IID_logo

گفت‌وگو از خانه شروع می‌شود

گفت‌وگو از خانه شروع می‌شود
نام پژوهشگر  :آرش آبائی، مدرس و محقق علوم یهودی
منبع :
شرح : نگاهی کوتاه به چالش‏های یهودیت در مسیر گفت‌وگوی بین دینی
یهودیت سنتی و یهودیان معاصر در مسیر گفتگوی ادیان همواره در شک انتخاب میان دو گزینه قرار داشته‌اند: اول، خشنودی از ایجاد روابط بهتر با جهانیان، و دوم، نگرانی از تاثیرات دیگر عقاید دینی بر یهودیت.
دلایل نگرانی یهودیان از گفتگو و تعامل بین دینی،‌ ریشه‌های تاریخی و نیز جامعه شناسی دارد. مصایب وارده بر این مردم طی تاریخ پر فراز و نشیب آنها،‌ تغییر مذهب‌های اجباری،‌ تبعیدهای متعدد از سرزمین اسرائیل گرفته تا دیگر کشورها که در هر مقطع تاریخی، ‌موضع خود را نسبت به حضور یهودیان تغییر می‌دادند،‌ و نیز کشتارها و قتل‌عام‌هایی که تنها بخاطر یهودی بودن ایشان اتفاق افتاد، از جمله این دلایل تاریخی هستند. قلت جمعیت یهود در مقایسه با پیروان سایر ادیان – به ویژه مسیحیت و اسلام – و نیز حاکم بودن این دو دین در اکثر کشورهای یهودی نشین، از دیدگاه اجتماعی ، ‌توازن را در فضای این نوع گفتگو برهم زده است. علاوه بر این،‌ مناقشات دولت اسرائیل و فلسطینیان و کشورهای همسایه آن نیز بر سلامت این گفتگوها و زدودن آن از شائبه‌های سیاسی، سایه افکنده است.
علیرغم آن که یکتاپرستی و اعتقاد به خدا در یهودیت قدمتی بسیار بیش از سایر ادیان ابراهیمی دارد،‌ با این حال علمای یهودی – ضمن حراست شدید از باورهای دینی خود – در مواجهه با سایر عقاید دینی،‌ با استناد به آیات تورات و آموزه‌های تلمودی، رعایت هفت قانون منسوب به فرزندان نوح را – بدون گذر از آیین یهود – ملاک رستگاری و دست یافتن هر انسانی به جهان آخرت دانستند (در این قوانین، علاوه بر ایمان به خدای یکتا، بر رفتار عادلانه در زندگی و پرهیز از گناهان کبیره قتل و زنا و دزدی تاکید شده است). به عبارت دیگر، آمرزش و رستگاری را منحصر به موحدان یهودی ندانستند و دایره سعادتمندان جهان را گسترده تر از عالم یهودیت شناختند.
این شناسایی تکثر عقاید دینی در متون کلاسیک یهود نیز به کرات به چشم می‌خورد . در کتاب «مخیلتا» (تفسیری روایی بر آیات تورات) دلیل نزول تورات در بیابان سینا – و نه در سرزمین مقدس اسرائیل یا کشوری دیگر – این حقیقت دانسته شده که (آن) بیابان، سرزمینی آزاد و بدون مالکیت بود و نزول تورات در آن مکان،‌ نشان از آزادی پذیرش آن توسط همه جهانیان ـ و نه تعلق آن به مردم یا قومی خاص – داشت.
نیز در گفتارهای انبیای یهود از جمله یشیعا (اشعیا) و میخای نبی چنین آمده است:
و اما در روزهای آخر ، کوه خانه خداوند مشهورترین کوه جهان خواهد شد و مردم از سراسر دنیا به آنجا آمده ، خواهند گفت: «بیایید به دیدن کوه خداوند برویم و خانه خدای یعقوب را زیارت کنیم. او راههای خود را به ما خواهد آموخت و ما مطابق آن عمل خواهیم کرد، زیرا که شریعت از صهیون و کلام خداوند از اورشلیم صادر خواهد شد». خداوند در میان قوم ها داوری خواهد کرد و به اختلافات بین قدرتهای بزرگ و سرزمینهای دوردست پایان خواهد بخشید. ایشان شمشیرها و نیزه‌های خود را شکسته، ‌از آنها گاو آهن و اره خواهند ساخت. امتی بر امت دیگر شمشیر نخواهد کشید و بار دیگر جنگ را نخواهند آموخت. هر کس در خانه خود در صلح و امنیت زندگی خواهد کرد، ‌زیرا عامل ترس وجود نخواهد داشت، زیرا که این وعده خداوند متعال است. (میخا – فصل ۴ آیات ۱-۴)
پس از عصر انبیای یهود و شکل گیری و قدرت یافتن ادیان دیگر،‌ یهودیت میان عملکرد سیاسی ظالمانه برخی دولتهای حاکم نسبت به یهودیان و عقاید دینی پیروان صادق آن ادیان، تفکیک قائل شد که مصداق بارز آن در گفتارهای عالم و فیلسوف معروف یهودی قرن ۱۲ میلادی ، ‌موسی بن میمون (مایمونید ۱۱۳۵ – ۱۲۰۴ م.) دیده می‌شود. این دانشمند اسپانیایی که از تاثیرگذارترین شخصیت‌های یهودی بر آیین عملی و اعتقادی یهود است – تا حدی که او را موسای دوم یهود دانسته‌اند – با تاثیرپذیری از فرهنگ دینی اسلام،‌ ضمن اعتقاد به اینکه مسیحیت و اسلام،‌ حاصل و ادامه آموزه‌های یهودی هستند،‌ وجود این ادیان را بخشی از طرح عظیم الهی برای حاکمیت الوهیت بر تمام جهان می‌داند و چنین می‌گوید:
ارزیابی طرح خداوند (در تشکیل ادیان متعدد) ‌فراتر از توان فکری بشر است،‌ زیرا نه راه‌های فکری او چون ما است، و نه روشها و طریقت‌های وی. تمام این ادیان که منسوب به (حضرت) عیسای ناصری و (حضرت) محمد (از نسل) اسماعیل هستند،‌ همگی در جهت هموارسازی راه (ظهور)‌ پادشاه ماشیح (منجی موعود جهان) هستند،‌ که در نهایت به عبادت یکسان خداوند توسط تمام جهانیان منجر خواهد شد.
علیرغم وجود منابع متعددی از این دست در آموزه‌های یهودی در تایید مسیر گفتگوی بین دینی،‌ حداقل دو نکته به عنوان موانع سلامت این گفتگوها و تعاملات قابل بررسی و تامل هستند:
اول آن که،‌ عقاید و مقدسات دیگر ادیان باید به همان صورت که مورد قبول و پذیرش پیروان همان ادیان است،‌ دیده شوند. به عبارت دیگر، توجیه و تبیین دیگر عقاید ادیان «بر طبق رویه اعتقادی دین خودی» (که صورتی از Colonialism است) انحراف از مسیر و هدف این نوع گفتگوها است. امروز این مشکل را در رفتار برخی دولتها مشاهده می کنیم که اگر دینی را به رسمیت شناخته‌اند، باید لزوما آن دین و پیروانش را با تمام مقدسات آن به همان شکلی که مورد قبول خود آن دین است، مورد پذیرش قرار دهند. اهانت به مقدسات و مسلمات دینی و تاریخی ادیان ابراهیمی از این دست معضلات به شمار می روند.
دوم،‌ رعایت چارچوب و فضای گفتگوی بین دینی در درون محافل هر دین است. اگر معتقد به احترام و اعتبار عقاید سایر ادیان هستیم،‌ این رویه باید در فضای داخلی دین خودی نیز حاکم گردد، به مانند آن که یک وجدان ناظر بین دینی در تمام اماکن آموزشی و عبادی هر دین حاضر است. تنها در این صورت است که می‌توان خارج از تشریفات و تعارفات معمول در چنین اجلاس‌ها و همایش‌هایی، نتیجه عملی آن را به درون جوامع دینی انتقال داد.

و به طور خلاصه، گفت‌وگوی موثر بین دینی باید از خانه شروع گردد.
امید است که این نکات،‌ در جامعه یهودی و نیز جوامع سایر ادیان موثر واقع شده و صلح و آرامش موعود در کتاب‌های انبیا بر جهان حاکم گردد.