IID_logo

در راه گفت‌وگویی اصیل و حقیقی میان ادیان

شرح کامل سخنرانی

۳۰/۱۱/۱۳۸۱

در راه گفت‌وگویی اصیل و حقیقی میان ادیان

داشتن گفت‌وگویی واقعی، اصیل، مثمرثمر و مناسب بین ادیان مختلف نیازمند حسن ظن و جرأت است که هر دو طرف گفت‌وگو باید به این امر واقف باشند. چنین موردی از زمان‌های گذشته در جنبش گفت‌وگوی بین ادیان مورد توجه قرار گرفته است؛ چرا که گفت‌وگو قبل از هر چیز به معنای پذیرش طرف مقابل بدون درنظر گرفتن فرد مقابل از لحاظ دینی، ملی و قومی است.
در این عصر دشوار، تاریک و پرمشغله، ما در این‌جا گردهم آمده‌ایم تا در ابتدا شاهد و ناظر تعهد خود نسبت به تلاش‌هایی باشیم که در جهت درک متقابل میان ما وجود دارد، بر اساس احترام و تفاهم متقابل. همچنین ما خواستار تحکیم مشارکت خودمان در این گفت‌وگو هستیم که خود نتیجه تشخیص و ارزیابی مجدد دیدگاه‌ها و بینش خودمان در غالب کل این دنیاست.
خداوند خدایی است که همه ما را بخوبی می‌شناسد و بخوبی آگاه است که ما همانند یک کودک بی‌دفاع هستیم. به علاوه خداوند بخوبی از شادی‌ها و فشارهایی که ما در زندگی تحمل می‌کنیم، چه در محیط خانواده و چه در محیط جامعه، آگاهی دارد. خداوند چه به دوستان و چه به دشمنان واقف است. همچنین خداوند معنای عشق، لذت، همراهی و همگامی را بخوبی درک می‌کند و بدان واقف است. خداوند کسی است که می‌داند و آموزش می‌دهد هدف مشترک در زندگی را. این نشانگر ذات و هستی والاست که نیازمند قدرت و توان جهت فهمانیدن خود نیست.
ما همگی علی‌رغم تفاوت‌ها و تنوعات دینی، فرهنگی و قومی به خداوند ایمان داریم. در حقیقت باید بگوییم که این تنوع و تکثر یک نوع غنایی را به این وحدت ما می‌بخشد، بنابراین باید ببینیم که چگونه می‌توانیم ایمان و تعهد خود را به اجرا درآوریم. ما باید ایمان خود را حفظ کنیم و آن را تقویت کنیم و تعهد خودمان را از طریق روش‌ها و اشکالی کاملا ملموس تعمیق بخشیم.
لازم به ذکر نیست که این جلسات درحقیقت سرمنشأ غنا بخشیدن و تعمیق تعهد و درک متقابل است و این چالشی عظیم در برابر ما به شمار می‌آید. بیش از هر زمان در تاریخ بشریت باید بیش از پیش با یکدیگر به تفکر پردازیم و با یکدیگر همکاری کنیم.
اجازه بدهید برای یک لحظه هم که شده همه ما به این سؤال دائمی خداوند که از طریق وحی برای ما مطرح شده است توجه کنیم که آیا من پروردگار شما نیستم؟ اگر خداوند پروردگار ماست، چه چیزی مسئولیت ما را مشخص می‌کند؟ به طور حتم برای هر دوی ما به عنوان مسیحی و مسلمان این کار از طریق ایجاد نوعی مصالحه و دوستی شکل می‌گیرد که این امر موجب خواهد شد که ما بتوانیم وظایف خودمان را به عنوان بندگان خداوند متعال به نحو درست اجرا کنیم.
با توجه به این مقدمه درخصوص ضرورت گفت‌وگو، تصور می‌کنم ضروری است مجددا روی عوامل کلیدی مربوط به گفت‌وگو میان مسیحیان و مسلمانان تأمل کنیم.

۱- همه ما در رابطه با خدای واحدی صحبت می‌کنیم که خالق و عادل است و خداوندی است که به قضاوت می‌پردازد و اسرار را در نهایت آشکار می‌سازد. صدای این خداوند به طور دائم شنیده می‌شود که می‌گوید: «آیا من پروردگار شما نیستم». «بله خدایا، تو پروردگار من هستی». پروردگاری که دنیا را نه برحسب تصادف، بلکه براساس عشق خود خلق کرده است. همگی معتقدیم که چنین واقعیتی ما را به یکدیگر پیوند می‌دهد و ما را بر آن می‌دارد که با یکدیگر به همکاری با خداوند در جهت تکمیل جهان موجود بپردازیم. علی‌رغم تفاوت‌های عمیقی که بین همه ما موجود است، در عین حال همه ما مورد خطاب قرار گرفته‌ایم تا به ندای الهی گوش فرادهیم. پولس حواری مقدس در نامه خود به رومی‌ها می‌گوید: «تمامی خلقت با اشتیاق منتظر است تا خداوند پسر خود را بر ما بنمایاند؛ چرا که خلقت محکوم بود تا هدف خود را از دست ندهد… همچنین این امید وجود داشت که این خلقت بتنهایی بتواند روزی از بند اسارت و فساد رهایی یابد و بتواند در آزادی متعال که برای فرزندان خداوند درنظر گرفته شده شریک باشد؛ چرا که می‌دانیم کل دنیا در دردها و رنج‌ها به یکدیگر مرتبط هستند. در قرآن مجید می‌خوانیم: آیا ندیدی خداوند متعال زمین و آسمان را در اختیار تو قرار داد و از نعمت‌های آشکار و نهان خود در اختیار تو قرار داد».(۲۰:۳۱)
همچنین در سوره‌ای دیگر آمده است:
این خداوند بود که آسمان و زمین را خلق کرد و از آسمان باران فرستاد، تا بدین طریق میوه‌های خود را به وجود آورد و به وسیله میوه‌ها به تو روزی برسد… و خداوند خورشید و ماه را به تسخیر تو درآورد تا با کوشش طریق خود را بپیمایند، همچنین شب و روز را در اختیار تو قرار داد. (۱۴/۳۱-۳۲)
مؤمنین با نام خدا، خدایی که کل جهان را خلق کرد، جهت همکاری فراخوانده شده‌اند تا شاید بتوانند در جهت تکمیل جهان گام بردارند. شاید این حقیقت همان فراخوانی الهی است تا انسان‌ها در جهت تجدید همکاری و تعهد خود به یکدیگر بکوشند تا به زندگی مورد نظر زیر پرتو و تجلی بهشت و دنیای جدید دست یابند.
جهان با تمام زیبایی و جلوه نیازمند یک نوع بازسازی است و این بازسازی می‌تواند از روش جدیدی از ارتباط بین انسان و طبیعت حاصل شود. ملت‌هایی که پیرو خدای واحد هستند، همگی مورد خطاب قرار گرفته‌اند تا با یکدیگر در جهت ایجاد زندگی نوین همکاری کنند و این امر به طور قطع موجب غنای تمدن بشری خواهد شد.
مسیحیت و اسلام، هر دو با نشانه‌هایی که نتیجه اعتقادشان به خداوند است، مشخص می‌شوند؛ خداوندی که تاریخ را خلق کرده است و به علاوه هر دوی این ادیان از طریق ظهور جدید در تاریخ متمایز می‌شوند.
به علاوه هم مسیحیت و هم اسلام، تاریخ را جدی می‌گیرند؛ چرا که آن‌ها وحی الهی را در طول تاریخ جدی گرفته‌اند و بدان واقفند. در این‌جا مایل هستم که نقل قولی داشته باشم از یکی از محترم‌ترین رهبران دینی زمان خودمان، یعنی امام موسی صدر که در هنگام تفکر درباره خدا، تاریخ، واقعیت و وحی می‌گوید: خداوند در دیدگاه قرآن کسی است که خلق کرده و شکل داده است، تعیین نموده و هدایت کرده است. این امر به تأکید به این معناست که نقش خداوند با خلقت به پایان نرسیده است، بلکه در جهت ایجاد قوانین تعمیم یافته است و از مردم نیز در عین حال خواسته است که این قوانین را به اجرا درآورند و در زندگی خود به کار برند».
بنابراین بر ما واجب است که از این واقعیت آگاه باشیم که خداوند، پروردگار ماست و ما باید اطاعت و سرسپردگی خود را در برابر اراده خداوند به اجرا درآوریم و به طور حتم چنین سرسپردگی بی قید و شرطی در برابر خداوند موجب غنا و روشنی زندگی مؤمنین می‌شود.
هدف و مأموریت ما این است که راه جهانیان را در جهت داشتن زندگی توأم با همزیستی و تفاهم مسطح کنیم. ما اعتقاد داریم که باید یک تعریف جدید و کامل برای همزیستی میان مسلمانان و مسیحیان و پیروان ادیان مختلف در هنگام گفت‌وگوی میان مسیحیان و مسلمانان ارائه شود.

۲- نکته دیگر اینکه پدیده گفت‌وگو میان ادیان باعث می‌شود که مسیحیان، مسلمانان و همچنین یهودیان و پیروان دیگر ادیان در کنار یکدیگر قرار گیرند. باید توجه داشته باشیم که وقتی ما با یکدیگر ملاقات می‌کنیم، فقط به عنوان افرادی مسلمان یا مسیحی کنار یکدیگر قرار نمی‌گیریم، بلکه افرادی هستیم که دارای نگرانی‌ها، امیدها و علایق خاص خودمان هستیم. ما به عنوان همنوعان در جهانی که از عدم اطمینان به سوی جهالت و از تاریکی به سمت تخریب در حال حرکت است، گردهم آمده‌ایم، بنابراین ایجاد دنیایی جدید وظیفه ماست. هردوی ما از اهمیت فراوان سنن خود آگاه هستیم که خود بخشی از واقعیت معاصر به حساب می‌آید و همچنین از برخی فرمول‌های اساسی که به وسیله آن‌ها سعی می‌کنیم ایمان خودمان را بیان کنیم، همچنان همچون گذشته حائز اهمیت هستند.
ما به عنوان افراد مسیحی و مسلمان با سئوال ذیل که همچون چالشی پیش روی ما به حساب می‌آید، روبه‌رو هستیم: «ما چگونه در این زمان دشوار در برابر خدای خودمان، به عنوان واقعیت مسلم و قطعی، شهادت می‌دهیم». این سؤال فقط به این دلیل مطرح می‌شود که ما را به طرف یک بحث اصیل سوق دهد تا بدین وسیله قانع‌کننده‌ترین پاسخ را بیابیم.
با چنین ذهنیتی می‌توانیم بگوییم که گفت‌وگو از ما دعوت می‌کند که یکدیگر را بپذیریم و زندگی اجتماعی خودمان را مسئولانه دنبال کنیم. این مسئولیت‌ها ما را تشویق می‌کند که از طریق گفت‌وگو، تقسیم کردن علایق و امیدها به یکدیگر نزدیک و نزدیک‌تر شویم. از طریق چنین گفت‌وگویی قادر خواهیم بود که دانش و معرفت خود را تعمیق بخشیم، به همسایگان خود اعتماد کنیم و این کار را از طریق پذیرش تفاوت‌های موجود انجام دهیم و این مهم‌ترین موضوع به حساب می‌آید. اعتماد به دیگران و پذیرش تفاوت‌های موجود نیازمند شجاعت و آینده‌نگری است. در تفاوت‌هایی که میان ما وجود دارد، باید دنبال غنای یکدیگر بگردیم، بنابراین ما در جهت تلاش برای درک کردن، پذیرفتن و احترام گذاشتن به تفاوت‌های‌مان فراخوانده شده‌ایم.

۳- گفت‌وگوی میان ادیان یکی از مهم‌ترین نیازهای عصر حاضر است. این یک مطلب کاملا چالش برانگیز است که در آن مردم ادیان مختلف در جهت تغییر و اصلاح کلی زندگی و رفتار خود دعوت شده‌اند.
در جامعه امروز ملت‌هایی مختلف همچون سابق بصراحت از یکدیگر متمایز نیستند. در همه جا چه شرق و چه غرب ملت‌ها به نوعی به هم شبیه و نزدیک شده‌اند. چگونه یک جامعه دینی می‌تواند هویت خود را حفظ کند و در عین حال در یک جامعه کثرت‌گرا جای گیرد. در این‌جاست که اهمیت گفت‌وگو میان ادیان مطرح می‌شود که به مردم کمک می‌کند تا شجاعانه به امر زیارت خود بپردازند. به اعتقاد این‌جانب، گفت‌وگوی میان ادیان یک زیارت است که نهایتا موجب خواهد شد که سرسپردگی خود را در برابر اراده خداوند هویدا سازیم. به طور کلی گفت‌وگو فقط به معنای تمرین فکری نیست و یا به معنای همزیستی و همکاری و یا یک توافق عمومی بر سر یک سری اصول مشخص نیست. گفت‌وگو در اصل مشارکت و مداخله و تعهد، همچنین همزیستی مسئولانه و ضروری با یک هدف کاملا مشخص است. به علاوه گفت‌وگو صرفا یک ضرورت سیاسی و اجتماعی نیست، بلکه یک میل و علاقه درونی است که نهایتا راه را به سمت درک بهتر هموار می‌سازد. تمرکز اولیه گفت‌وگو ‌باید بر اموری قرار گیرد که ما را با یکدیگر متحد می‌کند. نشانه‌های مشترک میان مؤمنین ‌باید به زمینه‌های مشترکی که گفت‌وگو را می‌توان بر آن بنا کرد، تبدیل شود.
هنگامی که ما در رابطه با گفت وگوی بین ادیان صحبت می‌کنیم، بویژه وقتی که این گفت‌وگوی بین ادیان میان مسیحیان و مسلمانان مد نظر قرار می‌گیرند، لازم است چند نکته مثمرثمر را مورد توجه قرار دهیم.
اول: نکته‌ای که بشدت حائز اهمیت است و باید بدان توجه داشته‌باشیم این است که در همه حال اتحاد ناگسستنی بین مسیحیان و مسلمانان وجود دارد. تاریخ طولانی گفت‌وگوی میان مسیحیان و مسلمانان و قرن‌ها همزیستی میان آن‌ها منجر به نزدیکی افکار، سنت‌ها‌ و روش‌های مشترک زندگی شده است و از طرفی نیز باعث نزدیکی فرهنگی شده است که در آن مسیحیان و مسلمانان در حقیقت به روش خاص خود دستاوردهای معنوی و روحانی غنی و بزرگی را چه در گذشته دور چه در حال حاضر با یکدیگر داشته‌اند.
دوم: آنچه به نظر من مختص خاورمیانه و ایران است، این واقعیت است که ایمان دینی، چه برای مسیحیان و چه برای مسلمانان به طرز عمیقی در عادات و رسوم اجتماعی جای گرفته و این کار از طریق یک فرآیند بومی کردن به اجرا درآمده است. این دو دین در خاورمیانه، چه از لحاظ مذهبی و چه از لحاظ فرهنگی، اجتماعی و یا سیاسی تا حد زیادی ملی و مردمی شده‌اند.
سوم: عوامل غیرمذهبی باید نقش تعیین‌‌کننده‌ای در نزدیکی مسلمانان و مسیحیان ایفا کنند. گفت‌وگوی ما صرفاً درباره علم الهیات خشک و متعصب نیست و قرار هم نیست این‌گونه باشد. درواقع این گفت‌وگویی است مبتنی بر فرهنگ و نگرش اجتماعی – سیاسی. این طبعاً به این معنا نیست که ارتباطات مسیحیان و مسلمانان فاقد مبانی دینی است.
چهارم: نکته دیگر این‌که تمایزات مربوطه در هر یک از ما باید به عنوان عاملی در جهت غنی کردن و تکمیل گفت‌وگو تلقی شوند و نه به عنوان عوامل تضاد. از هر دو طرف دعوت می‌شود که با قدرت هویت دینی خود را حفظ کنند و به هیچ وجه هیچ یک از ویژگی‌های خاص خود را به طرف مقابل تحمیل نکنند، هرچند عوامل مشترک و تشابهات زیادی هم در هر دو دین وجود داشته باشد. چنین امری، بخصوص برای اقلیت‌ها حائز اهمیت است. بویژه هنگامی که اقلیت دینی احساس کند توسط اکثریت مطلق نادیده گرفته شده است.
زمان آن فرارسیده است که مسیحیان و مسلمانان حداکثر تلاش خود را در جهت تقویت «فرهنگ همزیستی» کنند تا شاید این فرهنگ همزیستی به تمامی سطوح جامعه راه یابد و موجب شود که فرهنگ هر یک از این گروه‌ها بتواند در این جامعه کثرت‌گرا به شکل مستقل به حیات خود ادامه دهد.
با این درک، گفت‌وگوی میان ادیان می‌تواند زنده نگه داشته شود و چه از طریق عمل و چه تفکر و اندیشیدن تقویت شود.
نکته آخر ‌که طبعاً از بقیه نکات هم اهمیت کمتری ندارد، این است که گفت‌وگو یک فرآیند تواناسازی متقابل است که موجب غنای ایمان ما می‌شود و موجب جهت دادن روابط‌مان به سوی احترام متقابل، همکاری و هماهنگی دوطرفه می‌شود. به علاوه مسیر را در جهت اعمال اراده خداوند در میان ما و ملت‌های با ایمان و با اراده هموار می‌کند.
ما به همکاری خودمان در جهت گفت‌وگو ادامه خواهیم داد، همان‌طور که در جهت تعمیق تعهد خود برای ایجاد یک جامعه بهتر می‌کوشیم.