IID_logo

لحظه بحرانی در گفت‌وگوی بین ادیان

لحظه بحرانی در گفت‌وگوی بین ادیان
شورای جهانی کلیساها
ژنو

در کنفرانس “اوضاع بحرانی” بیش از ۱۰۰ شرکت‌کننده از کشورهای متعدد و پیشینه‌های دینی متفاوت گردهم آمده بودند تا بحث کنند چگونه گفت‌وگوی ادیان می‌تواند در حل اوضاع بحرانی حاضر مفید واقع شود.

کنفرانس اوضاع بحرانی با پشتیبانی شوارای جهانی کلیساها با تواضع و امید کنفرانس “اوضاع بحرانی” که با کمک شورای جهانی کلیساها ترتیب داده شده بود، از هفتم تا نهم ژوئن در مرکز اتحاد کلیساهای ژنو برگزار شد. بیش از ۱۰۰ شرکت‌کننده از کشورهای متعدد و پیشینه‌های دینی متفاوت گردهم آمده بودند تا بحث کنند چگونه گفت‌وگوی ادیان می‌تواند در حل اوضاع بحرانی حاضر مفید واقع شود.

شورای جهانی کلیساها با تواضع و در عین حال با امیدهای بزرگ این کنفرانس را برپا داشت تا به واسطه آن، ایده‌ها و راهبردهای جدیدی بیابد تا تمام کسانی که به گفت‌وگوی ادیان به عنوان ابزاری برای حل اختلافات اجتماعی و بهبود کیفیت زندگی اجتماعی نگاه می‌کنند، مشترکاً از آن بهره ببرند.
نوشته پیش رو، گزارش مختصری است شامل برخی از نظرات، مسائل و وعده‌هایی که در کنفرانس ارائه شد. این گزارش برگرفته از سخنرانی‌های رهبران شورای جهانی کلیساها و سخنرانان میهمان کنفرانس است که هر کدام به آیین مختلفی تعلق داشتند و همین طور برگرفته از گزارش‌هایی است که برای انعکاس عملکرد هفت گروه گفت‌وگو کننده در این کنفرانس سه روزه تهیه شده اند.
موضوعات و مسائلی که در سخنرانی‌ها مطرح شد، عبارت بودند از: اوضاع بحرانی، تغییرکیش، نقد دین و دادوستد معنوی.

اوضاع بحرانی
دکتر ساموئل کوبیا، دبیرکل شوارای جهانی کلیساها و اِیچ.اِیچ. آرام اول، رئیس جلسه کمیته مرکزی شورای جهانی کلیساها، کنفرانس را با تشویق شرکت‌کنندگان به بحث در مورد اینکه چگونه گفت‌وگوی ادیان می‌تواند به شیوه مبتکرانه‌تری حلال اوضاع بحرانی جامعه امروز باشد، شروع کردند.
دکتر کوبیا با اشاره به این حقیقت که شورای جهانی کلیساها در ابتدا گفت‌وگوی ادیان را “اقدامی پرمخاطره” می‌دانست، گفت: سی سال پیش اولین خطر موجود، مشروع ساختن مسئله تلفیق عقاید بود که به آن به چشم یک تهدید برای خداشناسی همه اعضای شوارای جهانی کلیساها نگریسته می شد. اکنون قدم پرمخاطره ای که باید برداشته شود، نگاه به کثرت گرایی دینی به عنوان فرصتی برای آشنایی بیشتر با مومنان دیگر سنت های اعتقادی دیگر و همچنین دین خودمان و اهداف خداوند است که هم در گونه گونی وهم در تشابه باورهایمان منعکس شده است.
دکتر کوبیا در ادامه تاکید کرد: امروز گفتگوی ادیان اقدام مهمی در زمینه نهضت وحدت کلیساهاست؛ چراکه حاکی از این اصل وحدت کلیساهاست که می گوید: “کاری را که می توانیم باهم انجام دهیم، نباید تنها انجام دهیم” و به این ترتیب کثرت گرایی دینی را بسط می دهد.
دکتر کوبیا تصدیق کرد که مشارکت مسیحیت درگفتگوی ادیان نیازمند مرور گذشته و اعتراف به اشتباهات قدیم است و افزود: “ما باید در منظر عموم به اشتباهاتی که قبلا در راه بهبود انسانیت از دست رفته مان مرتکب شدیم، اقرار کنیم و آنها را بپذیریم”.

در ادامه کنفرانس، اِیچ.اِیچ. آرام اول ادعا کرد که اوضاع بحرانی ما در درجه اول مربوط به کثرت گرایی جهانی می شود و افزود: اگر گفتگوی ادیان می خواهد اثر بیشتری بگذارد، باید ریشه دار، کاربردی و انتقادی باشد.
وی تاکید کرد: با توجه به اینکه دستهای جهانی شدن دارند اعتقادات اخلاقی و معنوی مشترک بین بیشتر ادیان را از میان می برند، گفتگوی ادیان باید برای بازگرداندن تعهدات اخلاقی به درون جوامع کثرت گرا تلاش کند و این به معنی مخالفت با به کارگیری خشونت به نام دین و ساختن جوامع فراگیر است.

تغییر کیش
دکتر وانده آبیمبولا، نماینده آیین آفریقایی یُروبا، متذکر شد که طرح میسیونری مسیحیان تلاش می کرد آیینهای بومی سراسر جهان را ریشه کن کند و امروز گفتگوی مسیحیان با پیروان ادیان بومی را نمی توان اقدامی صد در صد خالصانه دانست. وی برای شکل گیری یک گفتگوی صادقانه شرایط زیر را ضروری دانست: باید این گفتگو تمام ادیان بومی و بدوی را در برگیرد؛ تخریب اماکن مقدس ادیان بومی باید متوقف شود؛ و شوارای جهانی کلیساها باید کلیساهای عضو خود را تشویق کند تا به شیوه های زندگی بومی احترام بگذارند.

خانم هبّه رئوف عزّه، معلم مسلمان مصری، در تایید سخنان دکتر آبیمبولا افزود: جوامع دینی امروز باید آن طرز فکر مبتنی بر گسترش دین خود با تغییر دین دیگران را که از زمانهای قدیم هم اسلام و هم مسیحیت را احاطه کرده است، کنار بگذارند.
رئوف عزه گفت: شاید برای شرکت کنندگان در گفتگوی ادیان مفید باشد که بدانند شوارای جهانی کلیساها و همین طور واتیکان، میان تبلیغ دین و اظهار دین تمایز قایل می شوند. به این صورت که اظهار دین را تقسیم کردن اعتقادات مذهبی با دیگران و تبلیغ دین را آمیخته با زور و پروپاگاندای فریب آمیز میدانند. شوارای جهانی کلیساها و واتیکان مسیحیان را به اجتناب از تبلیغ دینی دعوت می کنند ولی اظهار دینی را برای آیین مسیحی ضروری می خوانند.
وی در ادامه گفت: موضوع تغییر کیش موضوع پیچیده ای است که باعث بالا گرفتن تنش در درون و میان گروههای دینی می شود. خشونت و خشم نتایج غریبی برای آن نیستند. با این وجود، آموزه های دینی ما ابزارهایی را در اختیارمان می گذارند که به واسطه آنها میتوانیم این مشکل را حل کنیم.
معلم مسلمان مصری با طرح این سئوال که آیا این تمایز می تواند موضوع گفتگوی ادیان قرار گیرد؟ تاکید کرد: چنین گفتگویی می تواند برای ما روشن کند که چه رفتاری را باید تبلیغ دینی بدانیم و ان شاء الله علاوه بر آن شناخت ما را نسبت به اینکه چرا اظهار دینی تا این قدردر درون بعضی سنن دینی پرارزش دانسته می شود، افزایش دهد. به علاوه، ممکن است مسیحیان و مسلمانانی که در زمینه گفتگوی ادیان فعالیت می کنند، تشویق شوند این سئوال را در گفتگوی درون دینی در جوامع خودشان نیز مطرح کنند و به آن بیندیشند.

نقد دین
یک هیئت سه نفره هندی در این کنفرانس پیشنهاد کرد که گفتگوی ادیان تبدیل به اقدامی برای ایجاد عدالت اجتماعی شود. یک هندو به نام سوامی آنگیوِش، گفت: تمایزات دینی در برابر اهمیت زجر بشر و ارزشهای مشترک میان سنتهای دینی که ما را به سوی اجابت ناله نیازمندان فرا می خوانند، رنگ می بازد.

اصغر علی مهندس از دیدگاه یک مسلمان صحبت کرد و گفتگو را اقدامی خلاقانه خواند: “دیالوگ یعنی بدون این که قیدهای یک آیین خاص دست و پایمان را ببندد، عمل کنیم”. وی پیروان تمام سنن دینی را دعوت کرد تا در روابط و کارهای مشترکشان با یکدیگر عدالت، خیرخواهی، دلسوزی و خرد را دخیل کنند.

والسون تامپو از دیدگاه یک مسیحی گفت: گفتگوی ادیان را باید گفتگوی همسایگان بدانیم. وی گفت: “در همسایگی با نیازهای انسان مواجه می شویم”. “دین به بازار شهوات تبدیل شده است. تا تمرکز را از روی شهوات بر نداریم و روی نیازها نگذاریم، گفتگوی ادیان ره به جایی نخواهد برد”.

دو نفر از دیگر شرکت کنندگان هندی کنفرانس این سخنرانی ها را از پایه به نقد کشیدند. هر کدام از آنها به موضوعات زیر اشاره کردند:
همه سنتهای دینی کهن شامل عناصر سازنده ای هستند که باید آنها را بپرورانیم و عناصر مخربی دارند که باید آنها را بخشکانیم.
تلاش ما برای یافتن ارزشهای مشترک میان سنتهای دینی نباید شیوه خاص یک دین را برای بیان و آموزش این ارزشها تحلیل ببرد.
اصلاح طلبان سکولار باید برای تلاششان در پایان بخشیدن به نزاعهای دینی، مورد توجه قرار گیرند و از آنها قدردانی شود، چرا که نقششان در کشوری چون هند بسیار بزرگ بوده است.
عبادت و نمادهای دینی باید جای خود را به تفکر در مورد اینکه اصلا دلیل و فلسفه آنها چیست، بدهند.

ساعاتی بعد در صبح همان روز، خاخام نامه کلمان در باب گفتگو به نقل قول از خاخام ییتس گرینبرک گفت: “برای من مهم نیست که به چه آیینی تعلق دارید، البته تا زمانی که نسبت به آن احساس شرم کنید”. وی با این حرف به خاطرمان آورد که با مشاهده افراطیونی که در هر دین فعالیت میکنند، نباید در مورد آن دین و تمام پیروانش قضاوت کنیم. وی اعتراف کرد: “خود من هم بارها نسبت به رسوم دینی ام احساس شرم کرده ام، ولی در جاهایی هم بوده که به آن افتخار کرده ام.”

دادوستد معنوی
هر روز این کنفرانس با مشارکت معنوی یکی از شرکت کنندگان آغاز شد. این نوع دادوستد معنوی ما را به یاد تفاوتهای عظیمی انداخت که بین سنن مختلف دینی وجود دارند، حتی اگر لغاتی که استفاده می شوند از نظر مفهوم نسبتاً کلی به نظر آیند. هریک ازشرکت کنندگان در این دادوستد معنوی از آموزه هایی بهره گرفتند که آنها را نه تنها به زبان انگلیسی، بلکه به زبان سنتی آیین خویش نیز بیان کردند.
دادوستد معنوی علاوه بر این راهی برای ابراز احترام نسبت به سنتهای گونه گون جهان و اگرخدا بخواهد، راهی برای یافتن عناصری درمیان تکالیف معنوی هر آیین است که پیروانش را با قدرت و اطمینان کامل مخاطب قرار میدهد. اما گفتگوی ادیان طی تمام سالهای تجربه خویش موفق به کشف یا پرورش موسیقی معنوی یا متونی نشده است که بتوانند شرکت کنندگان را با همان قدرت و قاطعیت موجود در متون مقدس دینی شان مورد خطاب قرار دهد. قبول این ضعف ما را به این صرافت می اندازد که نگاهی نقادانه تر به هر ادعایی داشته باشیم که بگوید گفتگوی ادیان حقیقی تر و معنوی تر از اعمال مذهبی درون ادیان مختلف است.

یکی از شرکت کنندگان پیشنهاد کرد که دادوستد معنوی باید طوری انجام گیرد که هیچ شرکت کننده ای مجبور نشود در اعمال مذهبی ای که شرکت کنندگان به نمایش می گذارند، مثلا در آواز خواندن و همسرایی و یا در ایستادن و نمازخواندن، شرکت کند. خوب است شرکت کنندگان دعوت شوند تا در اعمال دینی دیگران که خالصانه با آنها تقسیم می شود، شرکت کنند، ولی این دعوت نباید در قالب یک انتظار بیان شود.
شرکت کننده ای که این نظر اصلاحی را داد، افزود: برخی از هم کیشان وی بشدت از بابت گفتگوی ادیان نگران هستند و گمان می کنند که بهانه ای برای تضعیف اعتقادات دینی شان و در نهایت از زیرخراب کردن موضوع اظهار دین در جامعه شان است. او همچنان گفت که به خاطر نقش وی در گفتگوی ادیان برخی از هم کیشانش او را تهدید به آتش کشیدن خانه اش کرده اند.
وی در پایان گفت: شرکت کنندگانی که در اوضاع فرهنگی و دینی ای زندگی می کنند که گفتگوی ادیان در آن به چشم یک تهدید در برابر قدرت و هویت جامعه دینی شان دیده نمیشود، هنگامی که وارد گفتگوهای بین المللی میشوند باید دقت و حساسیت بیشتری به خرج دهند تا با حرفهایشان موقعیت دیگر شرکت کنندگان را تهدید نکنند. دقت بیشتری باید به کار گرفته شود تا از انجام هر نوع فعالیت یا انتشار هر نوع بیانیه عمومی که ممکن است خطراتی که از قبل توسط شرکت کنندگان پیش بینی شده است را بیافزاید، اجتناب شود. به استثنای معارضاتی که ممکن است در درون جوامع دینی خودشان صورت پذیرد.

راهبردهای نوسازی گفتگوی ادیان

کسانی که طی سی سال گذشته با گفتگوی ادیان سروکار داشته اند، شاهد تغیرات بسیار مهمی در برنامه ها و محیط برگزاری گفتگوی ادیان بوده اند.
در محیطهای بسیاری نهضتها و سازمانهای دینی مطرح تر شده اند.
وعده های دینی در همه جای دنیا تبدیل به یک محصول تجاری برای فروش شده است.
گفتگوی ادیان اکنون تبدیل به وسیله ای برای فرونشاندن نزاع های نژادی و دینی شده است.
مهاجرت اقوام مختلف جوامع دینی را در درون فرهنگهای دیگر پخش کرده است.

شرکت کنندگان این کنفرانس، برای پاسخ به کسانی که می پرسند اصلا چرا باید گفتگوی ادیان صورت پذیرد، سخرانیهای مختلفی کردند که فواید گفتگوی ادیان را از دیدگاه های متنوع مورد بررسی قرار میداد. گفتگوی ادیان که کار حل و فصل اختلافات را ساده تر میکند، قادر است دنیای امن تری برای ما بسازد. بسیاری از کسانی که در گفتگوی ادیان شرکت کرده اند نه تنها با ادیان و سنتهای دینی دیگر آشنا شده اند و توانسته اند دوستی های پایداری با پیروان آنها برقرار کنند، بلکه شناخت بهتری نیز نسبت به سنت دینی خویش پیدا کرده اند. تعامل با مومنان ادیان دیگر، برخی از شرکت کنندگان در گفتگوی ادیان را بر آن داشته است که با دین خود تجدید بیعت کنند.
بنابر این خالی از لطف نخواهد بود که راهبردهای مناسبی برای نوسازی گفتگوی ادیان اتخاذ کنیم.

طرحهای آموزشی
تمایز قایل شدن بین آموزش رهبران دینی و غیر روحانیان به ما کمک خواهد کرد که بدانیم چگونه این طرحها را دنبال کنیم. به علاوه، بعضی از برنامه های آموزشی باید به منظور پیش برد گفتگوی ادیان طراحی شوند، درحالی که بعضی دیگر باید طوری طراحی شوند که یاور متصدیان گفتگوی درون دینی باشند.
این بدان معنی است که این دو نوع مختلف گفتگو بسیار به هم مرتبط هستند، چرا که پیشرفت گفتگوی ادیان اغلب نیازمند روشن شدن موضوعاتی در درون سازمانهای دینی و انجمنهایی است که در زمینهء گفتگوی ادیان قدم برمی دارند. همین طور، به نظر می رسد که یک گفتگوی درون دینی بهینه پیش نیازی برای یک گفتگوی ادیان موفق است.
سئوالاتی که در پیشبرد گفتگوی ادیان باقی می ماند و باید جواب داده شود به شرح زیر است:
در حال حاضر چه منابعی برای آموزش دینی کودکان و جوانان استفاده میشود؟
گفتگوی ادیان چگونه می تواند به برنامه های آموزشی رهبران دینی افزوده شود؟
آیا موضوعات درسهای دینی که در دانشگاه های سکولار ارایه میشود می توانند الگوی مفیدی باشند؟
این طرحهای آموزشی چه گونه میتوانند درون جوامع کثرت گرا مورد قبول واقع شوند؟

جوانان در مدارس مذهبی و عمومی باید به شناخت بیشتری نسبت به سنتهای گونه گون دینی جهان برسند. در برخی جوامع، چنین چیزی را می توان با تعلیم آموزگاران و با قرار دادن منابع درسی مناسب در اختیارشان به دست آورد. در دیگر حوزه های اجتماعی وسیاسی، می شود قوانینی وضع کرد که شیوه مطرح شدن این مسائل را در محیطهای آموزشی محدود و قانونمند کند.
برنامه های دادوستد آموزشی که با اعزام معلمها، دانشجویان، و رهبران آینده به درون دیگر سنن دینی و با دریافت چنین افرادی از خارج باعث می شوند آنها از نزدیک با سنتهای مختلف آشنا شوند و روابط حقیقی با پیروان آنها برقرار کنند، شیوه بسیار مفیدی برای توسعه فرهنگ گفت وگوست. این برنامه های دادوستد آموزشی می توانند احترام و شناخت متقابل را بین جوامع دینی افزایش دهند و همچنین به نوسازی گفتگوی ادیان کمک کنند.

گفتگوی درون دینی
رهبران تمام سنتهای دینی باید در مورد چالش رشد بنیادگرایی در درون جوامع دینی خود سخنرانی کنند. این مسئله را نمیتوان دقیقا مربوط به گفتگوی بین ادیان دانست و ما آن را گفتگوی درون دینی مینامیم. چنین گفتگویی درون یک سنت یا جامعه دینی خاص میتوانند برای افراد محافظه کار تر زمینه ساز گفتگوی ادیان باشد.
جوامع دینی که نتوانند اختلافات بین خودشان را با گفتگوی درون دینی حل و فصل کنند، در گفتگوی ادیان شکست خواهند خورد و به دلیل داشتن معیاری دولایه از آنها خرده گرفته خواهد شد. نمونه صحیحی که ما برای گفتگوی ادیان پیشنهاد می کنیم، باید در گفتگوی بین دینی تراشیده شود. به علاوه ما باید خودمان پیش از دیگران مسئله اختلاف نظر بین اعضای فرقه ها و گرایشهای دیگر درون جامعه دینی مان را حل کنیم و این کار را به رهبران ادیان دیگر واگذار نکنیم.

وقت عمل
در سراسر کنفرانس میهمانان اصرار داشتند که باید از مرحله گفتگو وارد مرحله عمل بشویم. تنها عده معدودی به این نکته توجه کردند که گفتگو در شرایط بسیار وخیم، مثلا در مورد فرونشاندن درگیریهای خشونت آمیز، صرفا “گفتگو” نیست بلکه نوعی عمل است. در عین حال باز هم طرح این مسئله مهم است که چطور برنامه های مختلف گفتگوی ادیان در شرایط دیگر منجر به فعالیت های عملی ملموس تر می شود.
حرکت های نمادین که توسط رهبران دینی یا دیگران صورت می پذیرند حایز اهمیتند. چنین فعالیتهایی می توانند به صورت اعتراف به اشتباهات گذشته و اظهار پشیمانی از آنها بیان شوند و یا به شکل یک سفر زیارتی به احترام صلح باشد. فعالیتهای نمادین می تواند موجب جذب خبرنگاران نیز بشود و تاثیر مثبتی بر آنان داشته باشد.
پیشنهادهای دیگری که برای پیشبردِ به اصطلاح “گفتگوی عمل” میتوان در نظر گرفت به شرح زیر است:
پی ریزی ساختارهای لازم که بتواند جوامع مذهبی را قادر سازد که کنار هم نشسته و در مورد بد و خوب مسایلی که شامل حال همه می شوند صحبت کنند.
جان تازه بخشیدن به روحیه تعاون از طریق تعامل و مشارکت با گروه های موجود.
فرموله کردن استراتژی های عمل در سطوح منطقه ای، ملی و بین المللی.
شاید در مواردی سازمانهای دینی و یا همه کلیسایی موجود نگران باشند که مبادا گفتگوی ادیان باعث محکوم شدنشان شود. تجربه ما در بریتانیا نشان میدهد که غلبه بر این نگرانی غیرممکن نیست. بنابراین وقتی دولت در مورد موضوع خاصی وارد گفتگو می شود، شبکه بین دینی گزارشی در مورد موضع دولت و مواضع دیگر جوامع دینی منتشر می سازد. اما هر جامعه دینی می داند که خود نیز می تواند در مورد موضعش گزارش ارائه دهد.

ایجاد روابط
این راهبرد با به وجود آوردن رابطه بین اشخاصی که بدون به رسمیت شناختن اختلافات دینی خود گرد هم می آیند تا برای فعالیتهای گروهی برنامه ریزی کنند، گفتگوی ادیان را تقویت میکند. دوستیهایی که از طریق همکاری در یک پروژه مشترک شکل می گیرند اعتماد کافی برای گفتگوی بین دینی فراهم میکنند. این نوع رویکرد به گفتگوی ادیان، رویکرد توده ای نامیده می شود و از آنجا که قصد آن توسعه گفتگوی ادیان است، در میان عمده ترین سطح جامعه، یعنی خود پیروان ادیان صورت می گرد، به آن “گفتگوی زندگی” نیز گفته اند.
این راهبرد با یک نیاز آغاز می شود و اعضای جامعه را کنار هم می نشاند که باهم گفتگو کنند تا این نیاز را برآورده سازند. به محض اینکه با ایثار مشارکت طرفین گفتگو این اعتماد در بینشان کل میگیرد، نیاز برای بهتر شناختن سنن دینی حاضر در آن گفتگو به منظور بهتر برآورده ساختن این نیاز مشترک جوانه میزند و در نتیجه فرصت و فضای بیشتری برای رسیدگی به مسایل مربوط به درک متقابل میان ادیان ایجاد می شود.
برای نمونه، جامعه ای که احساس می کند باید یک سرویس مشاوره تلفنی برای قربانیان ایدز به راه اندازد، ممکن است به این نتیجه برسد که کسانی که این خدمت اجتماعی را ارائه می کنند می توانند با آشنایی بیشتر از زمینه های مذهبی استفاده کنندگان عملکرد مفیدتری داشته باشند. ارائه یک خدمت اجتماعی که مستقیما با مسائل دینی ارتباط ندارد به آموزش و شناخت بیشتر کارکنان این سرویس منتهی شده است. توسعه گفتگوی ادیان در این روش از پایین به بالا و نه از بالا به پایین صورت می پذیرد.
وقتی یک سازمان خدماتی یا مذهبی و یا سازمانی مربوط به گفتگوی ادیان این طرح را توسعه می دهد، باید بسیار دقت کنیم تا مطمئن شویم هدف این سازمان صرفا بزرگ کردن نقش خود در جامعه انجام نبوده است. ایجاد روابط، علاوه بر افراد نیازمند سازمانهایی نیز هست که حاضر باشند برای به وجود آوردن اطمینان لازم نزد جوامع دینی دیگر “خواسته های شخصی” خود را نادیده بگیرند.

سفر زیارتی به ایمان
در حین این کنفرانس “اوضاع بحرانی” بیشتر به نگرانی ما نسبت به آینده مشترکمان اطلاق شد و این به علت تهدیدهای هولناک متعددی است که توسط بحرانهای زمانمان به ما وارد شده است. در عین حال فراخوانده شده ایم که با تواضع و امید عمل کنیم تا بتوانیم این دوران بحران را به دوران نوسازی آیینمان تبدیل کنیم.
می توانیم با از نو قالب ریزی کردن گفتگوی ادیان به عنوان فعالیتی با تواضع و امید، اعتماد بیشتری از جانب کسانی که به حسن نیت ما شک دارند ایجاد کنیم. با پرداخت کفاره اشتباهاتی که به اسم ما و به اسم تمام مقدسات مرتکب شده اند، میتوانیم راهی برای تبدیل گفتگوی ادیان از گفتگوی غریبه ها به گفتگوی همسایه ها باز کنیم.
با اتخاذ خط مشی خدمت و همبستگی که نیاز به قدری از خود گذشتگی نیز دارد، می توانیم دیگران را در کشف راهی مبتکرانه برای پیشرفت یاری دهیم. با کنار گذاشتن تمام ادعاهای قطعیت دینی میتوانیم راههای جدیدی برای حاکمیت اصول اخلاقی باز کنیم. با دوست داشتن دینمان تا حدی که بتوانیم به نوسازی معنویش اعتماد کنیم، می توانیم یاد بگیریم که چگونه آنچه باعث استحکام آیین ما شده را با دیگران متواضعانه تقسیم کنیم و چگونه شاکرانه عناصر مفید در بقای آیین دیگران را شاکرانه از آنان دریافت کنیم.
همه با هم، با اعتماد و صداقت، می توانیم بر این اوضاع بحرانی مسلط شویم و جای خطرات آن را با سفری زیارتی به آیینها که آینده عادلانه تر، روشن تر و صلح آمیزتری را برای ما تضمین می کند، عوض کنیم.