اساس اسلام با رفتار خشونت آمیز تکفیری ها مورد هجوم قرار گرفته است. اگر این بلیه بزرگ قدرتمند از سر جهان اسلام برداشته شود و سمعه اسلام در افکار عمومی جهان کمتر آسیب ببیند، بعدا فرصت کافی برای بحث عقیدتی و مذهبی خواهد بود.
۲- دست کشیدن از مبانی اعتقادی نباید پیش شرط گفتگو برای نزدیک شدن اصحاب ادیان مختلف به یکدیگر باشد. به جای آن وظیفه عالمان دینی است تا در جستجوی مسایل مشترک بکوشند و در این راه با یکدیگر همکاری کنند، و آن ها را گسترش دهند. البته در یک جامعه مشترک انسانی هر جمعیت دینی باید بتواند به مبانی اعتقادی خود آزادانه عمل کند. از همین رو اصرار به جدا سازی معتقدان از مسلک و باورهای خود تلاشی عبث و بی حاصل است.
۴- ریشه یابی اینکه چرا این صداهای افراطی در میان مسلمانان مخاطب پیدا می کند نیز ضروری است. افراطیون در بسیاری از موارد توانسته اند از میان جوانان مسلمان اروپایی، عرب و آسیایی و خاورمیانه مخاطبان شهادت خواهی را جذب کنند. این قابل انکار نیست. ریشه این تجاوب را باید بررسی کرد. واقعیت این است که یکی از اصلی ترین دلیل این همدلی ها، ظلمی است که بر مسلمانان تحمیل شده است. نمونه بارز آن در مساله فلسطین است. چند نسل پشت سر هم در اردوگاه دنیا آمده اند و آواره اند. دنیا آنها را شهروند درجه دو میداند. اسرائیل با زیرپا گذاشتن تمام قوانین بین المللی ستم تاریخی خود را ادامه می دهد. بسیاری از کشورهای اسلامی نیز اجازه مخالفت جدی با این ستم ها را نمی دهند.در چنین شرایطی است که احساسات جوانی به سمت افراطی ها می رود. بزرگان فقه و اندیشه اسلامی برای اینکه بتوانند مخاطب های جوان را جذب کنند، باید علاوه بر تبیین اصول اسلامی در مبارزه با افراط و همزمان با آن باید بر مواضع سیاسی خود علیه ستم ها و اختناق های جهان اسلام تاکید کنند.
۵- این نکته نباید فراموش شود که نزاع های مذهبی تاریخ طولانی دارد. اما کمتر اتفاق می افتاد که آنها مثل امروز تبدیل به خشونت های فراگیر شوند و این همه خسارت به بشریت برسانند. تفاوت خشونتهای فراگیر مذهبی در شرایط فعلی با گذشته را در جهان ارتباطات باید جستجو کرد. در این دنیا همه صداها بلند شده است. تکنولوژی شمشیر دو لبه ای بود که افراطیون نیز از آن بهره بردند و به شعله ور شدن آتش خصومت ها دامن زدند. در این شرایط باید از رسانه استفاده بیشتری کرد. تا صدای افراطیون کم رنگ تر شو
۶- نکته مهم و پایانی این است که نباید در ظهور و بروز پدیده داعش و پیش از آن القاعده ، دست‌های پیدا و پنهان آمریکا وغرب را نادیده گرفت. آمریکا و غرب و هم پیمانانشان یک بار در جنگ سرد برای از بین بردن اتحاد جماهیر شوروی و یک بار برای ساقط کردن حکومت سوریه از احساسات نیروهای ساده و پر احساس مسلمانان سوء استفاده کردند، اما از آنجا که چنین پدیده هایی را نمی‌توان به همان آسانی که به وجود می‌آیند از بین برد، عواقب و پیامدهای این سوء استفاده سیاسی از نیروهای مذهبی دامنگیر خود محرکان و عاملان اصلی گرایشات تندروی مذهبی شد. هرچند که دستگاه های تبلیغاتی مسلمانان و پیروان نبی الرحمه، محمد مصطفی، بدون هیچ دلیلی قربانی تبلیغاتی این رفتارشدند. از سوی دیگر در خود عراق نیز افراد و گروه‌هایی که می‌خواستند در قدرت سهم بیشتری داشته باشند از داعش حمایت مالی، سیاسی ولجستیکی کردند. مساله این است که اگر جهان صادقانه قدرت و استقلال نیروهای مذهبی شیعه و سنی را به رسمیت بشناسد، ونخواهد از آن برای منافع سیاسی خود بهره ببرد، زمینه های پدید آمدن داعش والقاعده و میل به داعشی گری نیز از بین می‌رود. متاسفانه قدرت های بزرگ جهان سهم خود را در پدید اوردن این فجایع بزرگ نادیده می گیرند.
باز هم برای برگزار کنندگان این همایش ارزوی توفیق دارم و امیدوارم صدای این کنفرانس و کنفرانس های مشابه که صدای اصلی جهان اسلام است به گوش جهانیان برسد.